تثبیت قیمت‌ها علاوه بر آثار اقتصادی، به تقویت انسجام اجتماعی و پیوند میان مردم و حاکمیت کمک می‌کند

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در یادداشتی با اشاره به آثار روانی و اجتماعی تثبیت قیمت‌ها و جلوگیری از افزایش هزینه‌ها، تأکید کرد که چنین اقداماتی علاوه بر تأثیر بر آرامش روانی جامعه، می‌تواند احساس همراهی نهادهای حاکمیتی با مردم را تقویت کرده و به افزایش انسجام میان مردم و دولت منجر شود.

به گزارش شهر، مسعود عالمی‌نیسی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در یادداشتی نوشت:  تورم صفر اتفاق خوبی است که می‌تواند به آرامش مردم کمک کند. وقتی مردم مشاهده می‌کنند که شهرداری یا دولت اقداماتی برای جلوگیری از افزایش قیمت‌ها و همراهی با آن‌ها انجام می‌دهد، این احساس در جامعه شکل می‌گیرد که دست‌کم برخی از نهادهای مسئول در شرایط اقتصادی موجود، خود را در کنار مردم می‌بینند و برای همراهی با آن‌ها تلاش می‌کنند.

البته اینکه این اقدامات از نظر واقعیت‌های اقتصادی تا چه اندازه اثرگذار هستند، موضوعی است که باید از سوی کارشناسان اقتصادی بررسی و تحلیل شود؛ اما فارغ از میزان اثرگذاری اقتصادی، نمی‌توان از آثار روانی و اجتماعی چنین اقداماتی چشم‌پوشی کرد. این اقدامات باعث می‌شوند جامعه احساس نکند که میان مردم و مسئولان فاصله‌ای وجود دارد. مردم در ذهن خود، شهرداری را نیز بخشی از حاکمیت می‌دانند و هنگامی که این نهاد اقداماتی در جهت همراهی با آن‌ها انجام می‌دهد، این گرایش در میان مردم تقویت می‌شود که نهادهای مسئول را در کنار خود ببینند، نه در فاصله‌ای جدا از خود.

این مسئله تنها یک اثر روانی ندارد، بلکه از نظر اجتماعی نیز می‌تواند پیامدهای مهمی به همراه داشته باشد. در این زمینه، مفهومی به نام «درهم‌تنیدگی» وجود دارد. زمانی که نهاد دولت و به‌طور کلی نهادهای حاکمیتی اقداماتی انجام می‌دهند و در کنار مردم می‌ایستند، انسجام میان مردم و دولت نیز افزایش پیدا می‌کند. در واقع، چنین اقداماتی می‌توانند تا حدی مانع از شکل‌گیری و گسترش فاصله میان مردم و حاکمیت شوند.

باید توجه داشت که شکاف اجتماعی معمولاً به‌صورت تدریجی ایجاد می‌شود. این شکاف یک‌باره به وجود نمی‌آید، بلکه به‌مرور و در جریان اتفاقات و تعاملات مختلف شکل می‌گیرد و گسترش پیدا می‌کند. بنابراین، همان‌طور که مجموعه‌ای از عوامل می‌توانند به‌تدریج موجب افزایش فاصله میان مردم و نهادهای حاکمیتی شوند، اقداماتی که نشان‌دهنده همراهی این نهادها با مردم هستند نیز می‌توانند در جلوگیری از گسترش این فاصله مؤثر باشند.

از این منظر، اقداماتی مانند جلوگیری از افزایش قیمت‌ها و همراهی با مردم در مسائل اقتصادی، می‌توانند به شکل‌گیری نوعی انسجام سیستمی میان مردم و دولت کمک کنند. شاید توضیح این مفهوم در نگاه نخست کمی دشوار باشد، اما می‌توان آن را به قطعات یک سیستم، مانند خودرو، تشبیه کرد. در یک سیستم منسجم، قطعات به‌جای آنکه از یکدیگر جدا باشند و به‌صورت مستقل عمل کنند، به هم پیوسته‌اند و در کنار یکدیگر حرکت می‌کنند. در چنین شرایطی، اجزای سیستم برای حل مسائل و معضلات اقتصادی، مجموعه‌ای پیوسته را تشکیل می‌دهند و به‌جای حرکت جداگانه و منفصل از یکدیگر، در کنار هم عمل می‌کنند.

البته این موضوع به معنای آن نیست که تنها با چنین اقداماتی می‌توان مسائل و مشکلات اقتصادی کشور را حل کرد. ما قطعا به اقدامات دیگری نیز نیاز داریم و برای عبور از مشکلات اقتصادی، مجموعه‌ای از سیاست‌ها و اقدامات مختلف باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. با این حال، اقداماتی که موجب همراهی بیشتر نهادهای مسئول با مردم می‌شوند، به هر حال می‌توانند یک گام رو به جلو باشند و در کنار آثار احتمالی اقتصادی، از نظر روانی و اجتماعی نیز اهمیت داشته باشند.

از سوی دیگر، باید به این نکته توجه کرد که آثار روانی این اقدامات در میان گروه‌های مختلف جامعه یکسان نیست. از نظر تأثیر بر احساس کاهش هزینه‌ها و قابل‌تحمل‌تر شدن شرایط اقتصادی، این اقدامات قطعا برای طبقاتی که از نظر اقتصادی در شمار اقشار مستضعف جامعه قرار می‌گیرند، اهمیت بیشتری دارد. طبیعی است که گروه‌های کم‌برخوردار، به دلیل محدودیت‌های اقتصادی و فشارهای بیشتری که در زندگی روزمره تجربه می‌کنند، نسبت به تغییرات قیمت‌ها و هزینه‌ها حساس‌تر باشند و از اقداماتی که به جلوگیری از افزایش هزینه‌ها منجر می‌شود، تأثیر بیشتری بپذیرند.

با این حال، اثر کلی و اجتماعی این اقدامات محدود به اقشار کم‌برخوردار نیست و کل جامعه را در بر می‌گیرد. دلیل این مسئله آن است که وقتی میزان فعل‌وانفعالات میان دو بخش افزایش پیدا می‌کند، در واقع کنش‌ها و واکنش‌های میان آن‌ها نیز بیشتر می‌شود و همین افزایش تعاملات می‌تواند به تقویت پیوند میان آن دو منجر شود.

برای مثال، هنگامی که شهرداری در موضوع بازسازی در کنار مردم قرار می‌گیرد و در این زمینه اقداماتی انجام می‌دهد، این رفتار، فارغ از اینکه کیفیت و میزان اثرگذاری آن در چه سطحی باشد، می‌تواند در تقویت ارتباط میان مردم و این نهاد مؤثر واقع شود. همین مسئله در موضوع افزایش قیمت‌ها و اقداماتی که با هدف همراهی با مردم در این زمینه انجام می‌شود نیز صدق می‌کند.

در واقع، شهرداری می‌توانست چنین اقداماتی را انجام ندهد؛ همان‌طور که می‌توانست در موضوع بازسازی نیز وارد عمل نشود. به بیان دیگر، ممکن است شهرداری از نظر وظایف مستقیم خود، الزام مشخصی برای ورود به برخی از این موضوعات نداشته باشد؛ اما زمانی که تصمیم می‌گیرد در چنین زمینه‌هایی در کنار مردم قرار بگیرد و اقدامی در جهت همراهی با آن‌ها انجام دهد، این رفتار می‌تواند به افزایش تعامل میان مردم و نهاد مربوطه منجر شود.

اهمیت این موضوع در آن است که رابطه میان مردم و نهادهای حاکمیتی نیز مانند روابط میان افراد، از طریق تعاملات و کنش‌های متقابل شکل می‌گیرد و تقویت می‌شود. دو نفر را در نظر بگیرید که در ابتدا نسبت به یکدیگر غریبه هستند و ارتباط چندانی با هم ندارند. به‌تدریج، با آغاز تعاملات و افزایش ارتباطات میان آن‌ها، شناخت و صمیمیت بیشتری شکل می‌گیرد. هرچه تعداد این تعاملات بیشتر شود، زمینه برای تقویت پیوند میان آن‌ها نیز بیشتر فراهم می‌شود.

این منطق در رابطه میان مردم و حکومت نیز وجود دارد. هنگامی که مردم احساس می‌کنند نهادهای حاکمیتی در موقعیت‌های مختلف در کنار آن‌ها قرار می‌گیرند و برای همراهی با آن‌ها اقداماتی انجام می‌دهند، این احساس شکل می‌گیرد که ارتباط میان آن‌ها و این نهادها در حال تقویت شدن است. تداوم چنین تعاملاتی می‌تواند به افزایش اعتماد، تقویت پیوند اجتماعی و در نهایت، تحکیم انسجام در سطح کلان جامعه کمک کند.

بنابراین، موضوع تنها این نیست که یک نهاد در مقطعی از افزایش قیمت‌ها جلوگیری کند یا در مسئله‌ای مانند بازسازی به مردم کمک برساند؛ بلکه باید به معنای اجتماعی این اقدامات نیز توجه کرد. چنین رفتارهایی می‌توانند این پیام را به جامعه منتقل کنند که نهادهای مسئول، مسائل و مشکلات مردم را می‌بینند و در حد توان خود برای همراهی با آن‌ها اقدام می‌کنند. همین احساس همراهی، در کنار آثار احتمالی اقتصادی، می‌تواند در تقویت ارتباط میان مردم و حاکمیت نقش داشته باشد.

در نهایت، هرچه این پیوند و تعامل میان مردم و نهادهای حاکمیتی بیشتر و مستحکم‌تر شود، زمینه برای تقویت انسجام اجتماعی در سطح کلان نیز بیشتر فراهم خواهد شد. از این رو، اقداماتی که در ظاهر ممکن است صرفا اقتصادی یا اجرایی به نظر برسند، می‌توانند ابعاد روانی و اجتماعی گسترده‌تری نیز داشته باشند و در کنار سایر اقدامات ضروری، به تقویت ارتباط میان مردم و نهادهای مسئول کمک کنند.

انتهای پیام/

۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۰
کد مطلب: 87274

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =