بر اساس دادههای ثبتشده، از ۹ اسفند تا ۱۹ فروردین، منطقه ۴ با ۸۶ تهاجم و ۵۳ نقطه اصابت مواجه شد. این حملات در نواحی ۱ تا ۹ و نیز حریم منطقه اتفاق افتاد و نشان داد که با یک حادثه موضعی روبهرو نیستیم، بلکه با یک بحران گسترده شهری مواجه هستیم. برآورد خسارت نیز ابعاد این بحران را روشنتر میکند؛ ۱۰ هزار و ۳۶۸ واحد مسکونی آسیب دیدند و این عدد، بهتنهایی بیانگر وسعت فشار واردشده به بدنه سکونتی منطقه است.
در چنین شرایطی، نخستین اقدام مدیریت شهری، تأمین اسکان اضطراری برای خانوادههای آسیبدیده بود. بر همین اساس، ۶۱۴ خانوار معادل ۲۰۸۳ نفر در هتلهای هویزه، آماتیس، ورنوس، دنیا، پاسداران، میرداماد، الماس، زعفرانیه، هما، پرشین پلازا و انقلاب اسکان داده شدند. در مرحله بعد، با پیشرفت فرآیند تعیینتکلیف، ۳۲۲ خانوار معادل ۱۰۳۰ نفر همچنان در هتلها باقی ماندند. این ارقام نشان میدهد که اسکان اضطراری در منطقه ۴، یک اقدام کوتاهمدت نبود؛ بلکه بخشی از یک زنجیره مدیریتی برای حفظ کرامت شهروندان و جلوگیری از تشدید آسیبهای اجتماعی و روانی بود.
از منظر فنی، بحران جنگ رمضان را باید با زبان طبقهبندی خسارتها خواند. در فرم آخرین وضعیت بازسازی، ۶۳ ساختمان معادل ۳۶۵ واحد در گروه تخریب و نوسازی ثبت شد و فرآیند آنها آغاز گردید. در بخش مقاومسازی نیز ۱۱۷ واحد شناسایی شد. در حوزه تعمیرات متوسط، ۱۰۶۸ واحد نیازمند مداخله بودند که ۵۱۸ واحد تکمیل تعمیرات شدند و ۲۵۲ واحد نیز در دست تعمیرات تعیینتکلیفشده قرار گرفتند. در تعمیرات جزئی نیز ۵۵۰ واحد ثبت شد که ۳۲۶ واحد آن تکمیل شده است. این تقسیمبندی فنی به ما اجازه داد که بهجای برخورد کلی، برای هر گروه از واحدها مسیر عملیاتی جداگانه تعریف کنیم.
گزارش عملکرد منطقه نیز تصویر روشنتری از وضعیت اجرایی به دست میدهد. بر اساس این گزارش، ۷۵۱۳ واحد موظفی شناسایی شده که ۶۵۱۸ واحد از آنها تعمیر شدهاند و ۵۶۹۵ واحد بهعنوان باقیمانده در فرآیند پیگیری قرار دارند. سهم گرید A در این گزارش ۸۷ درصد، گرید B۱ معادل ۷ درصد و گرید B۲ معادل ۶ درصد ثبت شده است. این ارقام نشان میدهد که حجم اصلی مداخلات در لایه تعمیرات جزئی و متوسط متمرکز بوده، اما همچنان بخش قابل توجهی از کار در مرحله تکمیل و تعیینتکلیف باقی مانده است.
در سطح ناحیهای نیز توزیع خسارتها و پیگیریها بسیار معنادار است. ناحیه ۳ با ۲۸۸۴ مورد، ناحیه ۸ با ۱۸۳۰ مورد، ناحیه ۱ با ۱۷۱۸ مورد و ناحیه ۲ با ۱۵۹۳ مورد، بیشترین بار کاری را متحمل شدند. نواحی ۴، ۶، ۹، ۵ و ۷ نیز در ادامه درگیر ارزیابی و بازسازی بودهاند. این پراکندگی نشان میدهد که مدیریت بحران در منطقه ۴ ناگزیر از یک الگوی غیرمتمرکز، چابک و ناحیهمحور بوده است.
نکته مهم دیگر، محدودیتهای میدانی در ثبت آمار است. خیابانهای هیرمند، ژاله و میهن به دلیل عدم امکان ورود، در آمار نهایی لحاظ نشدهاند. این مسئله از منظر تحلیلی مهم است، زیرا نشان میدهد دادههای موجود، محصول یک کار میدانی واقعی و نه صرفاً یک برآورد اداری هستند. به همین دلیل، در تحلیل نهایی باید هم به آمار ثبتشده اتکا کرد و هم این محدودیتهای صحنه را در نظر گرفت.
از نگاه من، مهمترین دستاورد این تجربه، شکلگیری یک الگوی مدیریت شهری مبتنی بر داده بود؛ الگویی که در آن، اسکان، ارزیابی، طبقهبندی خسارت، پیگیری تعمیرات و جمعبندی عملکردی، همگی در یک زنجیره واحد قرار گرفتند. هدف ما از روز نخست، عبور از بحران به هر قیمت نبود؛ هدف، عبور مسئولانه، حفظ کرامت شهروندان، و بازگرداندن آرامش پایدار به منطقه بود.
جنگ رمضان برای منطقه ۴ یک آزمون جدی بود، اما در عین حال نشان داد که وقتی مدیریت شهری، نواحی، نیروهای میدانی و ظرفیتهای پشتیبانی در کنار هم قرار میگیرند، میتوان از دل بحران، مسیر بازسازی و تابآوری را ساخت. امروز هم تعهد ما ادامه همین مسیر است؛ تا آخرین واحد باقیمانده تعیینتکلیف شود، خسارتها جبران شود و منطقه ۴ با پشتوانه تجربه این بحران، آمادهتر و مقاومتر از گذشته به مسیر خدمت ادامه دهد.
انتهای پیام/
نظر شما