کد خبر: ۵۳۸۷۰
|
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۱
همايون خرم در مراسم گراميداشت استاد کسايي/3
همايون خرم، نوازنده ويولن و آهنگساز، در مراسم گراميداشت استاد کسايي که عصر 28 تير در تالار وحدت برگزار شد، کسايي را احياکننده ني ناميد. به اعتقاد وي هر اثر کسايي يک کتاب است.

به گزارش خبرنگار «شهر»، خرم در اين مراسم اظهار داشت: ملک‌الشعراي بهار مي‌گويد «از ملک ادب»، بنده تعميم مي‌دهم و عرض مي‌کنم «از ملک هنر، حکم‌گذاران همه رفتند/ شو بار سفر بند که ياران همه رفتند/ آن گرد شتابنده که در دامن صحراست/گويد چه نشيني که سواران همه رفتند». وي ادامه داد: واقعا بايد تسليت گفت ابتدا به ملت ايران، مردمي که همه ما به يقين مي‌دانيم که نه‌تنها هنرمندانشان را دوست دارند، بلکه به آن‌ها عشق مي‌ورزند، عاشقانه آثارشان را گوش مي‌کنند و عاشقانه به ساز آن‌ها توجه مي‌کنند و گزينش مردم، گزينشي است حقيقي.

خرم افزود: تسليت بعد را بايد به خانواده موسيقي و اهالي موسيقي گفت. هرکس زخمه‌اي به يک ساز مي‌نوازد، اهل موسيقي است و مي‌داند کسايي‌ها چگونه زدند، جليل شهناز چگونه زخمه به ساز مي‌زد و استاد بزرگ همه ما، ابوالحسن صبا، چگونه ساز را به صدا در مي‌آورد. وي گفت: تسليت بعدي من به خانواده محترم استاد کسايي است. من شاهد و ناظر بوده‌ام و مي‌ديدم که اين خانواده چطور دور شمع وجود اين عزيز مي‌گشتند و سعي کردند حدالامکان براي بهبود او کاري کنند. زيرا دوام در آن بيماري بسيار مشکل بود و شايد اگر اين مراقبت‌ها نبود، او نمي‌توانست تا اين‌جا دوام بياورد. تسليت مي‌گويم به خانواده‌اي که اين‌چنين هنرمند يکه‌اي را در خود نگه داشتند و توانستند مردم را از فيض او محروم نکنند.



اين نوازنده و آهنگساز در ادامه گفت: من نام کسايي را «احياکننده ني» گذاشته‌ام. من 10 ساله بودم که به خدمت استاد ابوالحسن‌خان صبا رفتم و از آن به بعد توجه بيشتري به عالم موسيقي و آن‌چه در آن زمان در راديو پخش مي‌شد، داشتم و سعي مي‌کردم دقت زيادي به همه هنرمندان داشته باشم. وي اظهار داشت: در خاطرم هست که در آن زمان يک نوازنده ني بيشتر نبود؛ مردي به نام نيستاني که خوب هم ني مي‌زد. بعد از آن هم شايد بعد از چند سال دو برادر نابينا بودند که يکي ني مي‌زد و ديگري ساز.



خرم ادامه داد: ما به تدريج مدارج ديگري را در موسيقي طي کرديم و کار به راديو کشيد. شش ماه بعد از زماني که بايد يک ارکستر را اداره مي‌کردم، موضوع تشکيل برنامه «گل‌ها» پيش آمد، با ارکستري که متشکل از چندين نفر بود؛ ولي چندين نفري که هرکدامشان معادل يک ملت در موسيقي بودند. يکي از آن‌ها مرتضي‌خان محجوبي بود و يکي استاد وزيري‌تبار و ديگري ابراهيم‌خان سرخوش و ضرب را حسين تهراني مي‌زد و نوازندگان ويولون هم تعدادي شاگردان صبا بوديم و تعدادي از فارغ‌التحصيلان هنرستان موسيقي آن زمان. در همين دوره بود که استاد محجوبي «من از روز ازل...»، «کاروان» و «من بيدل ساقي» در سه‌گاه را ساخت که همه کساني که به موسيقي علاقه دارند، حتي جوانان اين دوره، آن‌ها را گوش داده‌اند.



وي گفت: در حقيقت پيرنيا از تشکيل برنامه «گل‌ها» دو هدف داشت؛ يکي اين که احساسش کرد کساني که با ادبيات سر و کار دارند، آن‌چنان فارغ از موسيقي هستند که فکر مي‌کنند همان ادبيات مي‌تواند همه چيز را بگويد. از طرف ديگر کساني که با موسيقي سر و کار داشتند نيز توجه چنداني به شعر نداشتند. اين نوازنده ادامه داد: از آن‌جا که پيرنيا مردي عارف بود، اين دو را با هم آشتي داد و به نظر من اين بزرگ‌ترين کار پيرنيا بود. از آن به بعد بود که وقتي کسي کلامي را با يک موسيقي يا ساز مناسب مي‌شنيد، بيشتر توجه مي‌کرد و آن که اهل موسيقي بود درمي‌يافت که کلام چه تاثيري دارد. اين خدمت بزرگ پيرنياست.



وي گفت: شبي در همين مجالس بود که شعري خوانده شد و نايي از ني به گوش من رسيد که دريافتم چيز ديگري است. اين ني از جدايي‌ها شکايت مي‌‌کرد و آتشي که من در ناي گرم آن ني حس کرده‌ام، هنوز که هنوز است از خاطرم نرفته است. خرم ادامه داد: يک سالي از «گل‌ها» گذشته بود و بزرگاني چون بنان و ديگران آمده بودند و کم کم با يکديگر آشنا شده بوديم. يک روز به آقاي کسايي گفتم ساز شما را که شنيدم نمي‌دانم چرا بي‌اختيار به ياد برخي تحريرهاي صبا افتادم، گفت «اختيار داريد آقاي خرم، ما هرچه داريم از صبا داريم.» و اين حق‌شناسي از او بسيار عجيب بود. استاد کسايي گفتند «آقاي صبا با خانواده ما و با پدرم بسيار صميم بودند و وقتي به اصفهان مي‌آمدند که يک روز بمانند، ما تا 15 روز ايشان را نگه‌مي‌داشتيم و من وقتي ايشان ساز مي‌زد، تمام وجودم نگاه مي‌شد».



وي تاکيد کرد: اين‌گونه يادگيري‌ها، يادگيري «مي‌دانم مي‌دانم» نيست که بداني اين نامش دشتي است و اين گوشه عشاق است. کسايي در اين يادگيري مرحله عشق رسيده و فرد به اين مرحله که رسيد، به مرحله اوراق‌شويي مي‌رسد «بشور اوراق اگر هم‌درس مايي/ که درس عشق در دفتر نباشد». از اين‌جاست که هرچه مي‌زند خوب است. هرچه مي نوازد خوب است و مال خود اوست. در حقيقت مال خود او هم نيست.

 اين «در دم»‌هاي موسيقي است و کسي که عاشق موسيقي شد، کارش هميشه مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد. اين آهنگساز افزود: شنيده بودم که استاد کسايي رديف ايراني را نواخته‌اند و اين واقعا خدمت بزرگي است؛ ولي به عقيده من کساني که با عشق مي‌نوازند، هر اثرشان يک کتاب است از موسيقي‌داني. يکي از تک‌نوازي‌هاي استاد کسايي را مي‌توان به اندازه يک کتاب آناليز کرد. خرم گفت: وقتي کسي عاشق شد، ديگر همه چيزش متصل به بي‌نهايت است؛ بنابراين به بي‌نهايت شکل مختلف مي‌تواند بنوازد و با هر يک شور ديگري به پا ‌کند. در حقيقت او نمي‌سازد، براي او مي‌سازند، در حقيقت او نمي‌نوازد، دست‌ها وسيله شده‌اند. وي ادامه داد: کسي که با موسيقي سروکار داشته باشد، احترام ديگري براي امثال کسايي قائل است. او از عالم تقليد و حتي از عالم تحقيق بيرون آمده و «اسرار همي گويد و اسرار نداند».



اين آهنگساز افزود: وجود امثال کسايي‌ها ضروري است و يکي از راه‌هاي رسيدن به اين درجه، خلوص است. هر کس به دليلي مي‌نوازد يا مي‌سازد؛ اما خلوص چيز ديگري است و وقتي کسي اثري را با خلوص و عاشقانه مي‌سازد و نمي‌داند تکليف اين عشق چيست و توجهي به استقبال ديگران ندارد، غرض‌ها کنار مي‌روند. وقتي غرض کنار برود، ‌راه‌ها باز مي‌شود، دل‌ها صيقلي مي‌شوند و آن نوري که بايد مي‌تابد.

خرم گفت: خوشحالم بگويم که کسايي به اين نور رسيده بود و ني او جوشش عجيبي داشت. به همين دليل همه عاشق او هستند و اهل موسيقي اين جوشش‌ها را بيش از ديگران حس مي‌کنند. بنابراين اي کاش کسايي سال‌هاي سال مي‌ماند، فقط وجودش مي‌ماند؛ زيرا ساکت هم که بود حرف داشت. وي تاکيد کرد: در مواردي سکوت همان حرف دل است و حرف دل همان موسيقي است و هر دو يکي هستند. من عين اين موارد را در استاد بزرگمان ابوالحسن‌خان صبا ديده‌ام، گهگاه که در خود مي‌رفت تا يک ابوعطا بزند، ساعت‌ها مي‌گذشت و اين ابوعطا تمام نمي‌شد؛ زيرا اين ابوعطا بر اساس رديف نوشته‌شده خودش هم نبود، وصل به جاي ديگري بود.



خرم گفت: هر چه درباره کسايي گفته شود، نمي‌تواند جواب يکي از فرازهايي باشد که با ني نواخته است؛ زيرا آن‌جا دارد اسرار را مي‌گويد و خودش هم نمي‌داند. زيرا آن‌جا، جايي‌ست که نشان مي‌دهد کسايي چطور متصل مي‌شود. وي تاکيد کرد: کسايي همه دل‌ها را در تمام مدت زندگي‌اش به دست آورده و انساني که اين همه دل را با موسيقي نابش شاد کرده، دل خودش هم حتما شاد است. روانش شاد و يادش جاري.

گردهمايي اهالي موسيقي به ياد کسايي 

خانه کسايي ميراث هنر است، حفظش کنيم 

همايون خرم دير آمد و زود هم رفت 

نظر شما
آخرین اخبار