08/21/2017 - دوشنبه 30 مرداد 1396
مشاهده خبر

چرا نفس را باید فریب داد؟
1396/1/27 9:9:30 print

چرا نفس را باید فریب داد؟
محسن اسماعیلی

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «وَ خَادِعْ نَفْسَكَ فِي الْعِبَادَةِ»؛ نفس خود را در عبادت بفريب. این یعنی چه؟ آیا خدعه و فریب توصیه خوبی است؛ آن هم نسبت به خود؟ توصیه امام به خودفریبی چه معنایی دارد؟!

 

معنای خدعه وانواع خوب و بد آن

ابتدا باید دانست که برخلاف آنچه معمولاً از خدعه فهمیده می شود، این واژه و نظایر آن اختصاصی به مفهوم بدبینانه و بدخواهانه آن ندارد. خُدعه به معنای حیله کردن و فریب دادن است، اما چون معمولاً برای اهداف شوم و به زیان دیگران بکار می برند، برخی از اهل لغت هم آن را به معنای چاره جویی و حیله گری به ضرر دیگران معنا کرده اند.

با این حال، در اصل لغت اینطور نیست و خدعه، مکر و حیله اختصاصی به بدخواهی و بدجنسی ندارند، بلکه همگی به معنای چاره جویی و برنامه ریزی هستند؛ چه برای رسیدن به اهداف نیک و چه به منظور تحقق خواسته های بد و زیان رساندن به دیگران. راغب اصفهانی می گوید : خِداع عبارت از منصرف کردن و باز گرداندن دیگران از چیزی است که به دنبال آن هستند؛ از راهی که او نمی فهمد و ظاهرش نشان نمی دهد. مثال بارز خدعه، یعنی وانمود کردن چیزی و دنبال کردن چیزی دیگر کار عمروعاص و یاران معاویه در جنگ صفین است که موجب فریب ساده لوحان شد؛ ساده لوحانی که بعد خوارج را پدید آوردند و بر قبول حکمیت اصرار کردند.

امام علیه السلام خطاب به آنان فرمود: «أَلَمْ تَقُولُوا عِنْدَ رَفْعِهِمُ الْمَصَاحِفَ ـ حِيلَةً وَغِيلَةً وَمَكْراً وَخَدِيعَةً ـ إِخْوانُنَا وَأَهْلُ دَعْوَتِنَا، اسْتَقَالُونَا وَاسْتَرَاحُوا إِلى كِتَابِ اللهِ سُبْحَانَهُ، فَالرَّأْيُ الْقَبُولُ مِنْهُمْ وَالتَّنْفِيسُ عَنْهُمْ؟»؛ مگر آن وقت كه از روى حيله و مكر و خدعه و فريب قرآن‏ها را بر سر نيزه بلند كردند نگفتيد: برادران ما هستند و اهل آئين ما؟ از ما مى‏خواهند كه از آنان بگذريم و راضى به حكومت‏كتاب خدا شده‏اند، پس نظر ما اين است كه حرفشان را قبول كنيم و دست از آنان برداريم.

البته که حیله گری و خدعه عمروعاص بدخواهانه و شیطانی بود، اما همیشه هم این طور نیست. عنصر اصلی خدعه همان پنهان بودن هدف است؛ هدفی که ممکن است خوب باشد یا بد.

اگر خدعه و مکر فقط به معنای چاره جویی و برنامه ریزی زشت و قبیح بود ، در قرآن به خدا نسبت داده نمی شد؛ در حالی که در آیات متعددی این مضمون را داریم که می فرماید: «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّـهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ »؛ و «وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّـهُ وَاللَّـهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ».

 

چگونگی خدعه با نفس برای عبادت

پس مقصود علی علیه السلام از جمله :«خَادِعْ نَفْسَكَ فِي الْعِبَادَةِ»؛ ؛ این است که در زمینه عبادت باید نفس سرکش خود را با برنامه ریزی و چاره جویی رام کنی. نفس انسان طاغی است و تمایل به کارهای بد دارد: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ». باید با تدبیر و برنامه ریزی او را از آنچه می خواهد و دوست دارد منصرف کرد و به احساس تذّلل و عبادت کشاند.

طبیعی است که اگر نفس متوجه این برنامه ریزی شود، سرکشی می کند و زیر بار بندگی عاشقانه و داوطلبانه نمی رود. پس نباید گذاشت که او متوجه این قصد شود، و این همان معنای خوب «خدعه» با نفس و فریب دادن آن است .

برای مثال باید با تشویق یا تهدید نفس را علاقمند و مشتاق عبادت بیشتر کرد؛ تشویق به بهشت و کسب درجات بالاتر و یا تهدید نسبت به آثار معصیت و عذاب جهنم و فرو رفتن بیشتر در آتش.

در یکی از خطبه های حضرت امیر صلوات الله علیه است که فرمود: از خداوندى بترسيد كه با پند و اندرزش به شما سود بخشيده، به وسيله ‏رسالتش شما را اندرز داده، و با نعمتش بر شما منّت گذارده است: فَعَبِّدُوا أَنْفُسَكُمْ لِعِبَادَتِهِ؛ یعنی نفس خود را برای عبادت رام کنید و تحت فرمان خویش درآورید.

