به همین دلیل، تورم را نمیتوان صرفاً مسئلهای اقتصادی دانست. استمرار تورم، بهتدریج به مسئلهای فرهنگی تبدیل میشود چون بر سبک زندگی، عادتهای روزمره، روابط خانوادگی و حتی تصور افراد از آینده اثر میگذارد.از این منظر، طرح «تورم صفر» شهرداری تهران را میتوان فراتر از یک برنامه تنظیم بازار یا حمایت معیشتی دید. تثبیت قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی برای یک دوره ششماهه با استفاده از ظرفیت میادین میوه و ترهبار و فروشگاههای شهروند، در ظاهر شاید اقدامی اقتصادی محسوب شود اما ارزش اصلی آن را باید در تلاشی دید که برای حفظ بخشی از ثبات زندگی روزمره خانوادهها انجام میشود.
فرهنگ در بخش مهمی از زندگی، در همین انتخابهای ظاهراً ساده روزمره شکل میگیرد. اینکه خانواده چه میخورد، چگونه خرید میکند، چه چیزی را برای فرزندانش فراهم میکند و تا چه اندازه امکان انتخاب دارد، بخشی از سبک زندگی آن است. الگوی مصرف نیز یکشبه ساخته نمیشود بلکه حاصل سالها عادت، ذائقه، شرایط خانوادگی، تجربه و فرهنگ است. بنابراین وقتی فشار اقتصادی خانواده را ناچار میکند این الگو را بهطور مداوم تغییر دهد، مسئله فقط کاهش قدرت خرید نیست که بخشی از کیفیت زندگی و احساس اختیار نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
در سیاستگذاری فرهنگی «امکان انتخاب» موضوع مهمی است. سیاست فرهنگی قرار نیست برای مردم تعیین کند چگونه زندگی کنند بلکه باید تا حد امکان شرایطی فراهم کند که افراد بتوانند میان گزینههای مختلف انتخاب کنند. فلذا هر سیاستی که بتواند فشار اقتصادی بر انتخابهای روزمره را کاهش دهد، میتواند واجد یک کارکرد فرهنگی نیز باشد.چه بسا، حفظ «حس ثبات» مهمتر از حفظ سبد مصرف نیز باشد.جامعهای که دورهای از جنگ، بحران و نوسانهای شدید اقتصادی را پشت سر گذاشته، بیش از همیشه به نشانههای بازگشت زندگی عادی نیاز دارد. در چنین شرایطی، مردم فقط با افزایش هزینهها مواجه نیستند، آنها با دشواری پیشبینی فردا نیز مواجهاند. قیمت مواد غذایی، ارز، مسکن و سایر هزینهها وقتی دائماً تغییر میکنند، آینده را به امری مبهم تبدیل میکنند. این نااطمینانی به تدریج از اقتصاد عبور میکند و وارد فضای روانی و فرهنگی جامعه میشود.
مدیریت شهری در روزهای جنگ، با استمرار خدمات، حفظ نظافت شهر، تداوم حملونقل عمومی و بازگرداندن سریع فضاهای آسیبدیده به وضعیت عادی، در واقع از «تداوم زندگی» محافظت کرد. اهمیت این اقدامات فقط در ارائه یک خدمت نبود. پیام آنها این بود که بحران نباید تمام زندگی روزمره را متوقف کند.
پروژه «تورم صفر» نیز میتواند در همین چارچوب فهم شود؛ ایجاد یک محدوده کوچک اما واقعی از پیشبینیپذیری در زندگی مردم.
نظر شما