در این فاصله چند نوبت بالگرد از روی سر جمعیت رد شد که ماهها بود اتفاق نیفتاده بود.
نماز به امامت آیتالله سبحانی از مراجع عظام تقلید برپا شد. ظاهرا در بین این نسل از مراجع، ایشان حال جسمی مساعدتری برای حضور در تهران داشتهاند.
با اعلام نماز، فضا ساکت شد. نماز اول به شکل اختصاصی بر پیکر رهبر معظم انقلاب خوانده شد.
با تکبیر نماز هقهق مردم ترکید و شانهها شروع به لرزیدن کرد. مردان بزرگ چون زنان کودکازدستداده میگریستند و اشک میریختند.
این نماز بهغایت تلخ و سنگین و جانکاه بود. پس از نماز رهبر، نوبت نماز سه شهید دیگر، سیده بشری خامنهای، زهرا حدادعادل و مصباحالهدی باقریکنی شد.
نماز سوم برای کودک شیرخوار، زهرا محمدی گلپایگانی خوانده شد. دختری که همراه مادرش به شهادت رسید و پیکرش همراه مادرش در مصلی قرار گرفته بود. این نماز نیز، بسیار جانسوز بود.
پس از پایان نماز، موجهای جمعیت به حرکت افتاد. عدهای تلاش میکردند وارد مصلی شوند و عدهای برگردند.
صفی طولانی از اتوبوسها در انتظار جمعیت نمازگزار بود اما حجم جمعیت بیشتر از گنجایش بزرگراه بود.
ما تصمیم گرفتیم پیاده برگردیم. در بازگشت باز جایگاههایی برای آب آشامیدنی و شربت وجود داشت. یک خودروی آتشنشانی هم روی سر پیادگان آب میپاشید.
یک موکب عدسی توزیع میکرد که ایستادیم.
پایانه زیر پل سیدخندان تعطیل بود اما همانجا یک مرکز خدمات مادر و کودک و سرویسهای بهداشتی قرار داشت. برای محکمکاری سرویسهای بهداشتی سیاری را هم مستقر کرده بودند.
خانم جوان خادم مرکز مادر و کودک از همسر و دخترم دعوت کرد تا داخل بروند و دمی خنک شوند و از خدماتشان بهره ببرند.
من زودتر رفتم تا خودرو را بیاورم. درون خیابان شریعتی، خودروها وسط خیابان توقف کرده بودند و زائران زیادی، پیاده برمیگشتند.
در بازگشت، هنوز مسیر شرق به غرب بزرگراه همت محدودیت تردد داشت.
ما ساعت ۱۰ نشده بود که به خانه رسیدیم.
این زیارت، سبکتر و سادهتر از زیارت دیروز بود.
محمد سرشار
نظر شما