02/26/2017 - يكشنبه 8 اسفند 1395
مشاهده خبر

حکایت جعبه‌های جادویی و مافیای پشت پرده
1395/10/15 8:38:27 print
برنامه‌های تلویزیونی چه نقشی در تربیت و شکل‌گیری شخصیت‌ کودکان دارد
حکایت جعبه‌های جادویی و مافیای پشت پرده
نتیجه تحقیقات جامعه‌شناسان و مشاوران تربیتی کودکان در اروپا نشان می‌هد که در انیمیشن‌های قدیمی، شخصیت‌های زن همواره به واسطه ویژگی‌های زیبایی‌شان به کودکان شناسایی و قدردانی می‌شوند. برای نمونه کارتونی مانند سیندرلا که داستانی افسانه‌ای و نمایشی محبوب برای کودکان است که در سال 1950 با تاکید بر ویژگی‌های ظاهری ساخته شده است.

گروه اجتماعی شهر- «این اعتقاد که تلویزیون بد است، در بعضی موارد یک نظریه بسیار متحجرانه است که بخشی از جامعه و فناوری امروزی را به نفع جوامع قدیم طرد می‌کند. در حالی‌که بیشتر موضوعات اجتماعی و فرهنگی به وسیله تلویزیون درونی‌ می‌شوند.» این را ویلبر شرام، یکی از دانشمندان علوم اجتماعی در کتابش به نام «تلویزیون در زندگی کودکان ما» می‌نویسد. امروزه به اعتقاد خیلی‌ها تلویزیون دیگر آن وسیله سرگرم‌ کننده‌ای نیست که تنها زمان کمی از روزمرگی کودکان را به خود اختصاص دهد. قدیم‌ترها حتی خیلی از خانواده‌ها تلویزیونی نداشتند که کودکان‌شان پای برنامه‌های آن بنشینند و حالا اوضاع طوری شده که به اعتقاد مشاوران خانواده، بخش زیادی از تربیت بچه‌ها به عهده این جعبه‌های جادویی است.

روان‌شناسان می‌گویند:« تلويزيون يكی از وسايل ارتباط جمعی است كه قدرت زيادی در فرآيند ارتباط اجتماعی دارد و به خانه‌هايی كه كودكان كم‌ سن و سال در آنها زندگی می‌كنند، به سرعت نفوذ می­‌كند. این روزها با توجه به این‌که جعبه جادویی مهمان هر خانه‌ای با هر اوضاع مالی شده است و حضور گسترده تلويزيون از نظر كمی در خانه‌ها، داشتن تصوير، وجود شبكه‌های متعدد برای پخش برنامه‌های متنوع، شكسته شدن مرزهای جغرافيايی توسط اين وسيله با استفاده از ماهواره‌ها، سهل‌الوصول و ارزان بودن آن نسبت به برخی از وسايل ارتباط جمعی دیگر، به تلويزيون موقعيت ممتازی بخشيده كه از اين جهت نظر محققان را به خود جلب كرده است.»

نتیجه آخرین تحقیقات نشان می‌دهد که بین مخاطبان مختلف این رسانه تصویری، کودکان تاثیرپذیری بیشتری دارند چرا که ذهن کودکان ساده و فاقد هر گونه تجزیه و تحلیل پیام‌های این رسانه است. به همین دلیل کودکان بدون هیچ پناهی در برابر این جعبه جادویی قرار می‌گیرند و سازندگان کارتون‌ها با  شخصیت‌پردازی داستان‌ها و انیمیشن‌های کودکانه چگونگی طرزفکر و دیدگاه‌ آن‌ها را برنامه‌ریزی می‌کنند. آن‌طور که مجله هلث می‌نویسد، در پس تمام تصاویر متحرک و خوش رنگ و لعاب کودکانه‌ای که کنار هم قرار می‌گیرند و قصه یک کارتون را می‌سازند، بازاریاب‌هایی هستند که تصمیم می‌گیرند با چگونگی تعریف شخصیت‌های داستان چه چیزی را به کودکان آموزش دهند. این‌ها همان مافیاهای پشت پرده‌ای هستند که خانواده‌ها کودکان‌شان را برای این‌که ساکت بمانند به دست‌شان می‌سپارند. غافل از این‌که آن‌ها نه تنها دلسوزانی نیستند که بخواهند کودکان را در مسیر آموزش‌های بهتر قرار بدهند، بلکه در پس تصاویر سرگرم کننده‌شان چیزهایی که بازارشان را داغ‌تر می‌کند، به نمایش می‌گذارند؛ برای دختران چهره‌های زیبا و برای پسران هم بدن‌های قوی و قدرتمند!

نتیجه تحقیقات جامعه‌شناسان و مشاوران تربیتی کودکان در اروپا نشان می‌هد که در انیمیشن‌های قدیمی، شخصیت‌های زن همواره به واسطه ویژگی‌های زیبایی‌شان به کودکان شناسایی و قدردانی می‌شوند. برای نمونه کارتونی مانند سیندرلا که داستانی افسانه‌ای و نمایشی محبوب برای کودکان است که در سال 1950 با تاکید بر ویژگی‌های ظاهری ساخته شده است. قصه این انیمیشن بر محور زیبایی بیش از اندازه دختری شکل می‌گیرد که کارگر خانه نامادری‌اش است. مادر او سال‌ها پیش می‌میرد و پدرش با زن دیگری ازدواج می‌کند که حاصل آن ازدواج دو دختر به نام‌های آناستازیا و گرزیلا می‌شود. پدر سیندرلا خیلی زود می‌میرد و نامادری و دو دخترش آزار و اذیت سیندرلا را شروع می‌کنند. در این کارتون، رفتار بد نامادری، آناستازیا و گرزیلا با سیندرلا، خیلی بیشتر از این‌که به دلیل ویژگی‌های اخلاقی سیندرلا باشد، به دلیل زیبایی بیش از اندازه اوست. آن‌ها که نمی‌توانستند زیبایی او را تاب بیاورند، از شدت حسادت به ظاهرش رفتارهای نادرستی با او می‌کردند که تلافی این تفاوت ظاهری را جبران کنند. یک روز صبح که سیندرلا مثل همه روزهای دیگر مشغول تمیز کردن خانه است، زنگ در به صدا در می‌آید و وقتی سیندرلا در را باز می‌کند متوجه می‌شود که دعوتنامه‌ای از طرف حاکم شهر برایشان آمده است. قرار است حاکم شهر جشنی برای پسرش راه بیاندازد و از تمام دخترخانم‌های شهر دعوت کند در این جشن شرکت کنند تا پسرش بر اساس ظاهر زیبای آن‌ها یکی را برای ازدواج کند. قصه تا جایی پیش می‌رود که سیندرلا هم در این مهمانی شرکت می‌کند و دست‌آخر هم به خاطر همین زیبایی‌اش از آن خانه می‌رود و زن پسر پادشاه می‌شود.

نگاهی به این قصه به سادگی بیانگر این واقعیت است که سازندگان این نمایش دوست داشتند کاری کنند که دختربچه‌ها یاد بگیرند زیبایی‌شان می‌تواند مورد حسادت دیگران قرار بگیرد، مسیر خوشبختی‌شان را هموار کند و برای انتخاب شدن از سوی مردان تمام و کمالی که در کارتون در قامت پسر پادشاه به تصویر کشیده شده است، تنها برگ برنده‌شان چهره زیباست و نه هیچ ویژگی دیگری. نمونه این قصه‌ها در تاریخ نمایش کارتون دنیا کم نیستند. نمایش‌هایی که به دخترها یاد می‌دهند تنها چهره زیبای‌شان است که دیده می‌شود و مورد ستایش قرار می‌گیرد و برای مرد شدن تنها زور بازو حرف اول را می‌زند و نه هیچ خصوصیت دیگری. با مرور زمان اما رفته رفته این روند تا حتی تغییراتی پیدا کرد و کارتون‌سازهای عصر مدرن سعی کردند برای جلوگیری از تشویق باورهای اشتباه و جنسیت‌گرایانه، فاکتورهای دیگری را برای قدرت‌دهی به شخصیت‌های زن و مرد قصه‌ها تعریف کنند. حالا دنیای کودکان شاهد تصاویری است که در آن قهرمان قصه دختران به واسطه ویژگی شجاعت قدردانی می‌شود؛ چیزی که در کارتون Brave به خوبی به تصویر کشیده شده است. 

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه مقدم

نظرسنجی
به نظر شما کدام یک از آسیب های اجتما عی باید در اولویت توجه قرار گیرد؟




ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار