این شبها که تهران در کشاکش «جنگ رمضان» و در میانه نبردی سرنوشتساز با استکبار جهانی قرار دارد، سیمای محلات شهر به حقیقتی ناب پیوند خورده است. حضور پرشور و هرشبه مردم در میدانها، نه یک واکنش احساسی زودگذر، بلکه برآمده از بصیرتی عمیق و سازمانیافته است. اما در این میان، باید مراقب بود تا عظمت این حرکت الهی با تحلیلهای سطحی و نگاههای تفریحگونه، مورد جفا قرار نگیرد.
باید با صراحت فریاد زد: مردم تهران برای «تنوعطلبی»، «تفریح» یا یافتن ساعتی برای «خوشگذرانی دنیایی» به خیابانها نمیآیند. تقلیل این حضور حماسی به برنامههایی که صرفاً به دنبال ایجاد نشاط کاذب یا سرگرمی هستند، نادیده گرفتن بلوغ معنوی ملتی است که در سوگ رهبر شهید خود، کمر به استقامت بسته است. برای این مردم فهیم، فرعی است که کدام «سرود» پخش میشود یا کدام «چهره مشهور» تریبون را در دست میگیرد؛ چرا که محرک اصلی این حرکت، نه «جذابیتهای رسانهای»، بلکه «غیرت دینی و ملی» است.
در این ساختارِ نوین، «مسجد» بار دیگر به جایگاه اصلی خود در حکمرانی شهری بازگشته است. مسجد نهفقط یک نیایشگاه، بلکه «سنگر فرماندهی محله» و کانون سازماندهی نیروهای مومن است. حماسه امروز تهران، حول محور پرچمِ «امامِ آگاهِ مسجد» شکل گرفته است؛ روحانیت اصیلی که در نقش راهبر و تبیینگر، آحاد مردم را در ذیل پرچم ولایت به سوی اهداف عالیه هدایت میکند.
امروز مردم ما بیش از آنکه به دنبال «شور» صرف باشند، تشنه «معرفتافزایی» برای تقویت روحیه جهاد و ایثار خویشاند. در این مقطع حساس، نقش علما و روحانیون در مساجد، حیاتیتر از همیشه است. رسالت امروزِ عالمان دین، نه صرفاً بیان احکام، بلکه روشنگری، تبیین و بیان مطالب ریشهای و بنیادی در زمینه جهاد و مبارزه با استکبار است. مردم به مساجد میآیند تا ریشههای قرآنی و اعتقادیِ نبرد با ستم را از زبان امامِ محله خود بشنوند و برای ایثار و شهادت صیقل بخورند.
عظمت این مردم در آن است که تحت هدایت مساجد، از یک «جمعیت پراکنده» به یک «امتِ سازمانیافته» تبدیل شدهاند. آنها میآیند تا در محضرِ عالمانی که با تکیه بر مبانی توحیدی راه را نشان میدهند، خود را برای رویارویی نهایی آماده کنند. پس نباید این حضور حماسی را با نگاههای تقلیلگرایانه و برنامههای صرفاً تفریحی کوچک شمرد.
تهرانِ امروز، منظومهای از مساجدِ زنده و سنگرهای بیداری است؛ شهری که در آن، هر محله با هدایت امامِ خود، به دژی تسخیرناپذیر در برابر استکبار تبدیل شده است. این حضور، نه برای شنیدن، که برای «ساختن» است؛ ساختنِ تمدنی که در آن، مسجد، قلب تپنده حکمرانی و مردم، بازوانِ مقتدرِ حق هستند.
انتهای پیام/
نظر شما