موزه خیابان ولیعصر: آغاز یک راه

یک سال پیش در چنین زمانی موزه خیابان ولیعصر گشایش یافت، موزه ای که بیش از آن که یک مجموعه مادی را محور خود قرار دهد یک خیابان را موضوع خود قرار داده بود. اما کدام ساحت از یک خیابان می تواند در موزه جای گیرد و به عبارت دیگر منظور از موزه ای کردن یک خیابان چیست؟

 تصور رایج از موزه منجمد کردن ایک پدیده و یا تذکر به یک پدیده تمام شده و فراموش شده است که سبب پیدایی یک موزه می شود. ولی یک خیابان پدیده ای تمام شده نیست پدیده ای زنده و جاری است، پدیده ای تک وجهی نیست که بتوان به یک منظر از آن بسنده کرد.خیابان نمونه از یک شهر است خیابان ولیعصر بخشی از تهران است که همراه با آن رشد کرده است وسعت یافته و تهران دیروز را به تهران امروز وصل کرده است. این گونه است که می توان تجربه شهر را در تجربه خیابان مشاهده کرد. موزه خیابان ولیعصر می توان نشانی از توسعه گفتمانی موزه باشد که می خواهد تجربه های زیسته شهر را در یک مجموعه قرار دهد و آن را میراث تلقی کرد. گفتمانی که شهر را از ساحت فیزیکی به ساحت فرهنگی می کشاند و تلاش دارد به تجربه های شهری ارزش تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بدهد. تجربه هایی چند لایه که بر روی هم قرار دارند و با هم در ارتباط هستند. این گونه است که نمی توان خیابان ولیعصر و شهر تهران را در یک لایه و یک منظر دید. باید در نظر داشته باشیم که موزه نظامی دارد که برای موضوعات منظر و دسته بندی تعیین می کند و بر آن است تا با دسته بندی موضوعات موجود در یک مجموعه آن را قابل فهم کند و در واقع ارزش های آن را یادآوری کند. موزه خیابان ولیغصر بر آن است که لایه لایه های این خیابان را در برابر چشم قرار دهد و امکان دیده شدن و یادآوری فراهم آورد.
موزه خیابان ولیعصر آغاز یک نگاه و یک حرکت است که تلاش دارد تا خاطرات شهر و را ارزش گذاری کند. در واقع موزه خیابان ولیعصر بر اساس یک مچموعه گردآوری شده شکل نگرفته است بلکه بر اساس یک منظر پدید آمده است تا مجموعه سازی کند. مجموعه سازی شهری بر اساس تجربه ها، روایت ها و خاطرات شهر. تجربه هایی که در عناصر خرد و کلان، در ابنیه، افراد و رویدادهای تاریخی متصل بر این محدوده نهفته است و هنگامی که عیان می شوند و در اتصال با هم قرار می گیرند اعتباری بیشتر یافته و مجموعه ای را پدید می آورند./ موزه خیابان ولیعصر با موزه ای نشان دادن بخشی از شهر معنای میراث شهر را تسری داده  و در امتداد زمانی و مکانی آن را جاری می سازد برای همین میراث شهری که در خیابن ولیعصر تجلی می یابد می تواند تا امروز زنده نیز امتداد یابد و پیش برود و مدام خلق کند. از این رو موزه خیابان ولیعصر نهادی نیست که به یک مکان محدود شود تا بخواهد همه خیابان را در یک چهار دیواری محدود کرده و به نمایش درآورد، از همین رو این موزه بیش تر همانند یک قطب فرهنگی برای حوزه اجتماعی خیابان ولیعصر عمل می کند که مدام می تواند با این شبکه در ارتباط باشد و منظرها و روایت های خود را به درون شبکه بکشاندو به آن ارزش ها و تجربه هایش را یادآوری کند و تجربه های اکنون را به تجربه های پیشین متصل سازد.
اما باید در نظر داشته باشیم که موزه خیابان ولیعصر آغاز یک نگاه و تجربه برای کلانشهر تهران بود که می تواند کامل شود و توسعه یابد. توسعه ای که می تواند کل شهر را به روایت هایی عیان شده و قابل تجربه تبدیل کند و از همین رو برای شهر از تجربه های گذشته اش سرمایه سازی کند. سرمایه سازی فرهنگی با منظر موزه ای می تواند یک پویایی برای شهری چون تهران پدید آورد که تجربه هایش را از دست ندهد بلکه برای چنین شهری که مدام در حال تجربه است ز انباشت و شبکه سازی این تجربه های سرمایه و فرصتی پایدار پدید آورد که شهر در ساحت زنده خود بتواند از آن بهره برداری کند. 
با همین نگاه موزه خیابان ولیعصر در روایت پردازی و دسته بندی خود تلاش داشت تا منظر نگاهی به سرمایه های نهفته این خیابان پدید آورد که حالا می توان با همین نگاه ب دسته بندی پهنه های فرهنگی دیگر پردات و ارزش ها و جنبه های برجسته آنها را شناسایی و عرضه کرد و این گونه موزه از یک چهار دیواری بسته به یک امر سیال در شهر تبدیل می شو می تواند شبکه ای موزه ها را برای تهران پدید آورد که گنجینه بزرگ تجربه های تهران را در یک منظر چند وجهی موزد شناسایی، گردآوری و عرضه قرار دهند. موزه خیابان ولیعصر از منظر می تواند آغاز یک شبکه سازی موزه ای باشد.

۱۶ مهر ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۷
کد خبر: 5147

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 5 =