07/22/2017 - شنبه 31 تير 1396
مشاهده خبر

داستان‌سازی‌هایی خنده‌دار اما مسئله‌دار
1395/10/26 8:8:59 print
چطور با دروغ‌گویی‌ کودکان مقابله کنیم/ جلوگیری از رشد ضعف اخلاقی در بزرگسالی
داستان‌سازی‌هایی خنده‌دار اما مسئله‌دار
بچه‌های کم سن و سال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. آن‌ها با خودشان فکر می‌کنند تنها جمله دیگری که به ذهن‌شان رسیده به زبان آورده‌اند. بچه‌ها برای این‌که بدانند آن‌چه می‌گویند نادرست است، باید تفاوت میان راست و دروغ را درک کنند.

گروه اجتماعی شهر- کاغذی را که روی زمین افتاده بر می‌دارد. اول از صدای خش‌خشی که می‌تواند با کاغذ ایجاد کند خوشش می‌آید. خش‌خش‌ها بیشتر می‌شوند و دست آخر آن‌قدر با همان یک تکه کاغذ بازی می‌کند که پاره می‌شود. کاغذ را همان‌جا رها می‌کند و می‌رود پی سرگرمی دیگری. مادرش از راه می‌رسد و کاغذ پاره شده را می‌بیند. اطلاعات مهمی مانند شماره تلفن و اسم دکتری که به سختی به دست آورده بوده روی آن کاغذ نوشته که حالا باید به زور چسب تکه‌های پاره شده را کنار هم نگه دارد و شماره را دوباره قابل خواندن کند. کار چسباندن کاغذ که تمام می‌شود، بچه‌اش را صدا می‌زند و می‌پرسد که چرا کاغذ را پاره کرده است. بچه با تمام کودکی‌اش در ذهنش به دنبال اولین چیزی می‌گردد که در دفاع از خود به مادرش بگوید. به خواهر چند ماهه‌اش که در تخت چند وجبی‌اش به خواب عمیقی فرو رفته اشاره می‌کند و می‌گوید:« او کاغذ را پاره کرده است.» و این داستان مشترک بسیاری از مادران و پدران با دروغ‌گویی‌های خنده‌دار بچه‌شان است. چیزی که در نگاه اول همه را به خنده وا می‌دارد اما با بزرگ‌تر شدن آن‌ها به یک ضعف اخلاقی تبدیل می‌شود که نامش دروغگویی است.

کیثی کریزکا، روان‌شناس کودک می‌گوید:« تقریبا هیچ مادر و پدری را در دنیا پیدا نمی‌کنید که روایت‌هایی از این جنس نداشته باشند. چند وقت پیش که خانه خواهرم بودم، صفحه کامپیوترشان مشکل پیدا کرد. رنگ‌ها همه تاب‌دار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا روی زمین افتاده بود اما هیچ‌کسی تقصیر را به گردن نمی‌گرفت؛ نه پسرخواهرم که آهن‌ربا مال او بود، نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بُهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا روی صندلی‌ صورتی‌اش نشسته بود. آن‌وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاهی برای فرار از موقعیت‌های استرس‌زایی که در آن قرار می‌گیرند، دروغ می‌گویند؛ درست در مقابل چشم آدم‌ بزرگ‌ها! با گذشت زمان که بچه‌ها، بزرگ می‌شوند، حجم دروغ‌شان و همچنین دلایل دروغ‌گویی‌شان تغییر می‌کند و به تبع آن واکنش بزرگ‌ترها به این دروغ‌گویی‌ها هم عوض می‌شود. خبر بد این است که اگر در همان سنین کودکی با دروغ‌گویی‌های به ظاهر خنده‌دار مقابله نکنید، در بزرگ‌سالی دیگر کاری نمی‌توانید از پیش ببرید. نتیجه این می‌شود که فرزند شما در بزرگسالی یک ضعف بزرگ اخلاقی دارد و دیگری خمیره اصلی شخصیت او بر این اساس شکل گرفته و نمی‌توان تغییری هم در آن ایجاد کرد. خبر خوب هم این است که واکنش اندیشیده و درست به کار ناشایست کودکان به آن‌ها این اطمینان را می‌دهد که هر اتفاقی هم افتاده باشد، شما به آن‌ها کمک خواهید کرد و عواقب بدی در انتظار آن‌ها نیست.»

دبی نیستروم که مدیر یک مرکز مشاوره رشد کودکان در تورنتو است، می‌گوید:« بچه‌های کم سن و سال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. آن‌ها با خودشان فکر می‌کنند تنها جمله دیگری که به ذهن‌شان رسیده به زبان آورده‌اند. بچه‌ها برای این‌که بدانند آن‌چه می‌گویند نادرست است، باید تفاوت میان راست و دروغ را درک کنند. این توانایی قبل از سن چهارسالگی به دست نمی‌آید. در دوران کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌هایش را شروع می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سر هم کند.» به اعتقاد نیستروم، کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند. آن‌ها داستا‌ن‌هایی می‌سازند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آن‌چه در واقعیت رخ داده ترکیب می‌کنند.»

کریزا معتقد است بچه‌ها در سنین بالاتر برای به دست آوردن چیزی که دوست دارند یا برای فرار از پیامدهای ناخوشایند مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی دروغ‌گویی را به شیوه دیگری شروع می‌کنند. نیستورم می‌گوید:« هر قدر هم که از دروغ گفتن بدمان بیاید، دروغ گفتن بخشی از روند طبیعی و به هنجار رشد و نمو کودک است.» اما با این روند چه باید کرد؟

اول: هنگامی که اشتباهی از کودک شما سر می‌زند، با زبانی آرام واکنش نشان دهید و آن موقعیت را فضایی برای آموزش بشمارید. مثلا می‌توانید به کودک خود بگویید:« مطمئنم این همانی نیست که اتفاق افتاده، تو فکر می‌کنی همین بوده است؟» اگر دروغی که کودک‌تان گفته برای شما ناراحت ‌کننده است، می‌توانید در واکنش به او بگویید:« چه احساسی داری اگر کسی همین را به تو بگوید؟» پرسش سوال و تلاش برای به مشارکت کشیدن کودک به او این فرصت را می‌دهد که به جای ترس از اتفاقات بعدی، با آرامش بیشتری در مورد جواب‌هایی که قرار است بدهد، فکر کند.

دوم: روی حل مشکل متمرکز شوید و سعی کنید کودک‌تان را هم با خود همراه کنید. فرض کنید فرزند کوچک‌تان روی دیوار نقاشی کشیده، به جای این‌که او را متهم کنید به این‌که اشتباه بزرگی کرده و تنبیه بدی در انتظارش است، می‌توانید به او بگویید:« نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا که این اتفاق افتاده بیا به من کمک کن که با هم پاکش کنیم.»

سوم: سعی کنید به کودک‌تان یاد بدهید که چرا راست‌گویی او اهمیت دارد. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد، باید او را به این اطمینان برسانید که با گفتن حقیقت اتفاق بدی برایش نمی‌افتد. بیشتر بچه‌ها از ترس واکنش‌هایی که خانواده‌ها در مقابل کار بد و اشتباه‌شان نشان می‌دهند سعی می‌کنند از گفتن حقیقت طفره بروند.

چهارم: انتخاب‌هایی پیش روی کودک‌تان بگذارید طوری که بداند نظرش درباره خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی مهم است. به این ترتیب دیگر او برای رسیدن به چیزهایی که دوست دارد و برای تامین نظراتش ناچار نیست داستان سر هم کند و دروغ بگوید. 

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه صنعت برق

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار