08/24/2017 - پنجشنبه 2 شهريور 1396
مشاهده خبر

معنویت در اندیشه و عمل سیاسی امام خمینی(ره)
1396/3/13 10:29:8 print

معنویت در اندیشه و عمل سیاسی امام خمینی(ره)
علی جعفری

معنویت در اندیشه  و سلوک فردی و اجتماعی امام راحل(ره)، یکی از مهمترین و بارزترین ویژگی هائی است که ایشان را از سایر حاکمان و سیاستمداران عصر حاضر متمایز می سازد و به انبیاء و اولیای الهی نزدیک می نماید و بلکه در خط راستین ائمه طاهرین علیهم السلام قرار می دهد. حضرت امام(ره) توانست با ایجاد دو تحول مهم در عرصه سیاست و اداره جامعه، جامعه و حکومت دینی را به وضوح از حکومت های غیر دینی و مادّی عصر خود متمایز نماید و نشان  دهد که راه حل رهائی دنیای امروز از مشکلات و بحران های خود باز گشت به دین است.

 اوّلین تحوّل، عملی کردن ابعاد سیاسی و اجتماعی دین اسلام بود. ایشان توانست در عصری که آوای سکولاریسم و جدائی دین از سیاست بر سراسر دنیای غرب و بلکه بر کشور های اسلامی طنین انداز شده بود، حکومتی مبتنی بر احکام و دستورات دینی تشکیل دهد و دین را از زاویه زندگی مدرن و رابطه شخصی انسان و خدا، به متن جامعه باز گرداند. این در حالی بود که پس از جدائی دین از سیاست در غرب در دوران رنسانس به بعد که البته نتیجه ناتوانی دین تحریف شده مسیحیت در پاسخگوئی به نیاز های مردم بود، بسیاری از مسلمانان نیز راه پیشرفت را کنار گذاشتن عقاید دینی و جدائی دین از سیاست و تقلید از غرب می دانستند و به این مسئله توجه نداشتند که دین اسلام -بر خلاف مسیحیت تحریف شده- دین جامع و کامل است و توان پاسخگوئی به نیاز های بشر در هر زمان و مکانی را دارا است. عالمان دینی نیز اگر چه در مقام نظر قائل به پاسخگوئی دین به نیاز های عصر حاضر انسان بودند، امّا نتوانسته بودند با ارائه الگوی حکومت و ورود در عرصه سیاست و اجتماع، توانائی دین را در عمل به منصه ظهور رسانند. همین امر باعث شده بود که زمینه برای نفوذ فکری استعمار در میان مسلمانان و حتی علما و روحانیون فراهم شود و کار به جایی برسد که به فرموده امام(ره) «اگر کسی دم از حکومت اسلامی بر می آورد و  از سیاست سخن می گفت، گویی بزرگترین معصیت را مرتکب شده و کلمه آخوند سیاسی موازن با آخوند بی دین شده بود. و اکنون نیز هست.» و «در اذهان بسیاری بلکه اکثری، بیشتر مردم، بیشتر اهل علم، بیشتری از مقدّسین این است که اسلام به سیاست چه کار دارد؟ اسلام و سیاست جداست از هم... فلان آخوند را وقتی عیبش را می گیرند، می گویند آخوند سیاسی است. اسلام می گویند از سیاست کنار است. دین علی حدّه است، سیاست علی حدّه.»

این در حالی است که از نظر امام(ره) دین برای زندگی انسان از گهواره تا گور برنامه دارد و اسلام تمام جزئیات لازم برای سعادت بشر را در نظر گرفته است. به همین جهت بود که ایشان در دوران مبارزه علیه شاه در پاسخ به این اتهام ها می فرمودند که: «و اللَّه اسلام تمامش سياست است. اسلام را بد معرّفى كرده‏اند. سياست مُدُن از اسلام سرچشمه مى‏گيرد. من از آن آخوندها نيستم كه در اينجا بنشينم و تسبيح دست بگيرم؛ من پاپ نيستم كه فقط روزهاى يكشنبه مراسمى انجام دهم و بقيه اوقات براى خودم سلطانى باشم و به امور ديگر كارى نداشته باشم. پايگاه استقلال اسلامى اينجاست. بايد اين مملكت را از اين گرفتاري ها نجات داد.»

تحوّل دیگری که امام(ره) در عصر ما ایجاد کرد و به تبع آن جامعه بشری را مدیون خود ساخت، بازگرداندن معنویت به جامعه بشری بود که محور بحث ما اینجاست. محور اوّل که بحث رابطه دین و سیاست و مقابله با سکولاریسم در اندیشه و عمل امام راحل(ره) است، تا حدودی مورد توجه کسانی که به تبیین ابعاد شخصیتی امام(ره) می پردازند، بوده است. هرچند این حوزه همچنان جای تحقیق و توسعه بیشتر دارد. امّا آنچه بیشتر مورد غفلت قرار گرفته است، معنویت امام راحل(ره) و مقابله ایشان با مادّی گرائی یا به عبارت دیگر ماتریالیسم غرب است که بر زندگی بشر و حتی مسلمانان سایه انداخته است.