 

دلیل خدعه با نفس برای عبادت

ممکن است بپرسند: چرا خدعه؟! چرا با روش های ناپیدا؟! برای چه صریحاً و مستقیماً خود را به عبادت دعوت نکنیم؟

پاسخ این است که چون نفس خُدعه گر است ، نمی توان با آن صادقانه و صریح رفتار کرد . باید با او مثل خودش رفتار کرد. نفس ما را مستقیماً به گناه و کار زشت دعوت نمی کند. بلکه ابتدا آن را در نزد ما تزیین و توجیه می کند؛ کاری که در قرآن «تسویل نفس» نامیده شده است. کار نفس چنین است که می بیند زمینه چه گناهانی در ما هست. سپس آن را در نگاه ما بی مشکل، ناچیز و آسان جلوه می دهد و با این برنامه ریزی زیرکانه ما را به گناه می کشاند. تسویل یعنی تزیین و تسهیل و تهوین.

مگر برادر کشی آسان است که برادران یوسف به آن تن دهند؟ نه! نخست نفس آن را توجیه می نماید و ناچیز جلوه می دهد و بعد آنان را به این کار دعوت می کند؛ چنانکه وقتی با پیراهن خونین نزد پدر آمدند، به آنان گفت: «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا»؛ هوسهای نفسانی شما این کار را برایتان آراسته کرد!

این تعبیر هشدارآمیز در بیانات حضرت امیر صلوات الله علیه نیز به کار رفته است. در کتاب غررالحکم از ایشان نقل کرده اند که فرمود: «النَّفسُ الأمّارةُ المُسَوِّلَةُ تَتَملَّقُ تَمَلُّقَ المُنافِقِ، و تَتَصَنَّعُ بشِيمَةِ الصَّديقِ المُوافِق ، حتّى إذا خَدَعَت و تَمَكَّنَت تسَلَّطَت تَسَلُّطَ العَدُوِّ ، و تَحَكَّمَت تَحَكُّمَ العُتُوِّ ، فأورَدَت مَوارِدَ السُّوءِ» ؛نفْسِ بد فرمانِ ظاهر آرا، همچون منافق چاپلوسى مى كند و خود را چون دوستى سازگار و دلسوز جلوه مى دهد و همين كه فريب داد و بر انسان دست يافت، چون دشمن مسلّط مى شود و با خودخواهى و قلدرى فرمان مى راند و شخص را به جايگاه هاى بد و به هلاكت مى كشاند.

پس همان طور که نفس با برنامه ریزی و ظاهرسازی ما را به کار زشت فرمان می دهد، ما هم باید به همین شیوه او را به عمل صالح و عبادت عادت دهیم.

 

سه احتمال در باره معنای «خَادِعْ»

نکته ظریف دیگر این است که  کلمه « خَادِعْ » فعل امر از باب مفاعله است و باب مفاعله غالباً برای فعل بین الاثنین و دو طرفه است؛ مانند مکاتبه و مذاکره که به معنای نامه نگاری و گفت و گوی متقابل است. مخادعه نیز به معنای خدعه دو طرف به یکدیگر است. در اینجا چرا حضرت به جای آنکه بفرماید: «اِخْدَعْ نَفسَکَ»؛ نفس خود را بفریب، فرموده اند: «خَادِعْ نَفْسَكَ». مگر خدعه یک طرفه و از سوی ما نیست؟

این پرسش راجع به آیات مشابه در قرآن هم مطرح شده است؛ مثلاً آنجا که در وصف منافقان می فرماید: «يُخَادِعُونَ اللَّـهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ».

برخی مانند مرحوم طبرسی (ره ) می گویند که گرچه باب مفاعله غالباً برای افعال طرفینی است؛ اما همیشه هم اینطور نیست و گاهی برای کاری است که یک طرف انجام می دهد؛ نه دو طرف.

بعضی هم گفته اند که باب مفاعله در این گونه موارد برای تکثیر است؛ یعنی منافقان شدیداً با خدا خدعه می کنند.

در این جمله از نهج البلاغه نیز همین دو احتمال قابل طرح است و می توان گفت: «خَادِعْ» به معنای دستور به خدعه کردن یک طرفه با نفس است؛ یا  بگوییم به معنای آن است که باید بسیار با نفس خدعه کرد تا عابد شود ؛ چه کمّاً و چه کیِفاً !!

او خودش در رأس خدعه کنندگان است. پس برای فریب دادن این نفس خدعه گر، باید همیشه نقشه کشید و برنامه ریخت؛ آن هم نقشه های پیچیده و برنامه های مستمر و همیشگی؛ وگرنه نفس به این سادگی رام و مطیع خدا نمی شود .

اما احتمال سومی که به نظر می رسد، حمل آن بر همان معنای رایج و غالب است؛ یعنی فعل دو طرفه. چنانکه گفتیم نفس برای عصیان ما نقشه می کشد و ظاهرسازی می کند. پس ما هم باید با او مقابله به مثل کنیم؛ چرا که در مقابل مکّار و خدوع نباید ساده لوحانه رفتار کرد.

 


rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه هنرهای ملی

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار