06/27/2017 - سه شنبه 6 تير 1396
مشاهده خبر

فیلمی که می توانست ماندگار شود
1395/12/17 9:9:17 print
به بهانه توزیع سیانور در شبکه نمایش خانگی
فیلمی که می توانست ماندگار شود
سیانور، شروع بدی ندارد اما خیلی زود مثل بسیاری از فیلم‌های مشابه، به ورطه‌ شعارزدگی، حکم صادر کردن‌های آن چنانی و یک‌ طرفه به قاضی رفتن‌های همیشگی می‌غلتد . شخصیت‌ها، خوب پرداخت نشده‌اند و فیلمنامه‌ مسعود احمدیان، از تکراری بودن، قابل پیش ‌بینی بودن و در نتیجه خسته ‌کننده بودن رنج می‌برد .

گروه فرهنگی شهر- سیانور، فیلمی به کارگردانی بهروز شعیبی، نویسندگی مسعود احمدیان و تهیه‌ کنندگی سیدمحمود رضوی محصول سال ۱۳۹۴ است. این فیلم ۲۸ مهر ۱۳۹۵ در سینماهای کشور اکران شد و مدتی است در شبکه نمایش خانگی در دسترس عموم قرار گرفته است.

قصه سیانور در دهه ۵۰ می‌گذرد و محور اصلی آن بخشی از روابط اعضای مجاهدین خلق است که در آن دوره زمانی به تصویر کشیده می‌شود. این فیلم به بخش‌هایی از زندگی مجید شریف واقفی نیز می‌پردازد که از افراد مهم در دار و دسته مجاهدین خلق محسوب می‌شود.

سیانور، شروع بدی ندارد اما خیلی زود مثل بسیاری از فیلم‌های مشابه، به ورطه‌ شعارزدگی، حکم صادر کردن‌های آن چنانی و یک‌ طرفه به قاضی رفتن‌های همیشگی می‌غلتد. شخصیت‌ها، خوب پرداخت نشده‌اند و فیلمنامه‌ مسعود احمدیان، از تکراری بودن، قابل پیش ‌بینی بودن و در نتیجه خسته ‌کننده بودن رنج می‌برد.

اصولا شخصیت ‌پردازی در این فیلم، فدای شعارزدگی شده و کاراکترهای منفی فیلم، کاریکاتورهایی هستند که هیچ نمی‌فهمند جز اسلحه دست گرفتن و کشتن. آدم‌های فیلم به دو گروه
آدم‌ خوب‌ها و وحشی‌های بی‌ منطق تقسیم می‌شوند و البته مشخص است که در جنگ بین چنین دو گروهی، کدام‌ یک برحق خواهد بود.

فیلمنامه‌ سطحی و قابل پیش‌بینی فیلم، بارزترین نقطه ‌ضعف آن است. کلیشه‌ها در جای‌ جای فیلمنامه دیده می‌شوند و فیلم نمی‌تواند خود را از چنگ‌شان رها کند. شاید یکی از بدترین، نخ ‌نماترین و مستعمل‌ترین کلیشه‌ها، مربوط به مواجهه‌ دو کاراکتر مرتضی و وحید با مرگ است. مرتضی، مسلمان است و معتقد به زندگی پس‌از مرگ. پس آرام است و ترسی از مرگ ندارد. اما وحید که از دین برگشته و خدا را انکار کرده، در لحظه‌ مرگ، به وحشت می‌افتد و به زمین و زمان و به رفقای حزبی که او را فریب داده‌اند لعنت می‌فرستد.


روایت غیر خطی فیلم بیش از حد دیرفهم است. کات‌هایی که مقطع زمانی مورد اشاره در فیلم را تغییر می‌دهند گاهی تماشاگر را از جریان فیلم عقب می‌اندازند. ضمن این که اصلی‌ترین رابطه عاشقانه فیلم تا اواخر کار نچسب و از نظر حسی تا حدی غیر قابل درک به نظر می‌رسد.

چفت و بست خط اصلی داستانی هم دیر به هم وصل می‌شود و همین باعث می‌شود بعد از گذشت بخش قابل توجهی از فیلم کماکان احساس کنیم که با اثری دو پاره روبروییم.

از سوی دیگر فیلم دچار کمبود نقاط اوج کوبنده‌ای است که به طور کامل و واضح به عنوان یک لحظه کلیدی در فیلم به یاد تماشاگر بماند.

مهمترین معضل فیلم اما غریب ماندن مفاهیم برای نسل امروز است که نه چریک می شناسد و نه از شریف واقفی و تقی شهرام شناخت دارد.

سیانور از مشکلاتی رنج می‌برد که فیلم را از تبدیل شدن به یک اثر درخشان باز می‌دارند.

در پایان، بی‌انصافی است اگر اشاره نکنیم به زحمات فراوان گروه طراحی صحنه‌ فیلم به‌ سرپرستی آیدین ظریف که واقعا دقت و ظرافت به خرج داده و حتی مواردی مثل کاغذ دیواری‌ها، تابلوها و کلید و پریزها را نیز در طراحی خود از نظر دور نداشته‌اند و فضای فیلم را کاملا منطبق بر دهه ۵۰ طراحی کرده‌اند. اگر این ریزه کاری و وسواس در همه بخش‌های فیلم رعایت میشد با اثر ماندگاری روبرو بودیم.

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه صنعت برق

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار