به گزارش شهر، در تهران، نجات دیگر فقط مهار آتش نیست؛ هر دو ساعت یک عملیات، میان آوار و انفجار، برای خریدن چند دقیقه زمان. باران میبارد، آسمان رعد میزند و در میان آوار یک ساختمان، نوجوانی ۱۲ ساله میان زمین و هوا معلق مانده است؛ نیمی از بدنش زیر آوار و نیمی دیگر در معرض سقوط از چند طبقه ارتفاع. هر لحظه ممکن است تعادلش برهم بخورد. در همین شرایط، آتشنشانان وارد صحنه میشوند؛ عملیاتی که نه فقط به سرعت، که به دقت و تحمل ریسک وابسته است.
این تنها یکی از دهها عملیاتی است که در روزهای اخیر در تهران انجام شده؛ عملیاتی که به گفته جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتشنشانی، در برخی موارد تا چهار ساعت به طول انجامیده تا تنها دو نفر از زیر آوار زنده بیرون کشیده شوند. در حادثهای دیگر، بیش از ۱۵ نفر در یک ساختمان اداری گرفتار شدند؛ راههای خروج مسدود، طبقات روی هم فرو ریخته و هوا پر از دود و گرد و خاک. نیروهای امدادی برای جلوگیری از خفگی افراد، با استفاده از دستگاههای دمنده، ابتدا امکان تنفس را فراهم کردند و سپس عملیات نجات را آغاز کردند.
اما آنچه این روایتها را از یکدیگر متمایز میکند، فقط جزئیات هر حادثه نیست؛ مقیاسی است که این عملیاتها در آن رخ میدهد.
هر دو ساعت، یک عملیات
به گفته قدرتالله محمدی، رئیس سازمان آتشنشانی تهران، طی ۲۹ روز گذشته حدود ۳۸۰ عملیات در پایتخت انجام شده است؛ رقمی که اگر به زبان ساده ترجمه شود، به معنای بیش از ۱۳ عملیات در روز و تقریباً یک مأموریت در هر دو ساعت است.

این عدد، زمانی معنا پیدا میکند که بدانیم در همین بازه، مأموریتهای روزمره شهر نیز متوقف نشده است؛ از تماسهای عادی شهروندان با سامانه ۱۲۵ گرفته تا حوادث کوچک شهری، همه در کنار این عملیاتها در جریان بودهاند. به بیان دیگر، آتشنشانان نهتنها با یک بحران ممتد مواجه بودهاند، بلکه همزمان بار زندگی روزمره شهر را نیز بر دوش کشیدهاند.
چهار ساعت برای یک نفس
در دل این حجم از عملیات، زمان به مهمترین متغیر تبدیل میشود. در برخی از مأموریتها، چند ساعت تلاش مستمر برای نجات تنها یک یا دو نفر صرف شده است. این همان چیزی است که از آن بهعنوان «ساعات طلایی» یاد میشود؛ فاصلهای که میتواند مرز میان زنده ماندن یا از دست رفتن جان افراد باشد.
به همین دلیل، نیروهای عملیاتی ناگزیرند در همان دقایق اولیه وارد محیطی شوند که هنوز کاملاً ایمن نشده است؛ محیطی که ممکن است هر لحظه با ریزش دوباره آوار یا انفجارهای ثانویه همراه شود.
وقتی ساختمانها روی هم میریزند
در برخی از این حوادث، تخریب بهگونهای است که طبقات ساختمان روی یکدیگر فرو میریزند و مسیرهای دسترسی از بین میرود. در چنین شرایطی، عملیات نجات تنها به مهارت وابسته نیست؛ بلکه به توانایی کار در فضایی ناپایدار و پرریسک نیاز دارد.
در یکی از این عملیاتها، با ایجاد دسترسی در فضایی بسیار محدود، امکان نجات گروهی از افراد فراهم شد؛ اقدامی که بدون پذیرش ریسک بالا، عملاً ممکن نبود.
خط مقدمی که دیده نمیشود
این شرایط تنها برای مصدومان خطرناک نیست. آتشنشانان نیز در معرض تهدید مستقیم قرار دارند؛ از ریزش آوار و اصابت ترکش گرفته تا انفجارهای مجدد. در چنین فضایی، هر عملیات به معنای ورود به محیطی است که هنوز ثبات خود را بهدست نیاورده است.
نجات در شهری که هنوز آرام نشده
با وجود آنکه زمان رسیدن نیروهای آتشنشانی در تهران بهطور متوسط حدود پنج دقیقه اعلام میشود، اما واقعیت عملیات در محل حادثه، چیزی فراتر از این سرعت است. محیطی که هر لحظه ممکن است دوباره دچار ریزش یا انفجار شود، تصمیمگیری را دشوار و عملیات را پیچیده میکند.

در بسیاری از کلانشهرها، عملیاتهای امدادی عمدتاً در قالب حوادث شهری تعریف میشود، اما در تهران، این عملیاتها در فضایی انجام میشود که هر مأموریت میتواند با خطرات ثانویه و ناپایداری محیط همراه باشد.
در چنین شرایطی، نجات تنها به مهارت و تجهیزات وابسته نیست؛ بلکه به پذیرش ریسکی مداوم گره خورده است. آتشنشانان در تهران، نهفقط با آتش، که با صحنهای روبهرو هستند که هنوز از خطر خالی نشده است؛ جایی که هر دو ساعت، یک عملیات تازه آغاز میشود و هر بار، سرنوشت به چند دقیقه گره میخورد.
منبع: تهرانآنلاین
انتهای پیام/
نظر شما