07/26/2017 - چهارشنبه 4 مرداد 1396
مشاهده خبر

وقتی کارتون ها جای پدر و مادر را می گیرند/ کودکان در روز چقدر می توانند کارتون ببینند؟
1396/4/10 9:53:51 print

وقتی کارتون ها جای پدر و مادر را می گیرند/ کودکان در روز چقدر می توانند کارتون ببینند؟
نتيجه آخرين تحقيقات نشان مي‌دهد که روان‌شناسان و مشاوران بسيار زيادي در دنيا هستند که انتقاد زيادي به کارتون‌ها وارد مي‌کنند. به اعتقاد آنها کارتون‌ها و انيميشن‌ها اولين و پرتأثيرترين ابزاري هستند که خيلي بيشتر از پدر و مادر در تربيت کودکان نقش دارند...

اول؛ سال 1812 بود که برادران گريم بخش‌هاي ابتدايي کارتون «سفيد برفي» را که از داستان‌هاي فولکلور بود، نوشتند. تصاوير کارتوني که کنار هم قرار گرفتند، قصه «سفيد برفي و هفت کوتوله» معروف‌ترين نمايش مورد علاقه کودکان قرن نوزدهم ميلادي شد؛ داستاني که هر خطش به زيبايي شخصيت اول قصه، يعني سفيد برفي اشاره داشت و همه چيز بر محور ستايش از زيبايي بي‌نظير او مي‌چرخيد و پيش مي‌رفت. اين اما اولين و آخرين انيميشن کودکانه‌اي نبود که قهرمان‌هاي دختر قصه را با ويژگي‌هاي ظاهري به عرش مي‌بُرد. بعد از آن برادران گريم سراغ قصه‌هاي فولکلور ديگري مانند راپونزل، سيندرلا و شنل قرمزي رفتند که تمام اين قصه‌ها يک ويژگي مشترک با هم داشتند؛ تعريف و تمجيد از قهرمان‌هاي قصه به خاطر زيبايي ظاهري! 
دوم؛ خبرنگار اينديپندنت در گزارشي که با موضوع تأثير کارتون‌هاي تلويزيوني بر ديدگاه کودکان نوشته، مي‌گويد: «در انيميشن‌هاي کلاسيک والت‌ديزني، شخصيت‌هاي زن به‌واسطه ويژگي‌هاي ظاهري هفت برابر بيشتر از مهارت‌ها و استعدادهايشان مورد ستايش قرار مي‌گيرند. وقتي زبان‌شناساني مانند کارمن فوات از کالج پيترز و کارن آيزنهاور از دانشگاه ايالتي کاروليناي شمالي ديالوگ‌هاي 12 کارتون ديزني را تجزيه و تحليل کردند، به اين نتيجه رسيدند که در فيلم‌هاي قديمي‌ 60 درصد تعريف‌ها و تمجيدهاي زنانه به ظاهر آنها بستگي داشته و زن‌ها تنها 6 درصد به خاطر توانايي‌هاي خود مورد ستايش قرار مي‌گرفتند.» فوات مي‌گويد: «چنين الگوهايي به کودکان اين پيام را مي‌رساند که پسر يا دختر‌بودن آنها دقيقا چه معنايي دارد. بدون شک، دخترها با ديدن اين کارتون‌ها به اين نتيجه مي‌رسند که ارزش آنها به ويژگي‌هاي ظاهري‌شان وابستگي شديدي دارد و هر چقدر زيباتر باشند، بيشتر مورد ستايش قرار مي‌گيرند. آن‌طرف پسرها هم باور مي‌کنند که اگر قدرت بدني بالايي داشته باشند و بتوانند با دشمنان خيالي بجنگند، مردي پُرقدرت و قهرماني براي ديگران مي‌شوند.» در نمايش‌هاي جديدتر اما ديزني سعي کرده اين روال را تا حدي تغيير دهد. آخرين بررسي‌ها درباره تأثيري که نحوه شخصيت‌پردازي کارتون‌ها روي ديدگاه کودکان مي‌گذارد، نشان مي‌دهد؛ «در فيلم‌هايي مانند شجاع، دختربچه‌ها نشانه‌هاي شجاعت و توانمندي را بيشتر از زيبايي دريافت مي‌کنند و ياد مي‌گيرند براي قهرمان‌شدن در قصه‌ها، چيزهاي ديگر هم مي‌تواند مؤثر باشد.»
سوم؛ به گزارش وقایع اتفاقیه نتيجه آخرين تحقيقات نشان مي‌دهد که روان‌شناسان و مشاوران بسيار زيادي در دنيا هستند که انتقاد زيادي به کارتون‌ها وارد مي‌کنند. به اعتقاد آنها کارتون‌ها و انيميشن‌ها اولين و پرتأثيرترين ابزاري هستند که خيلي بيشتر از پدر و مادر در تربيت کودکان نقش دارند. کودکان با شخصيت‌هاي کارتوني همذات‌پنداري و از آنها الگوبرداري مي‌کنند. کارتون‌ها به‌عنوان يک هنر از زمان‌هاي قديم تا‌به‌حال موفق شده‌اند که هم از نظر ظاهري و هم در وراي روابط دروني و رواني با کودکان ارتباط برقرار کنند؛ البته اين رابطه هميشه از طرف کودکان است و آنها بيشترين آموزه‌ها را از کارتون‌هاي تلويزيوني وام مي‌گيرند. مسئله مهم اين است که سازندگان اين نمايش‌هاي کودکانه چه ديدگاه و نظري در پشت پرده تصويرهاي رنگي‌شان دنبال مي‌کنند و با استفاده از انيميشن‌هاي خوش‌رنگ و لعاب قصد آموزش چه چيزهايي را به کودکان دارند. نگاهي به تاريخ کارتون‌هاي محبوبي که کودکان ساعت‌ها پاي آنها مي‌نشستند به خوبي بيانگر اين واقعيت است که دست‌اندرکاراني که پُشت پرده مافياي ساخت و نمايش کارتون‌ فعاليت مي‌کنند، بسته به نظر و سليقه‌شان مي‌توانند با انيميشني مانند فوتباليست‌ها پسربچه‌ها را به ورزش علاقه‌مند کنند و با نمايشي مانند سيندرلا دخترها را با رؤياي رسيدن مردي که با اسب سفيد مي‌آيد به روزهاي بزرگسالي برسانند. 
چهارم؛ آن‌طور که هافينگتُن‌پست مي‌نويسد، نتيجه آخرين مطالعات آکادمي اطفال و کودکان آمريکا نشان مي‌دهد که با وجود تمام انتقادهايي که به تأثير تماشاي کارتون بر کودکان از سوي روان‌شناسان مختلف تا‌به‌حال مطرح شده اما والدين پرمشغله امروزي توانايي آموزش تمام چيزهاي لازم را به کودکان خود ندارند و بدون شک همين کارتون‌ها هستند که مي‌توانند از خلال قصه‌هايشان درس‌هاي زيادي به کودکان بدهند. اليزابت پنتلي، يکي از مشاوران آکادمي اطفال و کودکان آمريکا مي‌گويد: «پيش‌تر هر بار موضوع تماشاي کارتون براي کودکان مطرح مي‌شد، خيلي‌ها به آموزش نادرست و همچنين کاهش تمرکز کودکان در راستاي تماشاي کارتون اشاره مي‌کردند. علم امروز اما حرف‌‌هاي ديگري دارد. سال‌هاي ابتداي زندگي در رشد و توسعه مغز کودک بسيار مهم است. در اين زمان، کودکان به تعامل خوب و مثبت با همسن و سال‌هاي خود و همچنين بزرگسالان به منظور يادگيري تازه‌ها نياز دارند. با توجه به اينکه کودکان امروزي معمولا برادر و خواهرهاي زيادي ندارند و اکثرا تک‌فرزند هستند و همچنين پدر و مادرهاي شاغلي دارند که نمي‌توانند زمان زيادي را با کودکان خود بگذرانند، کارتون‌ تنها راه باقي‌مانده براي آموزش به آنهاست و اين دقيقا مثل تماشاي يک فيلم خوب براي بزرگسالان عمل مي‌کند. همان‌طور که يک فيلم درست و درمان مي‌تواند به آدم‌بزرگ‌ها درس زندگي بدهد، کارتون‌ها هم مي‌توانند براي کودکان آموزنده باشند. مسئله مهم زمانبندي و انتخاب درست است؛ بهترين زمان براي تماشاي کارتون یک تا دو ساعت است و اگر اين نمايش‌هاي کودکانه خشونت‌آميز و جنسيتي نباشند، بدون شک، تأثير مثبتي بر روند تربيت کودکان دارند؛ براي نمونه کودکان مي‌توانند کارتون‌هايي ببينند که زبان‌هاي خارجي، خواندن و موضوعات اخلاقي و انساني را به آنها ياد دهند.»

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
موزه هنرهای ملی

نظرسنجی
به نظر شما ریس جمهور آینده کدام مساله را در اولویت مسائل دولت خود قرار دهد؟



ثبت نظر  مشاهده ی نتیجه  انصراف
آخرین اخبار