حضرت امام(ره) این مادّی گرائی را بحران اساسی جامعه بشری می داند، لذا در واکنش به مکاتب مادّی که به خیال خود، به دنبال نجات بشریت هستند می فرماید: « با ماديت نمى‏توان بشريت را از بحران عدم اعتقاد به معنويت، كه اساسى‏ترين درد جامعه بشرى در غرب و شرق است، به در آورد.» حضرت امام(ره) معنویت را نیاز اساسی بشریت برای رهائی از بحران می داند و انقلاب اسلامی را نقطه آغاز مقابله با مادّی گرائی و بازگشت معنویت به عرصه زندگی بشر معرفی می کند ایشان در ماه های نزدیک به  پیروزی انقلاب اسلامی در تبیین ممیّزات اساسی انقلاب اسلامی می فرمایند: «بشر امروز دارد به دوران جدايى ماديت از معنويت پايان مى‏دهد. در همه جا ماديت جاى خود را در اعتلاى معنوى انسان، دارد باز مى‏يابد. ماديت كه معنى آن در تحصيل قدرت مادى، به هر وسيله و از هر راه، خلاصه مى‏شد كار بشريت را مواجه با بن بست ساخته است. اينك زمان آن است كه فعاليت مادى، آمادگى براى اعتلاى معنوى انسان تلقى شود و همين تلقى است كه بشريت امروز و فردا را به مذهب بازمى‏گرداند. اسلام دينى است كه با تنظيم فعاليتهاى مادى راه را به اعتلاى معنوى انسان مى‏گشايد. ترقى واقعى همين است كه رشد خود انسان هدف فعاليتهاى مادى گردد، و اسلام دين اين ترقى است.»

عموماً وقتی از معنویت و ایمان به ماوراء و عالم غیب سخن به میان می آید، تصوّری که در ذهن ایجاد می شود، تصوّری است فردی و محدود به عرفان و ایمان فردی به خدا و عالم غیب. اغلب بر این باوریم که معنویت و  عرفان با حضور در اجتماع و فعالیت اجتماعی چندان سازگاری ندارد. تصویری که معمولاً از افراد عارف در ذهن ما نقش می بندد، تصویر فردی است گوشه گیر و دور از جامعه که اوقات خود را به عبادت و تحجّد می گذراند. به همین دلیل برخی از کسانی هم که به اسلام به عنوان دین اجتماعی می نگرند، نگاه خوشایندی به عرفان و معنویت ندارند، در این نگاه اثر سیاسی و اجتماعی عرفان، رخوت، رکود، و انزوا است و ثمره اجتماعی آن چیزی جز واکنش انفعالی در برابر تهاجمات نظامی و پذیرش ظلم های اجتماعی نیست و به عبارت دیگر معنویت و عرفان ایدئولوژی و  تفکری است برای توجیه ظلم های جامعه و سکوت در مقابل مفاسد و مشکلات اجتماعی. پشتوانه اعتقادی این نوع نگاه نیز راضی بودن به قضا و قدر الهی عنوان می شود. این نوع نگاه فردی به معنویت همان عامل اساسی است که جدائی دین از اجتماع و سیاست را نیز به همراه داشته است.

این نوع معنویت، با آنچه دین اسلام معرفی می کند فاصله بسیار دارد. در تاریخ اسلام و تشیّع بزرگترین شخصیت های معنوی که ائمه طاهریم علیهم السّلام هستند، همواره در متن جامعه و مبارزه برای اصلاح اجتماع و تشکیل حکومت دینی بوده اند و به همین جهت مورد آزار و اذیّت حاکمان و ستمگران قرار گرفته و تبعید و زندان و شکنجه را تحمّل نموده اند. روشن است که اگر ائمه معصومین معنویت فردی را پیشه خود می ساختند و رهبر معنوی مردم بوده به ظلم و ستم حاکمان بی توجه بودند، حکومت های جائر آنها را مانع اهداف خود نمی دانستند و برای حفظ ظاهر هم که بود با ائمه با احترام برخورد می کردند.

حضرت امام(ره) نیز به تأسّی از ائمه طاهرین، معنویت حقیقی را نه در کناره گیری از جامعه بلکه در عین توجه و حضور در جامعه می داند. ایشان خلوص عشق موحّدین که بالاترین مرتبه اخلاص و معنویت است را تنها در اجتماع و در سایه مبارزه با مشرکین و منافقین قابل تحقق می دانند. ایشان در پیام برائت از مشرکین خطاب به حجاج می فرمایند که: «[حجّاج ایرانی و غیر] از ابراز بغض و كينه خود نسبت به دشمنان خدا و خلق غافل نشوند. مگر تحقق ديانت جز اعلام محبت و وفادارى نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است؟ حاشا كه خلوص عشق موحدين جز به ظهور كامل نفرت از مشركين و منافقين ميسر شود و كدام خانه‏اى سزاوارتر از كعبه و خانه امن و طهارت و ناس كه در آن به هر چه تجاوز و ستم و استثمار و بردگى و يا دون صفتى و نامردمى است عملًا و قولًا پشت شود.» ایشان در این پیام، عالی ترین مراتب معنویت و اخلاص بندگی را با بالاترین مراتب مبارزه اجتماعی پیوند می زند و فریضه حج را نماد پیوند معنویت اسلام با سیاست و ابعاد اجتماعی آن معرفی می کند. خود حضرت امام(ره) نمونه ای عملی از این عرفان و معنویت اجتماعی است چنانکه از سوئی در اوج قلّه عرفان و معنویت جزء عارفان حقیقی محسوب می گردد و از سوی دیگر این معنویت نه تنها او را از جامعه دور نمی سازد بلکه  در متن اجتماع قرار می دهد.

حضرت امام(ره) همانگونه که سفر معنوی درونی خود را با قیام برای خدا و جهاد با نفس آغاز نمود و به بلندای قلل معرفت الهی و معنویت حقیقی رسید. سیر بیرونی و حرکت اجتماعی خود را نیز در همین جهت بنا نمود. ایشان مبارزه علیه رژیم شاه را قیام علیه طاغوت و قیام لله می دانست. به همین جهت است که امام(ره) در تاریخی ترین سند مبارزاتی خود مردم را به قیام لله و مبارزه با نفس فرا می خواند. ایشان در این پیام تمام حرکت انبیاء را قیام برای خدا می داند و راه رهائی از مشکلات و عقب ماندگی ها را ترک قیام برای نفس و حرکت در مسیر قیام لله معرفی می کند. از دیدگاه حضرت امام(ره) آنچه حکومت اسلامی و جامعه دینی را با سایر جوامع متمایز می سازد، توجه به معنویات و جهت دهی مادّیات در جهت تحقق معنویات است.

بنابر این معنویت مورد نظر امام از دو جهت جنبه اجتماعی دارد. جهت اوّل اینکه حضرت امام معنویت و عرفان حقیقی فرد را نه تنها منافی با حضور در اجتماع نمی داند، بلکه تحقق کامل اخلاص و معنویت را در گرو تکالیف اجتماعی و حضور در جامعه معرفی می کند.

جهت دوّم آنکه حضرت امام(ره) علاوه بر معنویت فردی، به نیاز جامعه بشری به معنویت توجه می نماید. حضرت امام(ره) غایت سیر کمال انسان را پیمودن مسیر معنویت و رسیدن به ایمان و اخلاص حقیقی می داند. و مکاتب مادّی را از رسانیدن انسان به این کمال ناتوان می داند. از دیدگاه حضرت امام(ره) تنها مکاتب توحیدی و مخصوصاً اسلام می توانند این معنویت را در زندگی انسان تأمین نمایند. از دیدگاه حضرت امام(ره) عالم خلقت منحصر به دنیای مادّی نیست و باطن عالم مادّه حقایقی است غیر مادّی که نگاه مادّی از ادراک آن ناتوان است. لذا از دیدگاه ایشان معنویت گرائی نه تنها بر نگاه فرد به حوادث عالم تأثیر می گذارد و اعمال او را بر اساس حقایقی فرا تر از مادّه سامان می دهد، بلکه جهت گیری جامعه و حکومت و محاسبات حاکم بر آن را تغییر می دهد. به گونه ای که حتی چیزی چون کشته شدن در جنگ که در نگاه مادّی شکست محسوب می شود، در نگاه معنویت گرا و دارای ایمان به غیب عین پیروزی خواهد بود. لذا ایشان می فرمایند:

«اگر همين يك جهت عرفانى و معنوى براى انسان دست دهد و لبيك براستى مقرون به نداى حق تعالى تحقق حقيقى يابد، انسان در همه ميدانهاى سياسى و اجتماعى و فرهنگى و حتى نظامى پيروز مى‏شود. و براى چنين انسانى شكست مفهومى ندارد. بى‏جهت نيست كه مستكبران جهان با تمام توطئه‏ها و شيطنتها بر ضد يك ملت كوچك چهل ميليونى كه به حسب معنويت و ارزشهاى انسانى بر قله بلند و والاى سعادت ارتقا يافته است، قيام نموده‏اند. خود اين توطئه‏ها و بوق و كرناهاى ابرقدرتهاى عالم و پيوستگان و وابستگان به آنان از بزرگترين ارزشها و والاترين مقامها براى يك ملت است كه تا كنون براى هيچ ملتى رخ نداده است و اين ارزش را شهداى والا مقام و جانبازان، اين شهداى زنده و به دنبال آنان، ملت عظيم الشأن ايران در پشت جبهه‏ها آفريده‏اند. آفرين بر اين قدرت ايمان و قوّت بازوى عزيزان و صدها آفرين بر امتى كه خود را و جوانان خود را از لجنزار و كانون فساد و تيره روزى كه رژيم ستمشاهى براى آنان فراهم كرده بودند، رها ساخته و به اوج عظمت و معنويت رساندند.»

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه هنرهای ملی

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار