08/23/2017 - چهارشنبه 1 شهريور 1396
مشاهده خبر

راه آنجا آغاز می‌شود...
1395/5/30 12:55:1 print

راه آنجا آغاز می‌شود...
استاد مرحوم علی صفایی حائری

آن جا که با شکر و صبر می‌توان رفت، آنجا که اگر از پای افتادی و ناتوان شدی تازه با عجز می‌توان رفت دیگر چه حرفی داری و چه منطقی داری؟

آخر راه آن جا آغاز می‌شود که ما تمام می‌شویم. مادرم... به من درسی داد که فراموشم نمی‌شود: محمد پسر اول من می‌خواست به دنیا بیاید و این تجربه اول ما بود. نصف شب بود که درد به سراغ مادرش آمد. با داروهایی که می‌شناختم... کارسازی نمودم، ولی درد زایمان بود و شتاب می‌گرفت. به منزل پدر آمدم، هنوز ساعاتی تا اذان صبح مانده بود.

مادرم با چند نفر از بستگان به پذیرایی از مادر محمد مشغول شد و مرا از اتاق تبعید کرد. من از دور فریادها و ناله ها را می‌شنیدم و زمان بر من کند می‌گذشت. تجربه اول من بود. حدود طلوع آفتاب خانم دکتر را آوردیم. با خیال راحت تری در انتظار تولد نشستیم؛ فریادها و ناله ها زیادتر می‌شد، اما از ولادت خبری نبود. مادرم را صدا زدم، من آشفته بودم و او سرخوش. پرسیدم: آیا مشکلی هست؟ جواب داد: کار زایمان طبیعی است. گفتم: پس چه وقت فارغ می‌شود؟ با این همه ناله کی کار تمام می‌شود؟

خندید و گفت: تا نای نالیدن دارد و توان فریاد کشیدن دارد نمی‌ زاید. آن جا که درد توانش را گرفت آن وقت فارغ می‌شود. مدتی گذشت. از نای افتاده بود و فقط زنجموره بود که صدای گریه محمد بلند شد و این درس را فهمیدم که:

تا نای نالیدن داری و تا آن جا که توان داری ولادتی نیست. راه آنجا آغاز می‌شود که تو به پایان می‌رسی.

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه هنرهای ملی

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار