06/26/2017 - دوشنبه 5 تير 1396
مشاهده خبر

جرقه های زندگی
1395/9/29 8:43:42 print

جرقه های زندگی
استاد علی صفایی حائری

يك روز صبح با صداى استارت ماشينى از خواب بيدار شدم. استارت مداوم بود و جرقه‏ ها زياد و مايع قابل احتراق؛ اما با اين وصف حركتى نبود و پيشرفتى نبود.

من به ياد جرقه‏ هايى افتادم كه در زندگى خودم مدام سر مى‏ كشيدند. و به ياد استعدادهايى افتادم كه قابل سوختن بودند. و به ياد ركود و توقفى افتادم كه با اين همه جرقه و استعداد گريبان‏ گيرم بوده است.

در اين فكر رفتم كه ببينم نقص از كجاست كه شنيدم راننده مى‏ گويد بايد هلش داد. هوا برداشته است. و همين جواب من بود.


هنگامى كه هواها وجود مرا در بر مى‏ گيرند و دلم را هوا بر مى‏ دارد، ديگر جرقه‏ ها برايم كارى نمى‏ كنند و اگر مى‏ خواهم به راه بيافتم بايد هلم بدهند و ضربه ‏ام بزنند و راهم بيندازند تا آن همه استعداد راكد نماند.



 
rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه صنعت برق

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار