04/28/2017 - جمعه 8 ارديبهشت 1396
مشاهده خبر

نسبت ما و توسعه
1395/7/4 10:0:10 print

نسبت ما و توسعه
دکتر حسن سبحانی

با این كه دربارۀ نسبت بین دینی بودن جامعه و توسعه و پیشرفت آن در مغرب زمین مباحث بسیاری در بیش از دو سدۀ گذشته بیان شده و استنباط‌های متعددی هم از آن شده است، لیكن حداكثر مطلبی كه می‌توان گفت آن است كه بین كم رنگ شدن دین در زندگی مردم و توسعۀ اقتصادی - اجتماعی نوعی "هم زمانی" وجود داشته است.
حال، این كه "هم زمانی" مورد نظر می‌تواند حاكی از "علیت" و نظامی از علت و معلول‌هایی باشد كه فرآیند آن‌ها توسعۀ مغرب زمین است مورد چالش بسیار است و عمدتاً هم این استنباط وجود دارد كه هم زمانی حاكی از رابطه‌ای علی نیست، زیرا در آموزه‌های دینی - دین به طور اعم - گزاره‌ها و احكامی وجود دارد كه نه تنها نافی توسعه نیست، بلكه عامل و مقوم آن هم می‌تواند باشد.
درست است كه اصلاح دینی تحت عنوان پروتستانیسم موجب شد برخی خرافه‌ها و پیرایه‌هایی كه مسیحیت كاتولیك گرفتار آن‌ها شده بود از دین زدوده شود و تلاش و كوشش و كار و تولید جزء ارزش‌های دینی محسوب شود و به قول "ماكس وبر" كار همان تقوی تلقی شود، لیكن در این كه پروتستانیسم عامل رونق سرمایه‌داری و كاتولیك مذهبی مانع آن باشد، با این كه برخی شواهد و مصادیق قابل اعتنا هم وجود دارد، اما هیچ استدلال اقناع كننده‌ای در این خصوص ارائه نشده است.
بدیهی است استدلال وجود دارد، اما به وضوح ناشی از ناآگاهی صاحبان آن‌ها از موازین دینی است مانند آنچه مستشرقان دربارۀ اسلام گفته‌اند. مثلاً، عده‌ای اسلام را به معنای تسلیم شدن در قبال حوادث واقعه تفسیر كرده‌اند و از این مفهوم نتیجه گرفته‌اند كه اسلام دین تغییرات نیست و چون توسعه حاصل تغییرات است پس اسلام دینی ضد توسعه و ضد پیشرفت است. البته، تعداد بسیاری همین باور را درخصوص دیگر ادیان توحیدی هم دارند و از این رو چهرۀ دهه‌ها و قرون بعد از رنسانس مغرب زمین به تدریج چهره‌ای غیردینی جلوه می‌كند؛ نه این كه دین را رها كرده باشند، بلكه بدین معنی كه حضور آن را در زندگی اجتماعی - سیاسی لازم ندیده و كاركردهای آن را محدود کرده‌اند؛ مقوله‌ای كه موجب مسكوت ماندن دین و مهجور ماندن آن از تأثیرگذاری بر كاركردهای اجتماعی شد. نتیجۀ این روی داد حداقل آن شده است كه معنویت و هنجارهای معطوف به ماوراءالطبیعه از زندگی‌های مردم رخت بربسته و یا كم رنگ شده و در نتنیجه آرامش و سعادت مورد مطالبۀ فطرت انسان‌ها خدشه‌دار شده است.
واقعیت مذكور در سطور فوق سبب آن شده است كه در بیش از سه دهه كه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد و نظام سیاسی مبتنی بر این انقلاب حاكمیت یافته و تلاش كرده است دست به نهادسازی متناسب با آموزه‌های دینی در نظام سیاسی تازه تأسیس شده بزند، كسانی با استناد به تجربۀ مغرب زمین و این استدلال كه از یك سوراخ نباید بیش از یك بار گزیده شد مطرح کنند كه تجربۀ تأسیس نظام سیاسی بر پایۀ دین در اروپا شكست خورده است و آن‌ها تا زمانی كه دین را از زندگی اجتماعی خود منزوی نكردند نتوانستند به توسعه و پیشرفت برسند و لذا در جامعۀ ایران هم نباید یك بار دیگر آن تجربۀ شكست خورده را تكرار كرد و از این جهت بهتر است دین برای درون خانه‌ها و مساجد و زندگی‌های انفرادی باشد و نظام اجتماعی هم بر قاعده‌های تجربه شده و غیرمعطوف به دین اداره شود كه تجربۀ موفقی هم بوده است!
صاحبان این باور در این مدت طولانی حداقل تلاشی برای هم افزایی تلاش‌ها و اقدامات جهت كارآمدی حكومت دینی نكردند و به نظر می‌رسد در غیبت تلاش‌های بایسته و تحت الشعاع مشكلات طبیعی كشور، كه موجب كندی توسعه و پیشرفت می‌شده، ساده اندیشانه ابطال نشدن فرضیۀ خودشان را در جامعۀ دینی ایران پس از انقلاب به انتظار نشسته‌اند. واضح است كه آنان به تفاوت بین اسلام و مسیحیت و جوامعی كه درخصوص آن‌ها اظهارنظر كرده‌اند هم بعضاً بی‌توجه بوده‌اند، زیرا تفاوت‌های دینی را در جامعه‌های گوناگون از آثار و پی آمدهای واحدی برخوردار ساخته‌اند هر چند تلقی آنان از مسیحیت و توسعه هم باید مورد بازنگری واقع شود.
بخشی از كلام مطرح شدۀ مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان سالها قبل ترجمان پدیده‌ای است كه مذكور افتاد؛ یعنی بیان این معنی كه وجود چالشی بین پای بندی به اصول و پایه‌های دینی و پیشرفت‌های مادی ذهنیت كسانی را به خود مشغول كرده است، اما این چالش موضوعیت ندارد، زیرا جمع بین پای بندی به اصول و ارزش‌های اسلامی - انقلابی و دست یابی به علوم و معارفی كه موجبات رشد و پیشرفت و تأمین نیازهای مادی و غیرمادی مردم را سبب سازی می‌كند ممكن و عملی است و به اصطلاح این دو مانعة الجمع نیستند.
آنچه در این باره می‌توان گفت آن است كه نه‌تنها اصول و هنجارهای دین به طور اعم و اسلام به طور اخص - از آن جهت كه تكامل یافتۀ ادیان توحیدی محسوب می‌شود - مانع پیشرفت و توسعه نیست، بلكه تحقیقاً این آموزه‌ها عامل تغییرات مساعد و رشد و تعالی و مآلاً پیشرفت و توسعه بوده و یكی از ضعیف‌ترین داوری‌ها درخصوص دین همین اتهام مانعة الجمع ‌بودن وابستگی به اصول و تجربۀ توسعه و پیشرفت و رفاه مادی است. آنچه اینك در تبیین این ادعا ضرورت می‌یابد آن است كه ادبیات مفصلی تولید شود كه هم دربارۀ تلقی اروپاییان از مذهب كاتولیك و روی كرد كشیشان به علم و عالم و عقل بشری و مصائب و رنج‌هایی كه متأثر از آموزه‌های دوران قرون وسطی بر پیروان كنجكاو و جست وجوگر مسیحی و غیرمسیحی آمده است حدیث رفتار کند و هم دربارۀ اسلام و تلقی‌های از آن سخن بگوید، البته نه از زاویۀ دید مستشرقان و محققانی كه هم مسلمان نبودند و هم بعضاً و احتمالاً با اهداف استعماری به گزارش گزاره‌های دینی و ترجمان مفاهیم و كاركردهای رفتاری و گفتاری آن می‌پرداختند، بلكه ‌از زاویۀ نگرش دانشمندان و علمای اسلامی كه ضمن وقوف و تبحر بر اصول و بن پایه‌های اسلام از تحولات حیرت‌آور مستحدثه در جهان امروز بی‌اطلاع نیستند تا به لحاظ نظری چالش مورد اشاره در كلام رهبری را آنچنان از وضوح و شفافیت بهره‌مند سازد كه خزف‌های بازار اندیشه درخصوص دین نتواند ما را به تغابن جانشینی خرمهره با جواهر بكشاند.
به راستی، وقتی گزارۀ "كلما حكم به الشرع حكم به العقل و كلما حكم به العقل حكم به الشرع" را داریم، آیا جای تأسف بسیار نیست كه چنان رفتار یا وانمود شود كه مسلمانان سر در وادی عقلانیت ندارند و چون دیگران با پررنگ کردن عقلانیت به توسعه رسیده‌اند لذا "دین" كه از "نقل" به جای "عقل" بهره می‌گیرد به توسعه نمی‌انجامد و این درحالی است كه ما معتقدیم سلسلۀ آفرینش بر نظام متقن علت و معلولی استوار است و از سنن و قواعدی تبعیت می‌كند كه تبدیل و تحویلی در آن‌ها راه ندارد. این نظام عین عقلانیت است و كلام وحیانی در آن حقیقت و کاملاً مطابق با واقع است حتی اگر ما در مواردی به علت ضعف در بنیان‌های علمی و‌ آگاهی موفق نشویم كمال كلام وحیانی را با ابزار عقلانی منقوص خود ‌ادراك و فهم کنیم. تلاش برای تولید ادبیاتی ناظر به این مفاهیم ضروری می‌تواند سرعت حركت جامعۀ ما به سوی تعالی دینی را تسریع و با كاهش شبهات بر هم‌افزایی كوشش‌های ما بیفزاید.
صرف نظر از آن ضرورت نظری كه مطرح شد، كمك به رفع چالش مطرح شده می‌باید از طریق اقدامات عملی صحیح و بهینه جهت نزدیك‌شدن به دست آوردهای مادی و رفاه و معنویات معطوف به آن دو نیز پشتیبانی و پی گیری شود حتی به نظر می‌رسد كه صرف نظر از اهمیت مباحث نظری آنچه به لحاظ اثرگذاری بر توده‌های مردم از كارآمدی بیشتری برخوردار است همانا دست آوردهای عملی در عرصه‌های مادی و معنوی است كه به جای سخن‌گفتن از قابلیت دین برای پیشرفت خود از این قابلیت حكایت شفافی می‌كند. لذا، جامعۀ اسلامی عملاً هم باید به دست یابی هرچه سریع‌تر و كم‌هزینه‌تر به آرامش ناشی از توسعه و پیشرفت، اعم از مادی و معنوی، بیندیشد و برای این كار به مفاهیم متقن و راه كارهای عمیق بپردازد و از شیوه‌های ساده‌انگارانه و اقدامات عوام‌فریبانه و خلق توقعات ویران گر مبتنی بر اقتصاد رانتی نفتی پرهیز کند.
بدون تردید، ما در تخصیص منابع و برنامه‌ریزی و مدیریت اداری - اجرایی كشور از كاستی‌های بسیاری رنج می‌بریم، اما تلاش در خوری، با عنایت به اهمیت راهی كه در پیش داریم و چالشی كه در محور آن بحث می‌كنیم، از خویش بروز نمی‌دهیم. جامعه‌ای كه به واسطۀ در جریان بودن نخبگان و تحصیل كردگانش با فرهنگ و تمدن مغرب زمین خواسته یا ناخواسته ممكن است به ناسازگاری بین دین و توسعه هم بیندیشد حق ندارد فرصت‌های مادی و معنوی خود را تحت‌الشعاع سلایق فردی و لج بازی‌های اداری و خودخواهی‌های جبهه‌ای و حزبی و ندانم‌‌كاری‌های حرفه‌ای و جهالت‌های معطوف به نادانی و ناآگاهی و صدها عامل دیگر هدر بدهد و برایش مهم نباشد كه چه بر روزگار نسل هایی می‌رود كه در اینجا و آنجا در سرزمین‌های اسلامی‌ می‌توانند از ناكارآمدی و عقب‌ماندگی اقتصادی جامعۀ دینی برای همیشه باور به نظام‌سازی اجتماعی معطوف به دین را ترك کنند و خود را در اختیار تفكرات منفك از كلام وحیانی قرار دهند كه قاعدتاً از محدودیت‌های مصلحت‌طلبانۀ كمتری برخوردار است و با غرایز و علائق مهار نشده انسان‌ها راحت‌تر كنار می‌آید.
ما ناگزیریم كه در امور جامعۀ دینی خودمان و كشور به زینت‌ باورهای اسلامی مفتخرمان تأمل كنیم،‌ اظهارنظر کنیم، نقد كنیم، تلاش و كوشش کنیم، ملاحظۀ هیچ خط قرمزی جز ارزش‌ها و معیارها و نهادهای معطوف به دین را نكنیم، عمیق باشیم، و از مسامحۀ بی‌جهت بپرهیزیم و بر جذب هم‌كیشان و برادران دینی خود اصرار ورزیم تا با رونق مادی و معنوی حاصله چالش‌های پیش‌ روی اصول و هنجارهای اسلامی را به تدریج كم رنگ و محو کنیم.

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه مبل

نظرسنجی
به نظر شما کدام یک از آسیب های اجتما عی باید در اولویت توجه قرار گیرد؟




ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار