شهرداری فارغ از اختلاف نظر سیاسی، در قامت حامی مردم در کنار دولت ایستاده و هرجا که نیاز بوده به شعار وفاقِ وفاقیون جامه عمل پوشانده.
پرسیدن این سوال در شرایطی که فشار اقتصادی مستقیماً زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده، چه دردی از مردم دوا میکند؟! بهتر نیست بجای انگ وظیفه شهرداری نیست، به سراغ سایر نهادها رفته و آنها را نیز در کمک به دولت و شهرداری همراه و همسو کنیم؟
«وظیفه شهرداری نیست» باید جای خود را به این بدهد که امروز حمایت از مردم «وظیفه همه نهادها و ارگانهاست»؛ فرهنگی و خدماتی و سیاسی و اجتماعی هم ندارد!
مدیریت شهری نیز از این قاعده مستثنی نیست. شهرداری اگرچه مسئول مستقیم همه مسائل اقتصادی کشور نیست، اما با زندگی روزمره میلیونها شهروند ارتباط دارد و تصمیماتش میتواند بخشی از هزینهها و فشارهای روزمره مردم را کاهش دهد. از این منظر، طرحهایی مانند تثبیت قیمت ۱۲ کالای اساسی برای یک دوره ششماهه را میتوان تلاشی برای پیدا کردن راههای جدید در محدوده ظرفیتهای مدیریت شهری دانست؛ اقدامی که ممکن است بهتنهایی مسئله معیشت را حل نکند، اما یک پیام روشن دارد: مدیریت شهری میتواند به جای تماشای مسئله، بخشی از راهحل باشد.
در این نگاه، «تورم صفر» صرفاً یک شعار یا یک عدد نیست؛ بحث بر سر پیدا کردن سازوکارهایی است که بتواند حتی در مقیاس محدود، بخشی از فشار اقتصادی بر شهروندان را کم کند. مسئله اصلی این نیست که یک سیاست اقتصادی دقیقاً در کدام شرح وظایف تعریف شده، بلکه این است که در شرایط دشوار، ظرفیتهای موجود چگونه میتوانند در خدمت مردم قرار بگیرند.
همینجا باید پرسش «تورم صفر چه ربطی به شهرداری دارد؟» را به پرسش بزرگتری تبدیل کرد: در برابر فشارهای اقتصادی و محاصرهای که زندگی مردم را هدف قرار میدهد، هر بخش از حاکمیت و جامعه چه سهمی از مسئولیت را میتواند بر عهده بگیرد؟
فشار اقتصادی، مرزهای اداری نمیشناسد. وقتی افزایش هزینهها به سفره مردم میرسد، شهروند تفاوت میان وظایف دستگاهها را به اندازه اثر آن تصمیمها بر زندگی خود احساس نمیکند. بنابراین، مدیریت شهری نیز نمیتواند صرفاً پشت دیوار شرح وظایف بایستد و مشکلات را به دستگاه دیگری حواله دهد.
البته این به معنای نادیده گرفتن تقسیم کار قانونی یا جایگزین شدن شهرداری با دولت و سایر نهادها نیست. مسئله، تعریف دوبارهای از مسئولیت در شرایط دشوار است؛ اینکه هر دستگاه در چارچوب اختیارات خود، ظرفیت بیشتری برای حل مسئله پیدا کند و مجموع این اقدامات، به افزایش تابآوری جامعه منجر شود.
در نهایت، شاید تفاوت یک مدیریت شهری مسئولیتپذیر با یک مدیریت صرفاً اداری در همین نقطه مشخص شود: اولی از خود میپرسد «چه کاری از دست ما برمیآید؟» و دومی ابتدا میپرسد «این وظیفه ما هست یا نه؟»
در شرایط فشار، کشور بیش از هر چیز به همین تغییر نگاه نیاز دارد؛ اینکه هرکس، در هر جایگاهی که قرار دارد، سهم خود را در کاهش فشار بر مردم و تقویت همبستگی اجتماعی پیدا کند و به جای پنهان شدن پشت دیوار وظایف، بخشی از راهحل باشد.
نظر شما