06/27/2017 - سه شنبه 6 تير 1396
مشاهده خبر

به دست‌های بدبختی باید لاک قرمز زد
1395/12/21 9:6:24 print
به بهانه توزیع خانگی فیلم"لاک قرمز" سیدجمال سیدحاتمی
به دست‌های بدبختی باید لاک قرمز زد
شکل کارگردانی، موقعیت دوربین و محل قرارگیری شخصیت‌ها به گونه‌ای است که پس از گذشت مدت کمی از داستان، مخاطب متوجه می‌شود که با اکرم همراه خواهد بود . مثلا جایی که پدر و مادر دعوایشان می‌شود، اکرم خواهرش را از خانه بیرون می‌برد و ما همراه او از حادثه دور می‌شویم .

گروه فرهنگی شهر- لاک قرمز فیلمی به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی، نویسندگی امیر عبدی و تهیه‌ کنندگی کامران مجیدی محصول سال ۱۳۹۴ است.

«لاک قرمز» فیلمی اجتماعی با رگه‌هایی از واقع گرایی، قصه اکرم، دختری شانزده ساله را روایت می‌کند که با پدر معتادش که قصد دارد با ساخت عروسک خرج خانواده‌اش را بدهد، مادرش و خواهر و برادر کوچکترش در جنوب شهر زندگی می‌کند. مرگ پدر زندگی این خانواده را با مشکلات زیادی روبرو می‌کند.

فیلمنامه شخصیت محور است به این معنی که یک شخصیت مرکزی در داستان درگیر موقعیتی شده و تلاش می‌کند تا خود را به وضع آرام قبلش بازگرداند اما مجبور می‌شود مسیری را طی کند که او را تبدیل به آدمی دیگر می‌کند.

شخصیت‌های فرعی این فیلم اغلب خاص و یکتا هستند. شخصیت پدر معتاد شبیه هیچ یک از پدران معتادی که تا به حال در سینما دیده‌ایم نیست. او دخترش را به خاطر زدن لاک شماتت نمی‌کند چون حفظ غرور دخترش برایش مهم است. مثل غرور خودش که اجازه نمی‌دهد تا عروسک ‌سازی را تعطیل کند و میز و صندلی بسازد. اما طرز برخوردش با مادر اکرم با بازی بسیار خوب پانته‌آ پناهی‌ها نوعی تناقض رفتاری در شخصیت‌اش است که او را پیچیده و باورپذیر می‌کند.


لحظه‌ای که اکرم به خانه برمی‌گردد و حمایت پدر را از مادرش می‌بیند در حالی که همین چند لحظه پیش او را زده است ما به شناخت تازه‌ای از این خانواده می‌رسیم. آنها بسیار به واقعیت نزدیک شده‌اند. شخصیتی که از مادر پرداخته شده نیز بسیار تازه است. او برعکس همه مادرهایی رفتار می‌کند که تا به حال دیده‌ایم. به دلیل ترس‌هایش و عدم اطمینانی که به خود دارد توانایی حفظ خانواده را ندارد و در لحظه بحرانی داستان از ترس، بچه‌ها را گذاشته و فرار می‌کند. این خاص و عجیب بودن شخصیت‌ها در عین حال به واقعی شدن‌شان کمک کرده و باور پذیرشان کرده است.

در این فیلم تعمدا تمامی بزرگ‌ترها، اقوام، همسایه‌ها و هر کسی که کمکی از دستش برمی‌آید خودخواه، ناتوان یا ترسو هستند تا قهرمان داستان یک تنه در مقابل همه مشکلات بایستد. بازی تاثیرگذار او وقتی که پشت آسایشگاه اعتراض می‌کند که «مگه ازتون خواستم کمکم کنید؟» نشان می‌دهد که دختر فقط یک هدف دارد. او می‌خواهد به هر قیمتی که شده غرور خود و خانواده‌اش را حفظ کند.

شکل کارگردانی، موقعیت دوربین و محل قرارگیری شخصیت‌ها به گونه‌ای است که پس از گذشت مدت کمی از داستان، مخاطب متوجه می‌شود که با اکرم همراه خواهد بود. مثلا جایی که پدر و مادر دعوایشان می‌شود، اکرم خواهرش را از خانه بیرون می‌برد و ما همراه او از حادثه دور می‌شویم.

تنها قسمتی از فیلم که زاویه دید روایت داستان آگاهانه تغییر می‌کند لحظه‌ای است که اکرم در ترمینال فرار می‌کند و مادر در سکانسی تاثیرگذار با قاب ‌بندی و تدوین جامپ کات دنبال دخترش می‌دود. اهمیت این تغییر زاویه دید در آن است که مخاطب همراه با مادر از تنهایی می‌ترسد و تصمیم او را در ترک فرزندانش کمی راحت‌تر می‌پذیرد.

فیلم اول جمال حاتمی بی ‌ایراد نیست. در بخشی از داستان زیاده ‌گویی دارد و خرده‌ قصه‌هایی از فیلم آنقدر جذاب از آب در نیامده است. گاهی مخاطب از موضوع اصلی دور می‌ماند و گاهی شخصیت‌ها به زور به او اطلاعات می‌دهند. اما در مجموع، تجربه‌ای دوست‌ داشتنی و قابل قبول از آب در‌آمده است.

شاید تیزر تبلیغاتی معمولی فیلم دلیل مهمی برای فروش کمش به حساب بیاید اما بی‌شک این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های کارگردانی فیلم اولی است.

 

 

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه صنعت برق

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار