۱۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۲:۳۷
کد خبر: 9123

تهران در مسیر تغییر ریل

پیروز حناچی،شهردار تهران
تهران در مسیر تغییر ریل

وقتی سخن از مدیریت شهری به میان می آید، روند مدیریت شهر تهران پیش از تشکیل شوراهای اسلامی و پس از آن، بعنوان اصلی ترین و تأثیرگذارترین روند مورد توجه قرار می گیرد. مدیریت شهر تهران فارغ از جنبه های سیاسی آن بدلیل قرارگیری مراکز قدرت و تصمیم گیری در این شهر، وسعت و جغرافیا، اهمیت اقتصادی و اجتماعی آن کانون توجه بسیار است اما در طول سالیان مدیریت شهر تهران از یک جنبه بیش از سایر وجوه مورد توجه واقع شده و نقش کلیدی داشته است.

موضوع خود اتکایی شهرداری تهران، مدیریت شهری را به بهره گیری از ظرفیت های موجود برای کسب درآمد سوق داد و در این میان «زمین» و «هوا» بعنوان دو مؤلفه کلیدی و مکمل برای کسب درآمد بر سایر وجوه درآمدی نظیر اخذ عوارض واقعی در مورد خدمات (services) شهری، غلبه یافت. تجربه شهرهای مختلف دنیا که مبتنی بر درآمدهای پایدار بوده مغفول واقع شد و راهکارهایی نظیر اخذ عوارض از پارکینگ های حاشیه ای، عوارض بزرگراهی و تونل های شهری، عوارض پسماند، کسب و پیشه و سایر جنبه ها به فراموشی سپرده شدند و علاوه بر آن، دولت ها و نهادها با دستگاه های وابسته متعدد در پایتخت، نه تنها عوارض حضور خود در پایتخت را نپرداختند، بلکه نسبت به بارگذاری های سنگین بدون دریافت پروانه ساختمانی و پرداخت عوارض متعلقه، هزینه های اداره شهر را سنگین تر نمودند. تاکنون چنین امکانی فراهم نشده تا بتوان میزان استهلاک آسفالت خیابان های شهر، افزایش آلودگی هوا و ترافیک بعلاوه سایر خدماتی که دستگاه های دولتی یا ارگان ها و سازمان ها دریافت می کنند را محاسبه نمود اما آنچه رخ داده است تحمیل سهم عمده ای از هزینه های اداره شهر اعم از هزینه های اقتصادی تا هزینه های اجتماعی و اخلاقی و روحی-روانی به مردم شهر و شهرداری تهران است و همیشه این سؤال مطرح بوده با این رویکرد در اداره شهر سهم عموم مردم و اقشار ضعیف تر از فضاها و امکانات شهری چه بوده است؟ و چه کسانی و گروه هایی از امکانات شهر بیشترین بهره را برده اند؟ و آیا آنها که بهره برده اند جز خرید شهر سهم خود را نسبت به آن ادا کرده اند؟
نگاه چند جانبه به وضعیت شهر تهران نشان می دهد، آن چیزی که امروز ما به عنوان شهر تهران می شناسیم حاصل نگاه و مدیریتی است که در طول سه دهۀ گذشته، با وجود آیند و روند شهردارهای مختلف و سلیقه های سیاسی گوناگون، در یک مسیر واحد و یکپارچه شکل گرفته است و آن به زبان ساده «سیاست شهر فروشی» است. شهر را بفروشیم و با پولش آن را بسازیم. نه فقط تهران، بلکه شهرداری های کشور پس از عبور از دهه اول انقلاب به ناچار در این مسیر قرار گرفتند و به علت محدودیت های بودجه ای کشور از بودجه های دولتی برای اداره شهر محروم شدند و در زمینۀ تأمین منابع درآمدی برای اداره شهرها، شهرداران به خودشان واگذار شدند. شهر تهران در آن لحظه بحرانی خاص می توانست دو مسیر در پیش بگیرد؛ مسیر نخست وابسته شدن به منابع درآمدی پایدار حاصل از مالیات بر دارایی و مشاغل و مسیر دوم وابسته شدن به منابع حاصل از فروش تراکم و در نتیجه فروش شهر بود.
مسیر دوم به دلایل مختلفی، از جمله سهولت بیشتر تأمین منابع درآمد برای شهر و اقبال صاحبان سرمایه از این مسیر، انتخاب شد. در پی این انتخاب، به سرعت ساخت وساز در شهر رونق گرفت، تورم قابل توجهی در حوزه زمین و مسکن به وجود آمد و درآمدهای هنگفتی در ادوار مختلف به شهرداری تهران تزریق شد، و شهرداری به سرعت از یک نهاد وابسته به منابع مالی عمومی و دولتی به نهادی ثروت آفرین تبدیل گردید، گروه های زیادی از اقلیت های سرمایه گذار را به دور خود جمع کرد و شهر را که متعلق به عموم مردم است به نفع گروه های خاص فروخت. و در قبال آن مردم را عادت داد که ساخت پل و اتوبان را به معنای کار قلمداد کنند و هرچه کارگاه بیشتری در سطح شهر مشاهده می شد به معنای انجام کار بیشتر قلمداد گردید. افزایش درآمد فعالان حوزه ساخت و ساز، در واقع افزایش درآمد شهر بود و همین مسئله سبب شد، شهرداری خواسته و ناخواسته به تامین کننده منافع گروه های خاص حاضر در میدان ساخت و ساز بدل شود.
نتیجه، ایجاد یک شرایط رانتی در شهرداری تهران بود که این رانت ها و فساد ناشی از آنها عمدتا در چند حوزه به وقوع پیوسته اند: نخست تراکم فروشی غیر قانونی؛ دوم تغییر کاربری ها و صدور مجوزهای ساخت؛ سوم رانت های مستتر در پروژ های عمرانی و حتی اجتماعی-فرهنگی؛ چهارم رانت های ناشی از در اختیارگذاری املاک و امکانات شهرداری به افراد و گروه های خاص؛ پنجم رانت های ناشی از به کارگیری و استخدام افراد در رده های مختلف مدیریتی و اداری.
به همین دلیل از ابتدای دهه ۷۰، شهرداری تهران همواره یکی از مهمترین مکان های نزاع های سیاسی میان گروه های مختلف در کشور بوده است و گروه های سیاسی به سبب امکانات فراوان موجود در شهرداری، شهرداری تهران را سکوی پرشی برای کسب قدرت اقتصادی و سیاسی بیشتر در کشور دانسته اند و همه توان خود را برای از آن خود ساختن آن یا دست کم بردن سهمی از آن به کار برده اند. و همین نگرش باعث غفلت از برخی مأموریت های کلیدی شهر گردیده و بهای کمتری به آن داده شده است، اگر امروز شاهد پدیده هایی نظیر حضور کودکان کار در عرصه جمع آوری پسماند به روش های نادرست هستیم حاصل نپرداختن جدی و سرمایه گذاری بسیار ناچیز به موضوعاتی اینچنینی بوده است که نتیجه آن بروز پدیده های زشت زباله گردی و دفن روزانه حدود ۲۵۰۰ تن زباله در سایت آرادکوه و لطمه جدی به طبیعت پیرامونی شهر در محدوده جاده آبعلی برای دفن نخاله های ساختمانی بوده است، علاوه بر این دفن پسماندهای بیمارستانی (که قانوناً برعهده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است) و خطرات زیست محیطی آن از چشم پنهان مانده است. حاصل این نگاه، غفلت از لرزه خیزی شهر تهران و عدم تاب آوری آن در مقابله با بحران های طبیعی بوده است. سؤالات جدی و بسیار حایز اهمیتی وجود دارد که بی پاسخ می ماند و بی یا کم توجهی به آنها شهر تهران را در زمره شهرهای کم تاب آور قرار داده است.

