به گزارش خبرنگار شهر، مرتضی بیکبیاتی کارشناس شهری، طی یادداشتی با اشاره به راهبرد جدید شهرداری تهران برای احیای ۲۲ بنای تاریخی و ارزشمند پایتخت، نوشت: بناهای تاریخی شهر، نه تنها حافظه جمعی و هویت فرهنگی یک جامعه هستند، بلکه سرمایههایی غیرقابل بازگشت و تکرار ناپذیر هر بافت شهری محسوب میشوند. با این حال، سالهاست که مدیریت میراث فرهنگی در شهرهای بزرگ با چالش «بحران فرسودگی» و «کمبود منابع مالی» دستوپنجه نرم میکند؛ وضعیتی که در آن بناهای ارزشمند، به جای نقشآفرینی در حیات شهری، به پدیدههایی ایستا و گاه آسیبپذیر تبدیل شدهاند. مدیریت شهری تهران بر اساس همین دغدغه مندی و مسئولیت پذیری، گام هایی بسیار ارزشمند در این زمینه برداشته است. و در روز ۱۳ آبان توسط مدیران ارشد مدیریت شهری تهران تصمیماتی برای آن اتخاذ کرد که میتواند نقطه عطفی در تغییر پارادایم مدیریت میراث شهری باشد.
تغییر از نگاه محافظهکارانه به نگاه توسعهمحور
در جلسه تخصصی که به میزبانی نصرالله آبادیان، معاون شهرسازی و معماری شهرداری و دکتر یاسر جعفری، مدیرکل معماری و ساختمان و با حضور جمعی از مدیران ارشد شهرداری تهران و میراث فرهنگی برگزار شد و در جلسه مزبور، طرح مربوط به ۲۲ بنای تاریخی، اصیل، هویتمند و با ارزش شهر تهران تصویب شد.
این امر فراتر از یک تصمیم اداری ساده، نشاندهنده یک چرخش استراتژیک است. طرحی که، زنجیره عملیاتی «تملک، مرمت و بهرهبرداری» را به عنوان مسیر اصلی برای نجات این بناها معرفی میکند.
تا پیش از این، رویکرد ِغالب در مواجهه با بناهای تاریخی، نوعی «حفاظت انفعالی» بود؛ یعنی ما با تمرکز بر جلوگیری از تخریب، بدون داشتن طرحی جامع برای بازگرداندن حیات اقتصادی و اجتماعی به بنا مواجه بودیم، اما مصوبه جدید، با قرار دادن «بهرهبرداری» در کنار «مرمت»، به دنبال این است که این بناها از حالت «هزینهبر» به حالت «مولد» و «پویا» تغییر وضعیت دهند.
مشارکت بخش خصوصی؛ موتور محرک یا چالش اصالت؟
مهمترین رکن این تصمیمگیری، استقرار مدل «مشارکت بخش خصوصی» در فرآیند احیاست. مدیریت شهری تهران با درک محدودیتهای بودجهای خود، مسیر را برای ورود سرمایهگذاران و متخصصان حوزه معماری باز کرده است. این رویکرد، دو مزیت بزرگ را به همراه دارد: نخست، تزریق نقدینگی و تخصص فنی برای اجرای عملیاتهای پیچیده مرمت که نیازمند تجهیزات و دانش روز است؛ و دوم، ایجاد مدلهای تجاری و فرهنگی پایدار که میتواند هزینههای نگهداری بنا را در آینده بر عهده بخش خصوصی بگذارد.
با این حال، این رویکرد با یک چالش بنیادین روبروست: چگونه میتوان میان «نیاز به بهرهبرداری اقتصادی» و «حفظ اصالت تاریخی» تعادل ایجاد کرد؟ ورود بخش خصوصی همواره با این نگرانی همراه است که ممکن است در پی سودآوری، اصالت معماری و روح تاریخی بنا را فدای تغییرات ساختاری و تجاریسازی مفرط کند.
نقشه راه پیش رو
برای موفقیت این طرح، مدیریت شهری تهران باید فراتر از یک «تسهیلگر» عمل کند و در نقش یک «ناظر سختگیر» ظاهر شود. فرآیند تملک باید شفاف و مبتنی بر ارزشگذاری دقیق باشد و پروتکلهای مرمت باید با نظارت مستقیم کارشناسان معماری و با رعایت استانداردهای بینالمللی اجرا شود.
در نهایت، اگر این زنجیره (تملک ←\leftarrow← مرمت ←\leftarrow← بهرهبرداری) به درستی پیادهسازی شود، ۲۲ بنای مورد نظر میتوانند از کالبدهایی مرده، به قطبهای فرهنگی، گردشگری و اجتماعی تبدیل شوند که هم هویت تهران را تقویت میکنند و هم پویایی اقتصادی بافت شهری را افزایش میدهند. این تصمیم، آزمونی است برای سنجش توانایی مدیریت شهری در مدیریت هوشمندانه میراث فرهنگی در عصر مدرن.
انتهای پیام/
نظر شما