09/21/2017 - پنجشنبه 30 شهريور 1396
مشاهده خبر

آباجان فضای گرم‌تری می‌طلبید
1396/2/11 8:49:52 print
نقدی بر آخرین ساخته هاتف علیمردانی
آباجان فضای گرم‌تری می‌طلبید
فیلم چه به لحاظ فیلمنامه و چه در مرحله اجرا، اشکالات فاحشی دارد. اول آن که در فیلمنامه تنها شاهد بحران هستیم. ده‌ها بحران پشت سر هم در فیلمنامه اتفاق می‌افتند بی آن که توجیه منطقی برایشان وجود داشته باشد و در نهایت هیچ یک از آنها به درستی گره گشایی نمی شوند.

گروه فرهنگی شهر- هاتف علیمردانی از فیلمسازانی است که در سال‌های اخیر با یک فیلم در جشنواره حضور داشته است. کوچه بی نام، توقع‌ها را از او بالا برد اما هفت ماهگی در جشنواره سال گذشته نگاه‌ها را به خود جلب نکرد. «آباجان» قصه جنگ را در یک خانواده زنجانی روایت می‌کند. خرده داستان‌ها ،کشمکش‌ها و کنش‌ها، افراد دیگری را به قصه اصلی پیوند می‌زند که موجب باز شدن گره‌هایی از زندگی شخصیت‌های اصلی قصه می‌شود.

استفاده از لهجه ترکی یکی از ویژگی‌های فیلم علیمردانی است. بازیگران فیلم گرچه با زبانی بین فارسی و ترکی صحبت می‌کنند اما در کمال تعجب فیلم زیرنویس فارسی ندارد.
فاطمه معتمد آریا که یکی از بازیگران درجه یک سینمای ایران است در این فیلم توانسته نقشش را درخشان ایفا کند. او البته در گیلانه با لهجه شمالی حرف می‌زند و این بار لهجه ترکی را چنان با نقش آمیخته که باور پذیری شخصیت آباجان بسیار راحت می‌شود. بازی خوب او متاسفانه از نگاه هیات داوران جشنواره سال گذشته دور ماند.

«آباجان» اگر ضعیف‌ترین فیلم هاتف علیمردانی نباشد، دست کم یکی از ضعیف‌ترین‌های کارنامه اوست. فیلمسازی که با فیلم قابل قبول «کوچه بی نام» تا حدی توانایی‌های خود را به اثبات رسانده بود، در دو فیلم بعدی اش یعنی «هفت ماهگی» و «آباجان» نشان داد که از دوران کوتاه اوج خود فاصله گرفته است.

فیلم چه به لحاظ فیلمنامه و چه در مرحله اجرا، اشکالات فاحشی دارد. اول آن که در فیلمنامه تنها شاهد بحران هستیم. ده‌ها بحران پشت سر هم در فیلمنامه اتفاق می‌افتند بی آن که توجیه منطقی برایشان وجود داشته باشد و در نهایت هیچ یک از آنها به درستی گره گشایی نمی شوند. به عنوان مثال اعلامیه‌هایی که در خانه آباجان پیدا می‌شود در سال ۶۵، به چه منظور صادر شده‌اند؟ محتوای‌شان چیست ؟ چرا این شخصیت‌ها که هیچ کدام هم آنچنان سیاسی به نظر نمی‌رسند باید چنین اعلامیه‌های خطرناکی با خود داشته باشند؟

احتمالا علیمردانی یکی از برگ برنده‌های کار خود را بازگشت به زمان جنگ می‌داند اما متاسفانه فقدان فضاسازی ایده آل آن دوران به کار ضربه مضاعفی وارد کرده است؛ نه تنها بسیاری از رویدادها در موقعیت زمانی کار نمی‌گنجند بلکه المان‌های لازم برای درک و دریافت این که این قصه متعلق به سی سال پیش و اوج دوران جنگ تحمیلی است در کار به چشم نمی‌خورد؛ تا حدی که گاهی یادمان می‌رود جنگی هم در کار است.

«آباجان» اما حتی در طراحی صحنه و لباس نیز چندان مشخصه‌ای از موقعیت زمانی مورد نظرش ندارد، چه برسد به دیگر المان‌ها. از دیگر سوالاتی که ممکن است برای تماشاگر پیش آید این است که چرا اساسا داستان فیلم در زنجان می‌گذرد؟ چه تفاوتی ایجاد می‌شد اگر روایتِ فیلم در تهران یا هر شهر دیگری می‌گذشت؟ در واقع آیا اصلا  مکان تاثیری بر پیش رفت روند داستان دارد و آیا گره خاصی را ایجاد کرده است یا صرفا سلیقه فیلمساز این گونه ایجاب کرده که کار را در شهرستان جلو دوربین ببرد؟
شخصیت‌های فیلم به شدت آشفته‌اند. ظاهرا فیلمساز قصد داشته با شلوغ کاری‌های معمولِ فیلم‌هایش، ضعف‌های این فیلم را بپوشاند اما به قدری در شخصیت پردازی ناموفق عمل کرده است که تمامی شخصیت‌ها در حد تیپ باقی می‌مانند و به هیچ وجه باورپذیر نیستند. این ضعف در شخصیت پردازی بر بازی‌ها هم تاثیر گذاشته و بازی بازیگران بیشتر یادآور سریال‌های تلویزیون است.

اگر علیمردانی، این روش را ادامه دهد، قطعا فیلم‌های او بد و بدتر خواهند شد و دیگر نخواهد توانست فیلمی حتی در حد و اندازه فیلم نسبتا موفق‌ترش یعنی «کوچه بی نام» بسازد.

 

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
طبیعت دربند

نظرسنجی
آخرین اخبار