شهر را در چه شرایطی تحویل گرفتیم؟ بحران های انباشته
زمانی که مدیریت فعلی (شورا و شهرداری) اداره شهر را در دست گرفت، در مواجهه با وضعیتی که رئوس آن به طور مختصر شرح داده شد با سه میراث عمده که نتیجه مسلم رویکرد دوره های قبل بود روبه رو گردید:
نخست شهری که در مسیر معینی ریل گذاری شده و درآمدهای آن شدیداً (بیش از ۸۰ درصد) به همان مسیر یعنی فروش اشکال مختلف تراکم وابسته بود.
دوم هدررفت گسترده منابع زیستی شهر و به دنبال آن ایجاد مشکلات انباشت شده و نهادینه شده ای که در رأس آنها سه مسئلة آلودگی هوا، ترافیک و نابرابری اجتماعی-اقتصادی قرار داشتند.
سوم مصادیق فساد و رانت در زمینه های مختلف؛ این مسأله به قدری ریشه ای بود که شهرداری در ذهن مردم به عنوان نهادی فاسد شکل گرفته بود در حالیکه شهرداری موظف به دفاع از حقوق مردم و حراست از بیت المال است.
این سه میراث که از گذشته برای شهرداری به جای مانده در دوره اخیر با دو بحران جدی تحریم ها و شیوع ویروس کووید ۱۹ همراه شد. به گواه اغلب کارشناسان تحریم های ۳ ساله گذشته شدیدترین تحریم های ایران در کل دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده اند و ویروس کووید ۱۹ نیز از حیث دامنه، تلفات و هزینه های اقتصادی-اجتماعی، مشابهی در چند دهه اخیر نداشته است. نهایتا اینکه در ساختار سیاسی کشور نیز، اختلافات میان قوای سیاسی به حد بی سابقه ای توسعه یافته و ایجاد اجماع برای انجام هر تصمیمی حتی در سطوح میانی بسیار دشوار شده بود.

در مسیر تغییر رویکرد: تغییر ساختار در کنار مبارزه با مصادیق
در چنین شرایطی بسیاری حتی ممکن شدن تداوم اداره امور جاری خدماتی شهر را نیز با ابهام مواجه می دیدند. ما یعنی شورای شهر و شهرداری در این شرایط دو راه داشتیم. یا به اداره شهر در مسیر سابق ادامه دهیم، منافع گروه های خاص را تامین کنیم و درآمدهای آن را صرف اداره و توسعه کالبدی شهر کنیم. یا اینکه مسیر تغییرات ساختاری را در پیش بگیریم و با تلاش برای ایجاد «ائتلاف های اجتماعی» انجام بسیاری از امور روال شده سابق را متوقف کرده و روندهای جدیدی را در مدیریت شهر ایجاد کنیم. تلاش گردید تا مسیر دوم را با دو محور اصلی «تقویت درآمدهای پایدار و تغییر روندها» و «برقراری عدالت اجتماعی» پیش برده و با پرهیز از حاشیه سازی ها و ورود به آنها مساعدت همه نیروهای مؤثر را جلب کنیم و شهر را به دور از ماجراجویی های سیاسی، آرام و بی تنش اداره کنیم. خلاصه ای از محورهای اصلی فعالیت های کلان ما در ادامه آمده است:

الف) بازیابی اعتماد از دست رفته:
بزرگترین دارایی شهر، اعتماد شهروندان و مشارکت جویی آنها در اداره هر شهری است. داشتن حس تعلق به شهر از سوی شهروندان تابع مؤلفه های متعدد از جمله اعتماد شهروندان به مدیریت شهر و اجزاء آن است. از این حیث شهرداری تهران سهم عمده ای از سرمایه خود را از دست داده است. نه گروه های مرجع اعتماد چندانی دارند و نه مردم خود را در شهر سهیم می دانند و می توان چنین برداشت بود که هر که هرچه می تواند از این شهر بنفع خود برگیرد. در این راه تلاش هایی را آغاز کردیم اما راه سخت و پرپیچ و خم است.
گیرم که آب رفته به جوی باز آید با آبروی رفته چه باید کرد؟

ب) تغییر مسیر کسب منابع اداره شهر
مهمترین ضرورت ساختاری مبارزه با فساد و قرار گرفتن شهر در مسیر تامین منافع عموم مردم به جای منافع گروه های خاص تغییر مسیر کسب منابع اداره شهر بوده است. تا زمانی که شهر در مسیرهای سابق اداره می شد، لاجرم عوارض خود یعنی رانت و فساد گسترده و قدرتمند شدن هر چه بیشتر گروه های خاص و از بین رفتن منافع عموم مردم را نیز در پی داشت و نه مبارزه با مصادیق فساد باعث توقف روند می شد و نه شعارهایی مانند مسئولیت پذیری و مشارکت شهروندان می توانست در برابر تضعیف روندهای دموکراتیک چهره بنماید. ما تغییر مسیر کسب منابع اداره شهر را در قالب مجموعه ای از «بایدها» و «نبایدها» به شرح زیر پی گرفتیم.


ب-۱) جلوگیری از فروش غیر قانونی شهر
در فرآیند تغییر مسیر ریل گذاری شهر برخی نبایدها هم وزن برخی بایدها برای ما اولویت داشته اند. مهمترین آنها توقف فروش غیر قانونی شهر بوده است. ما با پشتیبانی شورای شهر در دشوارترین شرایطی که حتی برای تامین حقوق پرسنل خود با دشواری مواجه بوده ایم تن به فروش غیر قانونی شهر نداده ایم. در دوره بحران کووید ۱۹ و تحریم و لاجرم کاهش امکان بهره مندی شهرداری از حمایت های دولتی، هرگز به مسیر سابق اداره شهر یعنی کسب درآمد از طریق شهرفروشی باز نگشتیم. رعایت دقیق مفاد طرح تفصیلی شهر تهران به مثابه مهمترین قانون بالادستی در اداره شهر، همواره نصب العین این دوره مدیریت شهری بوده است و همگان اذعان دارند که در این دوره، ساخت و سازهای تجاری و مسکونی خارج از قواعد به طور کامل متوقف شده است. تمام این موارد با فهم این موضوع همراه است که هر ساختنی آبادانی نیست، ساخت و سازهای غیرقانونی و صدور مجوزهای بی شمار، تهران را به ویرانه ای تبدیل کرده است که تنها راه عبور از آن و ترمیم این زخم های کهنه نیاز به ایستادن در مقابل چنین اقداماتی است.

ب-۲) ایجاد منابع پایدار برای اداره شهر
به موازات توقف شهرفروشی غیر قانونی از طریق مجلس شورای اسلامی و با پشتیبانی و همکاری اعضای محترم شورای اسلامی شهر مسیرهای متعددی برای جایگزین سازی منابع اداره شهر با منابع پایدار آغاز شده است. لایحه های افزایش سهم شهرداری ها از مالیات بر ارزش افزوده، لایحه درآمدهای پایدار شهری که به تصویب مجلس دهم رسید ولی هنوز ابلاغ نشده و همچنین مالیات بر مسکن، از جمله مهمترین این تلاش ها بوده اند. علاوه بر آن تلاش برای خلق منابع جدید برای اداره شهر مانند توسعه گردشگری، تصفیه فاضلاب شهری و شهر هوشمند نیز در جریان بوده است و در نتیجه این تلاش ها در دشوارترین شرایط به میزان ۱۰ درصد بر درآمدهای پایدار شهری افزوده شده است.

ب-۳) بهینه اداره کردن شهر
دلایل پیش گفته در اداره شهر سبب شده بود که اداره شهر به نحو غیر قابل قبولی گران انجام شود. در این زمینه به یک مثال بسنده می شود رقم هزینه برای ترمیم و بهسازی آسفالت خیابان های شهر با وجود تورم و تحریم ها و گرانی های موجود در سال ۹۸ و ۹۹ با هزینه سال ۱۳۹۵ برابری می کند. بر همین اساس بخش مهمی از رانت های توزیع شده در اداره شهر، اثر خود را در اداره شدیدا گران شهر نشان داده است. باور داریم که می توان شهر را با کاهش ۵۰ درصدی هزینه های نگهداشت اداره کرد و تلاش های جدی در سطح سیاستگذاری و اقدام بعمل آورده ایم از جمله اقدامات در این بخش پرداختن به مهندسی ارزش در پروژه های عمرانی و تحلیل هزینه فایده آنها بوده است. از بعنوان مثال می توان به پروژه های عمرانی اشاره داشت که از نظر کارشناسی قابل قبول نبوده اما تمام مراحل اداری و فنی برای انجام پروژه طی شده و در بعضی موارد به مرحله اجرا نیز رسیده اما ادامه دادن آنها مقرون بصرفه و بصلاح نبوده است و در همین چارچوب سیاست اتخاذ شده بر این بوده که پروژه های با پیشرفت ۵۰ درصد به بالا تکمیل و از ادامه پروژه های با درصد پیشرفت پایین تر خودداری گردد.

ب-۴) شفاف سازی و مبارزه پیگیر با مصادیق فساد و رانت
پایدارسازی منابع درآمدی و ارزشگذاری به «زمین» بعنوان دارایی اصلی شهر از سیاست های اصلی این دوره قلمداد می شود و در این راستا پیگیرانه مصادیق فساد و رانت را تعقیب نموده و پرونده های سوء استفاده های مالی را بدون جنجال و حاشیه سازی پیش برده ایم و این روند همچنان ادامه دارد و تاکنون موفقیت های زیادی در بازگشت اموال بیت المال حاصل گردیده است. سیاست شهرداری شفاف و شیشه ای همواره مورد تأکید شورا و شهرداری بوده و اقدامات مهمی در حوزه قراردادها، صورت وضعیت ها و قوانین و مصوبه ها بمنظور جلوگیری از رانت و ایجاد فساد صورت پذیرفته است. در کنار پایدارسازی منابع اداره شهر، ما پیگیرانه با مصادیق فساد از طریق راه اندازی سامانه های شفاف سازی و رانت مبارزه کردیم.

ب-۵) پس گرفتن حوزه های عمومی برای شهروندان
تغییر مسیر ریل گذاری شهر، در همین مدت زمان کوتاه باعث شد تا بسیاری باور کنند قرار نیست زمین های شهر، دیگر صرفاً و به تنهایی عرصه تاخت و تاز سازندگان و صاحبان سرمایه باشد. بلکه با تاکید مدام بر این مسئله که زمین و آسمان شهر ملک مشاع همه شهروندان اند ائتلافی عمومی برای پس گرفتن حوزه های عمومی به نفع شهروندان بوجود آمده است. خوشبختانه در این مسیر مسئولان عالی نظام و دولت، به خصوص رهبر معظم انقلاب و رئیس محترم جمهور با حمایت از این حرکت، مشوق مدیریت شهری بوده اند. اراضی عباس آباد، کارخانه سیمان ری، عمارت کلاه فرهنگی و برخی ساختمان های دیگر در این مدت به همت شهرداری تهران و همکاری ارگان ها و افراد مختلف، به نفع مردم بازپس گرفته شده و به فضاهای عمومی تبدیل شده یا می شوند. علاوه بر آن ۱۰۰ هزارمتر مربع فضاهای کارگاهی به فضاهای عمومی شهر باز گردانده شد و حدود ۱۰۰ هزار متر مربع از فضاهای فرسوده به گذرگاه های عمومی بدل گردید. حدود ۱۰۵ هکتار اراضی شهر و ۴۰۰ ملک از تصرف آزاد شده و به شهروندان باز گردانیده شد.
ج) عدالت اجتماعی: تهران شهری برای همه
تهران در نتیجه مسیری که در سه دهه گذشته برای اداره شهر دنبال کرده است مدام به شهری نابرابرتر از قبل بدل شده است. این در حالی است که از حیث فرهنگی تهران یکی از مستعدترین شهرهای ایران برای برخورداری از برابری است. تهران شهری است تشکیل شده از هم زیستی مسالمت آمیز هویت های گوناگون قومی و مذهبی و حتی سیاسی. در تهران افراد راحت تر می توانند خارج از سایه سنگین انواع نظام های کنترلی، آنگونه که خود می خواهند زندگی کنند. تهران تقریبا سابقه نزاع و خشونت و طرد هویتی اعم از قومیتی یا مذهبی در خود نداشته است و فرهنگی مداراگر و صلح آمیز بر آن حکمفرما بوده است. سیاست های اقتصادی اداره شهر نباید با دامن زدن به نابرابری، بر دوگانه فرادست-فرودست، شمال-جنوب، تأکید نماید به گونه ای که شکاف فقر-ثروت به صحنه ای برای بروز دشمنی و خشونت در شهر بدل شود. عدالت اجتماعی و به وجود آمدن احساس برخورداری از مواهب توسعه شهر در میان اقشار مختلف شهروندان، یگانه راه جلوگیری از عمق یافتن تنش ها و خشونت های شهری و شکل گیری کلونی های بزه های اجتماعی است. اما متأسفانه در حال حاضر در بخش هایی از کالبد شهر شاهد شکل گیری آنها هستیم در این زمینه می توان به محله هرندی، خلازیر و بخشی از بافت های جنوبی شهر اشاره نمود. تهران باید در مسیری قرار گیرد که همه شهروندان آن از هر قومیت و جنسیت و سن و مذهب و طبقه، در هر جای شهر احساس کنند مورد توجه اند. این موضوع محقق نمی شود مگر با توزیع عادلانه منابع و توسعه زیرساخت های شهری به نفع همه مردم، در ادوار قبل به جای هزینه کردن حدود ۵۰۰۰ میلیارد تومان برای ساخت یک بزرگراه می شد ۷۰ کیلومتر متروی تهران را توسعه داد، یا بخش هایی از بافت فرسوده شهر را نوسازی کرده و به شیوه اصولی از تشکیل کلونی های بزه جلوگیری نمود. در این دوره با تکمیل بوستان زندگی در محله هرندی و بازگشایی آن به روی مردم، احداث گرمخانه های متعدد و خدمات رسانی اجتماعی به گروه های آسیب پذیر بویژه در ایام کرونا تلاش گردیده است، خدمات اجتماعی و رفاهی بیشتری به بخش های ضعیف شهر و اقشار کم برخوردار ارایه گردد.

ج-۱) طبقات پایین و اقشار آسیب پذیر
ما در این راستا دو مسیر اصلی را پی گرفتیم: نخست انجام پروژه های خدماتی در مناطق کمتر برخوردار شهر جهت رفع مشکلات و مسائل آنها و توسعه خدمات زیرساختی شهر که منافع عموم مردم را تأمین می کند. همچنین در ایام کرونا با اولویت قراردادن رسیدگی به افراد کم توان در شرایط اقتصادی ناگوار، ۲۰۰ هزار بسته حمایتی میان اقشار کم توان توزیع شد. دوم انجام پروژه های ویژه جهت اقشار خاص و آسیب پذیر. از آن جمله می توان به مواردی چون توسعه و تجهیز مراکز پرتو ویژه کودکان کار و خانواده های آسیب دیده در راستای کاهش آسیب های اجتماعی و افزایش ظرفیت شناسایی و جذب آسیب دیدگان تا ۷۰ هزار نفر در سال اشاره کرد. احداث و توسعه گرم خانه ها به ویژه برای بانوان و شبانه روزی شدن خدمات گرم خانه ها تا ۷۰۰ هزار نفر-شب و خدمات کاهش آسیب بخش دیگری از فعالیت شهرداری در این زمینه بوده است. همچنین باید به نوسازی و تجهیز بزرگترین شبکه عرضه محصولات کشاورزی با ۲۴۵ مرکز عرضه میوه و تره بار با حداقل ۴۰ درصد کاهش قیمت نسبت به بازار اشاره کرد. متمرکز کردن برنامه های فرهنگی-اجتماعی شهرداری مانند نوروزگاه در مناطق کمتر برخوردار شهر، گامی دیگر جهت رفع تبعیض از مناطق محروم شهر تهران بوده است. طرح غربالگری و پایش سلامت رایگان زنان سرپرست خانوار نیز در همین جهت اجرا شده است.

ج-۲) حمل و نقل عمومی
بخش مهمی از تحقق عدالت اجتماعی به برخورداری عادلانه شهروندان از حمل و نقل عمومی باز می گردد. امری که همه شهروندان با آن درگیرند و علاوه بر خود مسئله حمل و نقل، در بسط انسان محوری و کاهش ترافیک و آلودگی هوا یعنی دو مشکل نهادینه شده شهر تهران نیز نقش به سزایی دارد. ما در دوره مدیرتی خود ۳۲ کیلومتر و ۱۹ ایستگاه به طول خط مترو تهران افزودیم و با افزایش ناوگان از سرفاصله حرکت قطارها کاستیم. در نتیجه این فعالیت ها ۵۰ درصد به ظرفیت مسافرگیری مترو تهران افزوده شده است. ۱۷۵ کیلومتر مسیر ویژه دوچرخه ایجاد شد و طرح بیدود جهت همگانی سازی استفاده شهروندان از دوچرخه در شهر به اجرا درآمد. قرارداد اضافه شدن ۵۰۰ اتوبوس و ۳۷۰ دستگاه خودرو اپتیما به ناوگان حمل و نقل عمومی منعقد گردید و بیش از ۱۰ هزار تاکسی و ۶۴۰ دستگاه اتوبوس در دست نوسازی و بازسازی قرار گرفت.

ج-۳) شهر هوشمند
امروزه پرداختن به مؤلفه های ششگانه شهر هوشمند بعنوان یکی از زیرساخت های مهم شهرهای دنیا در جهت تاب آوری شهری قلمداد می گردد و مدیریت شهر تهران در این دوره با تأکید ویژه و با مدیریت جلسات راهبردی آن توسط اینجانب دنبال گردیده است. بگونه ای که شهرداری تهران در همایش جهانی Bridge of cities یونیدو و در سال ۲۰۲۰ در زمره شش شهر برتر و شایسته تقدیر گردید.
دسترسی آسان و برابر شهروندان به خدمات، استفاده از ظرفیت شرکت های دانش بنیان از جمله سیاست هایی بوده که در راستای هوشمندی این فعالیت ها و نگهداشت شهر از جمله سیستم آبیاری هوشمند فضاهای سبز بکار گرفته شده است.
در همین راستا سامانه هوشمند «تهران من» راه اندازی شد که عهده دار ارائه ۲۰ خدمت آنلاین به شهروندان است. همچنین با راه انداری سامانه urban.tehran.ir فعالیت های مربوط با صدور پروانه و گواهی برای مهندسین طراح، ناظر و مالکین و شرکت های خدماتی، آنلاین شده است. با راه اندازی پوشه شهروندی فعالیت های مرتبط با حوزه شهرسازی آنلاین شده و با اپلیکیشن پارک خودرو امکان مدیریت و نظارت بر بیش از ۴۱ هزار فضای پارک حاشیه ای در شهر فراهم شده است. فراهم سازی امکان مسیریابی دوچرخه از طریق اپلیکیشن دوچرخه بخشی دیگر از فرآیند هوشمندسازی شهر بوده است.

ج-۴) شهر انسان محور
تهران چند دهه بر محور برج ها و ماشین ها و بزرگراه ها ساخته شده است. اراده ما بازگشت شهر به شهروندان است. به همین دلیل یک میلیون و هشتصدهزار متر مربع از معابر و میادین و میدان های تره بار را برای تردد همه شهروندان اعم از معلولان و جانبازان مناسب سازی گردید. طرح ارتقای امنیت زنان از طریق شناسایی و بهسازی فضاهای بی دفاع شهری دنبال گردید. ۵ سرای تجربه برای فراهم کردن شرایط حضور سالمندان در شهر تأسیس شد. مراکز فرآموز در مناطق ۲۲ گانه شهر جهت آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان توسعه داده شد. احیای محله ها و ساختمان ها و گذرگاه های تاریخی بعنوان مکان هایی برای حضور مردم بطور جدی تعقیب گردید، ۱۸ باغ مهم تملک شده و ۸ باغ شناسایی شده است جهت تملک و تا پایان سال ۱۳۹۹ در اختیار شهروندان قرار خواهد گرفت، همچنین تلاش گردیده تا سیستم حمل و نقل عمومی و توسعه مسیرهای دوچرخه و بهره گیری از ظرفیت شرکت های خصوصی دوچرخه های اشتراکی حمل و نقل پاک را جایگزین خودروهای شخصی نماییم.

نتیجه گیری: ضرورت پایدارسازی مسیر جدید
تهران در شرایطی خطیر و دشوار قرار دارد و ما میراث دار شهری هستیم که با چالش های جدی در حوزه های مختلف مواجه است با این همه اینجانب در دو سال و اندی که مسئولیت اداره شهر را برعهده گرفته ام، تمام هم و غم خود را مصروف اصلاح ساختارهای اداره شهر و تغییر تدریجی اداره شهر از رویکردهای منسوخ و ناپایدار به سمت رویکرد پایدار نموده ام و در این مسیر هیچ گاه شورای اسلامی شهر تهران در سطح جمعی حمایت های خود را دریغ نداشته است.
این مسیر تازه آغاز شده است و به درختی جوان و لرزان می ماند که تندباد حوادث به آسانی می تواند آن را از ریشه برکند و ما را به همان مسیر سابق برگرداند. مسیری که ادامه دادن آن، چیزی جز نابودی منابع زیستی شهر، تقویت گروه های خاص و تبدیل تهران به یک کلانشهر غیرقابل زیستن نخواهد بود. همین روزها بسیار می شنویم که گروه های خاص می گویند «صبر کنید؛ تا چند ماه دیگر، اینها خواهند رفت و دوباره فعالیت هایمان را از سر خواهیم گرفت.» تهران برای قرار گرفتن در مسیری باثبات، شفاف، دموکراتیک و متعلق به همه شهروندان، نیازمند نهادینه سازی فرآیندهایی است که ما در سه سال گذشته فقط توانسته ایم در شرایطی بسیار دشوار آن فرایندها را آغاز کنیم. نهادینه شدن این فرآیندها، تداومی دست کم دو دهه ای نیاز دارد تا بتواند به بالندگی دست یابد و شهری دیگر، تهرانی برای همه به شهروندان تهرانی عرضه کند. چنین تداومی نیازمند ایجاد اجماعی ملی بر «ایده ها» و «روندها»یی است که در سه سال گذشته آغاز شده و شرح مختصری از آنها در این گزارش آمده است.

آینده از آن کیست؟
فارغ از اینکه در آینده امکان مدیریت این شهر بدست چه کسی و با چه پیشینۀ سیاسی بیفتد، حکمرانی آن، نباید وامدار کسی باشد و باج دهی به گروه های خاص را دنبال نماید. به نفروختن منابع شهر ایمان داشته باشد و شهر و شهرداری مصروف دستیابی به مخاطب و منافع گروهی نگردد. ایجاد اتلاف اجتماعی را دنبال نموده و بتواند به تدریج اعتماد از دست رفته مردم و شهروندان را به شهر بازگرداند. شهر تهران باید بتواند در همه ابعاد زیستی خود تبلور واقعی پایتخت جمهوری اسلامی ایران باشد و مدل مناسبی از یک شهر اسلامی را به دنیا ارایه دهد، هدفی سخت و دشوار که جز با همدلی و همراهی همگان اعم از بخش های حاکمیتی و مردمی حاصل نخواهد شد.
به امید آن روز.

یاداشت پیروز حناچی شهردار تهران در سالنامه ۱۳۹۹ روزنامه شرق چاپ شده است.

۱۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۲:۳۷
کد خبر: 9123

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 11 =