08/21/2017 - دوشنبه 30 مرداد 1396
مشاهده خبر

نسبت مشارکت مردم با توسعه سیاسی/ انواع نظامهای انتخاباتی
1396/2/26 12:10:34 print
در گفت و گوی اختصاصی "شهر" با پروفسور ویلیام بیمن رئیس دانشکده انسان شناسی دانشگاه مینه سوتا امریکا بررسی شد
نسبت مشارکت مردم با توسعه سیاسی/ انواع نظامهای انتخاباتی
در آمریکا "پول"، فاکتور بسیار بزرگی است. کسی که پول زیادی ندارد، نمی تواند برای در دست گرفتن قدرت دورخیز کند.

گروه سیاسی شهر- اندیشمندان توسعه و نوسازی گسترش مشارکت سیاسی در میان توده مردم را، یکی از وجوه نوسازی سیاسی تلقی می کنند. در این تعبیر نوسازی سیاسی را با گسترش دموکراسی یکی دانسته می شود.

اما پرسش این است که مشارکت سیاسی چه نسبتی با توسعه سیاسی و فرهنگ سیاسی دارد.

آنچه در ادامه می آید گفتگوبا پروفسور «ویلیام بیمن» رئیس دانشکده مطالعات مردم شناسی دانشگاه مینه سوتا آمریکا در این رابطه است.

پروفسور «ویلیام اورمان بیمن» (William O. Beeman) استاد و رئیس گروه مردم شناسی دانشگاه مینه سوتا(Minnesota) آمریکا است. وی همچنین از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ ریاست بخش خاورمیانه انجمن مردم شناسی آمریکا را نیز برعهده داشته است.

«ویلیام بیمن» پیشتر مدیر گروه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه براون (Brown) در ایالت رودآیلند و استاد مردم شناسی و مطالعات آسیای شرقی این دانشگاه نیز بود. وی دکترای مردم شناسی را از دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۷۶ دریافت کرده و به خاطر نوشتن چندین جلد کتاب و بیش از ۱۰۰ مقاله علمی در مورد پویش های ارتباطات در ایالات متحده، ایران و غیره بسیار مشهور است.

آیا برگزاری انتخابات در یک کشور به معنی وجود دمکراسی در آن کشور است؟

لزوما نه. بسیاری از کشورها هستند که انتخابات در آنها برگزار می شود ولی با تقلب و حیله گری. زمانی که نتایج یک انتخابات نشان می دهد فرد حاکم یا رهبر آن کشور 99% آراء را کسب کرده می توان متوجه شد که این نظام دمکراتیک نیست. هرچند این سوال پیش می آید که چگونه می توان دمکراسی را نهادینه کرد و چگونه انتخابات موید این مطلب خواهد بود که نظام دمکراتیک است. سیستم های انتخاباتی بسیار زیادی در جهان وجود دارد. کسی نمی تواند نوعی سیستم انتخاباتی مشخص را به عنوان گواهی برای دمکراتیک بودن نهادهای سیاسی در آن سیستم معرفی کند.

در مفهوم انتزاعی دمکراسی، هیچ گونه محدودیتی برای نامزدها به منظور در دست گرفتن قدرت وجود ندارد، و هرکسی آزاد به انتخاب هر آن نامزدی است که مورد پسند اوست و هر نامزدی که موفق به دریافت بیش از 50% آراء شود، انتخاب شده است. بنابراین چهره های سیاسی مختلف، راه های محدود ساختن انتخاب کسانی که ممکن است بیشترین رای را به خود تخصیص دهند را پیدا کرده اند. در اینجا به چند نمونه اشاره می کنیم:

1-نظام کثرت گرایی. در این نظام شخصی که بیشترین رای را به دست می آورد، حتی اگر میزان این رای بیش از 50% نشود، پیروز انتخابات است. مشکل اینجاست که اگر تعداد زیادی نامزد وجود داشته باشد و کاندیدای پیروز مثلا با کسب 20% آراء بیشترین رای را کسب می کند. این همان سیستمی است که در نظام ریاست جمهوری آمریکا از آن استفاده می شود. سالهاست که هیچ رئیس جمهوری در آمریکا نتوانسته رای 50 درصدی کسب کند.

2-انتخاب در دور دوم. جایی که نامزدهای زیادی با هم رقابت می کنند و هیچیک از آنها قادر به کسب رای بیش از 50 درصد نیستند، دو نامزد پیشرو در دور دوم با یکدیگر رقابت می کنند تا یکی از آنها بتواند بیش از 50% آراء را کسب کند (مانند سیستم ریاست جمهوری ایران)

3-رای گیری بر اساس رتبه. این در جائیست که هر کسی ابتدا چند کاندیدا را به ترتیب انتخاب می کند. یعنی اول، دوم، سوم و غیره. سپس آن کاندیدایی که در آراء عمومی بیشترین امتیاز را کسب کرده انتخاب خواهد شد.

4- سیستم انتخابات مبتنی بر احزاب که در آن مردم به نامزدها رای نمیدهند بلکه آنها به احزاب رای میدهند. سپس احزاب رهبران خود را به ترتیب امتیاز مشخص می کنند. رهبر حزب پیروز به عنوان رهبر سیاسی کشور انتخاب خواهد شد. این همان سیستمی است که در آلمان، اسپانیا مورد استفاده است.

5-سیستم حزبی اصلاح شده. جایی است که مردم به شخص نامزدهایی رای می دهند که خود متعلق به احزاب هستند. حزبی که بیشترین اجماع بر سر آن باشد رهبری دولت را بر عهده خواهد گرفت و رهبر آن حزب به عنوان نخست وزیر برگزیده خواهد شد.

گوناگونی های زیادی در این سیستم ها وجود دارند اما شما می توانید اختلاف و گوناگونی های آن را به چشم ببینید. در این موارد، فاکتورهای زیادی تعیین کننده تفوق برخی نامزدها بر دیگران هستند. در آمریکا "پول"، فاکتور بسیار بزرگی است. کسی که پول زیادی ندارد، نمی تواند برای در دست گرفتن قدرت دورخیز کند. افراد ثروتمند و کارخانه ها پول زیادی به نامزدها یا احزاب می دهند و اگر این افراد پیروز شوند، آنگاه حامیان سرمایه دار آنها توقع حمایت از سوی آنها را دارند، این فاکتور را به منزله تاثیری مخرب می دانند و بسیاری از مردم این را به منزله تاثیری مخرب می دانند.

در ایران، همانطور که می دانید، شورای نگهبان نامزدها را احراز صلاحیت می کند. چنین سیستمی از منظر آمریکا غیر دمکراتیک خوانده می شود. اما به نظر من نظام آمریکا دمکراتیک تر از بقیه سیستم ها نیست. در پایان باید گفت که اگر 400 نامزد برای ریاست جمهوری شرکت می کردند، هیچ کس پیروز قطعی نمی بود و در هر صورت، انتخابات در عمل ناکارآمد می شد.

آیا مشارکت مردم در انتخابات واقعا بر زندگی شخصی و اجتماعی آنها تاثیرگذار خواهد بود؟

کاملا. مردم عمدتا با نامزدها و احزاب (منتخب) شناخته می شوند. در آمریکا، 96% از مردمی که به دونالد ترامپ رای دادند با وجود همه ناتوانی های وی در انجام هرگونه کار موثری در ماه های اولیه ریاست جمهوری خود، هنوز هم از وی حمایت می کنند. هویت آنها با حمایت از نامزد برگزیده خود شناخته می شود و آنها نمی خواهند به خود و دیگران نشان دهند که در انتخاب خود اشتباهی مرتکب شده اند.

این مساله کمی شبیه به حرکت طرفداران یک تیم ورزشی است، حتی اگر تیم آنها ببازد هم باز از آن حمایت می کنند. برای کاندیداها، معرفی خود برای تصدی پستی مشخص، کمی زمان بر بوده و بر زندگی آنها تاثیرگذار خواهد بود. یک نمونه خوب برای این مثال به «سارا پالین» باز می گردد که معاون رئیس جمهور نامزد، جان مک کین بود. این مساله حتی برای یک نامزد خطرناک هم می تواند باشد، چراکه مردم فورا بر زندگی یک نامزد انتخاباتی یا خانواده وی تمرکز می کنند. کوچکترین خطای شما می تواند یک رسوایی بزرگ به بار آورد. لذا خیز برداشتن برای تصدی قدرت بسیار پر خطر است.

آیا مشارکت در انتخابات نشان دهنده بلوغ سیاسی جامعه است؟

بله. زمانی که مشارکت آزادانه باشد بله. اما در برخی جوامع استبدادی مانند کشورهای کمونیستی سابق، رای دادن اجباری بود (و برخی مواقع رای دادن به یک نامزد مشخص اجباری بود). آن دسته از شهروندان استرالیایی که رای ندهند، جریمه خواهند شد. اما مشارکت مردان در انتخابات آمریکا به طور محسوسی کم بوده و و اکثر آمریکایی ها هم معتقدند که آمریکا به لحاظ سیاسی به بلوغ رسیده است. بسیاری از مردم آمریکا به این دلیل رای نمی دهند که نامزد مورد علاقه خود را در میان شرکت کنندگان نیافته اند. اکثر انتخابات آمریکا نامزدهایی برای پست های مختلف دارند. مردم می آیند و برای تصدی پستهای مختلف به نامزدهای خود رای می دهند و اگر آنها نامزد مورد علاقه خود را برای تصدی دیگر پست ها نیافتند، بخش های مربوط به آن پست ها در برگه رای خود را خالی می گذارند. یکی دیگر از مشکلاتی که ما در آمریکا داریم، محدودسازی رای دادن مردم است. حزب جمهوریخواه در آن ایالت هایی که فکر می کند مردم در آنجا به دمکرات ها رای خواهند داد، مقرراتی وضع می کنند که صلاحیت آنها برای رای دادن را زیر سوال ببرد. چنین کارهایی از قبل هم وجود داشته و همواره موضوع بحث در دادگاه بوده است.

از چه راهی می توانیم با مشارکت در انتخابات به توسعه سیاسی کمک کنیم؟

اگر مردم حس کنند که انتخابات آزاد و عادلانه است، و نامزدها مواردی حقیقی را مطرح می کنند، مشارکت افزایش خواهد یافت. نکته اینجاست که وجود نامزدهایی که صادق، توانمند و نماینده تمامی طیف های سیاسی از لیبرال گرفته تا محافظه کار باشند، مشکل است.

افراد بسیار محترم و صادقی وجود دارند که نگاه های سیاسی متفاوتی دارند و انتخابی واقعی را به انتخاب کنندگان پیشنهاد می کنند و همین موجب افزایش مشارکت خواهد شد.

در انتخابات آمریکا، آنچه عموم مردم احساس می کردند این بود که هیلاری کلینتون فردی فاسد بود و دونالد ترامپ فردی شهوت ران و بیگانه هراس. پس بسیاری از رای دهندگان از هر دوی آنها متنفر بودند و از رای دادن امتناع کردند و یا به شخص سومی رای دادند و در نهایت در اعتراضات شرکت کردند.

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه هنرهای ملی

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار