08/23/2017 - چهارشنبه 1 شهريور 1396
مشاهده خبر

لزوم تغییر نقشه راه برای تولید
1396/1/10 8:5:59 print
گزارش "شهر" از سیاست های اقتصادی که همچنان بر مدار مقاومت نمی چرخند
لزوم تغییر نقشه راه برای تولید
زمانی که بحث حمایت به میان می آید، تلقی این است که منظور از حمایت، اعطای وام ارزان قیمت، تعرفه زیاد برای واردات است. در صورتی این تلقی لزوماً تعریف درستی از حمایت نیست چرا که در برخی از مواقع بخش تولید را با حمایت های نادرست تنبل و کوچک نموده ایم.

گروه اقتصادی شهر؛عباس دهقان- با گذشت چندین سال از ابلاغ سیاست های اقتصاد مقاومتی، هنوز درک و بیان درستی از این موضوع در بین سیاست مداران وجود ندارد. برای تحقق اقتصاد مقاومتی اولین قدم، تبیین درست از مسأله است. لذا تمام ارگان های تصمیم گیر اعم از قوه مجریه، مقننه و قضائیه و ارگان های اقتصادی دخیل در اقتصاد و حتی بخش خصوصی و اتاق های بازرگانی بایستی به یک فهم مشترک برسند.

اگر به طور دقیق به بند بند سیاست های اقتصاد مقاومتی توجه شود، به خوبی می توان به این نکته رسید که شاه بیت اقتصاد مقاومتی، تولید است. به بیان دیگر اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد متکی بر تولید داخل است؛ اما چگونه تولیدی؟ این مهمترین نکته برای تبیین استراتژی درست تولید در بخش های مختلف است. تولیدی مورد نظر است که بتواند در بازارهای خارجی از نظر قیمت یا از نظر کیفیت قابل عرضه در بازارهای بین المللی باشد و بتواند رقابت نماید. در اقتصاد مقاومتی به درونزا و برون نگر بودن اقتصاد اشاره شده است. به عبارتی اقتصادی که متکی بر توانمندی های داخلی باشد و بتواند در بازارهای خارجی ورود کند و رقابت نماید.

در حال حاضر اتفاقی که در تولید کشور افتاده است و وضعیتی که در بخش تولیدی کشور حاکم است، به هیچ عنوان منجر به افزایش و ارتقای کیفیت کالاهای داخلی جهت رقابت در عرصه های جهانی نشده است. در حال حاضر تولید داخل توان عرضه در بازارهای جهانی را ندارد و صادرات غیر نفتی کشور صادراتی نیست که متکی بر نیروی کار یا فناوری بومی باشد. به عبارت دیگر درون زا نیست تا رشد کند و برون گرا گردد و قابل عرضه در بازارهای خارجی صادر شود. تولید داخل در شرایط کنونی در بازارهای خارجی قابل رقابت نیست و به همین دلیل بخش تولید کشور همواره از واردات وحشت دارد. تولید داخل که با حمایت های بدون برنامه پیچیده شده، قاعدتاً تولیدی نیست که بتواند اهداف اقتصاد مقاومتی و اشتغال زایی پایدار را جامه عمل بپوشاند.

از مجموع صادرات غیر نفتی کشور حدود 55 درصد آن صادراتی است که مستقیماً از چاه های نفت به دست می آید. به عبارتی دیگر پتروشیمی و میعانات گازی. به این معنا که میعانات گازی هیچ فرقی با نفت نمی کند و فرق آن فقط این است که میعانات گازی به جای اینکه از چاه نفت احصاء شود، از چاه گاز به دست می آید. در خصوص صادرات پتروشیمی نیز اگر تاکنون وضعیت فروش مناسب بوده به دلیل خوراک گازی است که از قیمت جهانی پایین تر بوده است. به عبارت دقیق تر، 55 درصد صادرات غیر نفتی به نوعی مربوط به نفت و محصولات پتروشیمی می شود که یارانه دریافت می کنند.

اگر امروز انرژی یا پتروشیمی اعم از نرخ خوراک و سوخت را طبق قیمت های جهانی و به قیمت رقبای دیگر جهانی به تولیدکنندکان داخلی تخصیص دهیم، پتروشیمی نیز مزیت رقابتی خود را از دست می دهد و نمی تواند در بازارهای رقابتی جهانی رقابت نماید. از 45 درصد صادرات غیر نفتی نیز بخشی از آن مربوط به صادرات مواد خام و مواد خام معدنی است. بخشی از آن نیز مربوط به سیمان، سرامیک، شیرآلات بهداشتی می باشد که انرژی در قیمت تمام شده آن به شدت تأثیر دارد. در نتیجه در حال حاضر که قیمت نفت در جهان رو به کاهش است، مزیت رقابتی این محصولات نیز در خطر است که قاعدتاً در میزان صادرات آنان مؤثر خواهد بود. به طوری که دیگر نمی توانیم سیمان، سرامیک، چینی و ... صادر نماییم.

به طور کلی در صادرات غیر نفتی یارانه بسیار تأثیرگذار بوده است و مزیت رقابتی و صادراتی آنان مربوط به نیروی کار، فناوری و بهره وری نبوده است. براساس چنین شرایطی برای تحلیل درست وضعیت تولید کشور باید به تولید واقعی و متکی بر فناوری و کار بومی نگاه کنیم. به طور مثال، در معدن باید برابری را توسعه داد تا بتوانیم محصولات میانی و نهایی معدنی را به جای مواد خام بفروشیم. در بحث کشاورزی باید بررسی نمود که کدام تولید کشاورزی به صلاح است و کدام تولید راهبردی است. باید نقشه راه تعریف نمود. اگر تولید کالایی براساس منافع کلان به صلاح نیست نباید تولید و صادر گردد، زیرا اقتصاد مقاومتی به معنای آن است که باید از منابع خدادادی صیانت نماییم. آب نیز یکی از منابع خدادادی است که در اختیار ما قرار گرفته است و باید از آن صیانت شود.

ظرفیت های غیر نفتی بسیاری در کشور وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار می گیرد. به طور مثال در حوزه صنایع دانش بنیان و های تک(فناوری پیشرفته)، اقتصاد گردشگری و هنر قابلیت های با ارزشی در کشور موجود است. اقتصاد هنر یعنی تولیدات هنری در فرش و صنایع دستی که متکی بر فناوری و نیروی کار داخلی است. در کشور فناوری بومی و نیروی کار ماهر بسیاری وجود دارد.

در اقتصاد هنر در صنایعی از جمله فرش، صنایع دستی و ... بخش عمده فعالیت اقتصادی یعنی بالای 80 درصد آن ارزش افزوده است. به عبارت دیگر متکی به مواد خام و واردات نیست بلکه در داخل تولید می شود. در اقتصاد کشور اصلا به اقتصاد هنر توجهی نمی شود در صورتی که در دنیا از تولید ناخالص داخلی سهم قابل توجهی دارد. در اقتصاد هنر هزینه به نسبت بقیه صنایع بسیار پایین تر و ارزش افزوده بالایی دارد.

اقداماتی که در چند سال اخیر به ویژه در دوران دولت یازدهم صورت گرفت در جهت تقویت تولید داخل متکی بر نیروی کار و فناوری داخل نبوده است. متأسفانه امروز اقدامات دولت همان اقدامات و سیاست هایی است که پیش از اقتصاد مقاومتی صورت می گرفت و در راستای آن نیست. بیشترین حمایت دولت به دفاع از صنایع بزرگی مانند خوروسازی اختصاص یافته که به شدت وابسته به خارج است. تولیدکنندگان در کشور ما فی نفسه آدم های قدرتمند و قویی هستند منتهی باید سیستم تولید را بازنگری کنیم تا ببینیم چرا تولیدکنندکان داخلی وقتی در دنیا وارد رقابت می شوند تولیدکنندگان خوبی می شوند ولی در داخل کشور نمی توانند تولیدات انجام دهند. علت آن عدم بهبود محیط کسب و کار است؛ به عبارت دیگر دولت برای این که بتواند تولیدکنندگان را تقویت نماید به جای اعطای یارانه غیرهدفمند، باید دست و پای آنها را از قوانین و مقررات زائد باز کند. دولت برای تقویت تولید و بخش واقعی اقتصاد بایستی محیط کسب و کار را بهبود بخشد.

عملکرد دولت تاکنون در جهت حمایت از تولید و اقتصاد مقاومتی موفق نبوده است. زمانی که بحث حمایت به میان می آید، تلقی این است که منظور از حمایت، اعطای وام ارزان قیمت، تعرفه زیاد برای واردات است. در صورتی این تلقی لزوماً تعریف درستی از حمایت نیست چرا که در برخی از مواقع بخش تولید را با حمایت های نادرست تنبل و کوچک نموده ایم. بخش تولید بایستی توانمند گردد، بایستی موجودی به نام تولید داخل را توانمند تربیت کرد تا بتواند متکی بر توان خود در بازارهای جهانی رقابت نماید.

یکی از این الزامات، شفاف سازی و رقابتی کردن فضای اقتصاد داخلی است. اقتصاد کشور شفاف، رقابتی و آزاد نیست. دولت موظف است که سیاست های خود را به گونه ای تنظیم کند که اقتصاد شفاف، رقابتی و آزاد باشد. اگر این کار انجام شد کسانی که حمایت می شوند خود به خود از بازار رقابت کنار می روند و برای رقابت، آدم های توانمند به میدان می آیند. برای تقویت تولید نیازمند بسترسازی و انجام یک بسته سیاستی هستیم که بخش عمده ای از آن برعهده دولت است.

برای آنکه دولت بتواند در اموری که برعهده اش است موفق عمل نماید در ابتدا بایستی تغییر پارادایم دهد. در حقیقت مشکل اصلی دولت این است که این پارادایم تغییر نکرده است و پارادایم همان پارادایم 30 سال گذشته بوده است و هیچ تغییری نمی کند. پارادایم دولت بایستی مبتنی بر اقتصاد مقاومتی و تعریف درستی از آن باشد. برای مثال اگر امروز بگویند که 1000 شرکت تولیدی در ایران ورشکست می شود، همه ناراحت می شوند و به دنبال این هستند که به نوعی با وام ارزان و ... به این شرکت ها تسهیلات دهند تا آنها ورشکسته نشوند. این در حالی است که در دنیا در هر چند دقیقه یک شرکت بزرگ ورشکست می شود و در عالم رقابت هیج اتفاقی نمی افتد؛ بنابراین شرکت های ناتوان نیز ورشکست می شوند. منتهی به شرطی که شرایط رانتی نباشد بلکه در اقتصاد رقابت آزاد باشد. به شرطی که حمایت دولت معطوف به ارتقای توانمندی باشد نه صرفاً حفظ یک شرکت زیان ده. در چنین شرایطی واحدهای تولیدی به عنوان مردان و سربازان قوی اقتصاد کشور می توانند در بازارهای دنیا خود را نشان دهند. اگر تاکنون چنین عملکرد مناسبی از دولت در عرصه حمایت از تولید ملی و اقتصاد مقاومتی مشاهده نشده است، به دلیل پارادایم غلط دولت است که مبتنی بر روح اقتصاد مقاومتی تغییر نکرده است. مشکل اصلی همین پارادایم است.

 

 

 

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه هنرهای ملی

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار