از زندان تا میدان تجریش؛ وقتی شهر، روایتگر سوگ و مطالبه عدالت می‌شود

حضور مردم در میدان تجریش نشان داد که یک روایت شهری می‌تواند زمینه گفت‌وگو، همدلی و شکل‌گیری خاطره‌ای مشترک را فراهم کند. شهروندان با دیدن، دنبال‌کردن و بازتاب این رویداد، در انتقال پیام آن نیز نقش پیدا می‌کنند.

به گزارش شهر به نقل از روابط مهدی مذهبی، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران، با اشاره به رویداد نمادین میدان تجریش در ادامه پویش فرهنگی‌تبلیغی «ندیدن این صحنه جرم است»، بر نقش روایت‌های شهری در بازتاب رنج‌های اجتماعی، زنده نگه‌داشتن حافظه جمعی و تبدیل فضای عمومی به بستری برای حضور و بیان احساسات مشترک شهروندان تأکید کرد.

پویش «ندیدن این صحنه جرم است» در طول ۱۵ روز، مسیری روایی را از طرح‌های مبهم با نشانه‌های زندان آغاز کرد؛ سپس با مراسم نمادین عروسی، شادی را به خیابان‌های تهران آورد و در ادامه، با تبدیل مراسم عروسی به عزا و بازتاب سوگ عروسی خونین سیریک، چهره دیگری از این روایت را به نمایش گذاشت. در ادامه این مسیر، رویداد میدان تجریش با نمایش نمادین زندانی‌شدن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا، به‌عنوان نمادی از مطالبه پاسخ‌گویی درباره کشتار غیرنظامیان، این روایت را به نقطه اوج خود رساند؛ رویدادی که با حضور و اجتماع مردم در میدان همراه شد.

سؤال: رویداد میدان تجریش چه جایگاهی در روایت کلی پویش «ندیدن این صحنه جرم است» دارد؟

این پویش از ابتدا بر مبنای یک روایت مرحله‌به‌مرحله طراحی شد. می‌خواستیم مخاطب با یک تصویر ثابت و یک پیام مستقیم مواجه نشود، بلکه در طول زمان، نشانه‌ها را دنبال کند و ارتباط میان اجزای مختلف را دریابد. طرح‌های آغازین با نشانه‌های زندان، پرسشی را در ذهن مخاطب ایجاد کردند؛ عروسی، تصویر شادی و زندگی را وارد فضای شهر کرد و تبدیل آن به عزا، چرخش روایت از شادی به سوگ را رقم زد.

در ادامه، رویداد میدان تجریش این مسیر را تکمیل کرد. نمایش نمادین زندانی‌شدن ترامپ، در چارچوب پیام کمپین، به مطالبه پاسخ‌گویی درباره جنایت و کشتار مردم بی‌گناه اشاره دارد. در این مرحله، اجزایی که در روزهای گذشته به‌صورت تدریجی در شهر دیده شده بودند، در یک رویداد میدانی به یکدیگر پیوند خوردند.

سؤال: چرا در این پویش، از تصویر زندان و زندانی‌شدن ترامپ استفاده شد؟ این نماد چه پیامی را منتقل می‌کند؟

نمادها در ارتباطات فرهنگی، ظرفیت انتقال مفاهیم پیچیده را در قالب تصاویری قابل‌درک دارند. زندان در این روایت، نمادی از پاسخ‌گویی و مواجهه با مسئولیت اعمال است. نمایش نمادین زندانی‌شدن ترامپ نیز در چارچوب موضع و پیام کمپین، بر ضرورت پیگیری جنایت‌های منتسب به آمریکا و پاسخ‌گویی عاملان آن‌ها در برابر کشتار مردم بی گناه تأکید می‌کند.

در طراحی چنین رویدادهایی، انتخاب نماد باید با پیام اصلی روایت ارتباط داشته باشد. هدف این است که مخاطب بتواند میان تصویر، موضوع و مطالبه مطرح‌شده ارتباط برقرار کند و پیام رویداد را در امتداد بخش‌های قبلی پویش بفهمد.

تبدیل مراسم عروسی به عزا و سپس رسیدن به رویداد میدان تجریش، چه ابعاد اجتماعی و عاطفی دارد؟

عروسی در فرهنگ ما با زندگی، امید و آغاز همراه است؛ سوگ، در مقابل، تجربه فقدان و اندوه را یادآوری می‌کند. کنار هم قرار گرفتن این دو تصویر، تضادی ایجاد می‌کند که می‌تواند مخاطب را با پیامدهای انسانی جنگ و کشتار غیرنظامیان مواجه سازد.

در این کمپین، تبدیل مراسم عروسی به عزا، استعاره‌ای از شادی‌ای بود که با وقوع یک فاجعه انسانی به سوگ تبدیل شد؛ روایتی که به عروسی خونین سیریک و شهادت دانش‌آموزان پیوند خورد. ادامه این مسیر در میدان تجریش، مطالبه پاسخ‌گویی را به این تجربه عاطفی و اجتماعی اضافه کرد.

اهمیت چنین روایتی در این است که موضوع از سطح یک خبر یا تصویر منفرد فراتر می‌رود و در قالب تجربه‌ای پیوسته، از شادی و فقدان تا مطالبه عدالت، در فضای عمومی شهر بازنمایی می‌شود.

حضور و همراهی شهروندان در این گونه رویدادهای فرهنگی چه اهمیتی در انتقال پیام آن دارد؟

حضور و همراهی شهروندان، پیام رویداد را از سطح یک تصویر یا اجرای نمادین فراتر می‌برد و به تجربه‌ای جمعی تبدیل می‌کند. وقتی مردم در یک فضای عمومی گرد هم می‌آیند، روایت فرهنگی دیگر صرفاً از سوی برگزارکننده ارائه نمی‌شود؛ بلکه در مواجهه، همراهی و واکنش شهروندان معنا و اثر اجتماعی بیشتری پیدا می‌کند.

حضور مردم در میدان تجریش نشان داد که یک روایت شهری می‌تواند زمینه گفت‌وگو، همدلی و شکل‌گیری خاطره‌ای مشترک را فراهم کند. شهروندان با دیدن، دنبال‌کردن و بازتاب این رویداد، در انتقال پیام آن نیز نقش پیدا می‌کنند.

البته همراهی اجتماعی صرفاً به حضور فیزیکی محدود نیست؛ گفت‌وگو درباره رویداد، انتشار تصاویر و روایت آن، و بازتاب پیام در ارتباطات روزمره نیز بخشی از فرایند انتقال فرهنگی است. هرچه شهروندان ارتباط بیشتری با موضوع برقرار کنند، پیام رویداد از فضای اجرا فراتر می‌رود و در حافظه و گفت‌وگوی عمومی ماندگارتر می‌شود.

چنین رویدادهایی چه نسبتی با مسئولیت فرهنگی مدیریت شهری دارند؟

مدیریت فرهنگی شهر باید ظرفیت‌های فضای عمومی را برای بازتاب مسائل مهم اجتماعی، فرهنگی و تاریخی بشناسد و متناسب با هر موضوع، زبان ارتباطی مناسبی انتخاب کند. شهروندان در زندگی روزمره با حجم زیادی از اطلاعات مواجه‌اند و روایت فرهنگی می‌تواند کمک کند یک موضوع از میان این جریان گسترده دیده شود و فرصت بیشتری برای تأمل پیدا کند.

در عین حال، استفاده از نمادها و اجرای عمومی مستلزم توجه به شأن انسانی موضوع، دقت در انتقال پیام و تناسب میان محتوا و شکل اجراست. تأثیرگذاری فرهنگی زمانی ارزشمندتر است که در کنار ایجاد توجه و واکنش عاطفی، امکان درک بهتر موضوع و گفت‌وگو درباره آن را نیز فراهم کند.

پیام نهایی پویش «ندیدن این صحنه جرم است» برای شهروندان چیست؟

عنوان پویش بر مسئولیت دیدن و بی‌تفاوت نماندن در برابر رنج انسان‌ها تأکید دارد. در این روایت، تصاویر زندان، مراسم عروسی و عزا و رویداد میدان تجریش، هرکدام بخشی از یک مسیر هستند؛ مسیری که از طرح یک پرسش آغاز می‌شود، با بازنمایی شادی و سوگ ادامه می‌یابد و در نهایت به مطالبه پاسخ‌گویی می‌رسد.

برای ما، این تجربه نشان می‌دهد که فضای شهری می‌تواند بستری برای روایت موضوعات مهم و شکل‌گیری مواجهه جمعی با آن‌ها باشد. میدان تجریش در این رویداد، محل پیوند اجزای مختلف کمپین و نقطه‌ای بود که روایت طراحی‌شده در فضای شهر، در قالب یک اجتماع عمومی به نمایش درآمد.

چنین رویدادهای فرهنگی در انتقال مطالبه اجتماعی نسبت به اقدامات جنایتکارانه آمریکا و تبیین ابعاد آن در جامعه جهانی چه کارکرد و اثری دارند؟

 رویدادهای فرهنگی می‌توانند موضوعاتی را که گاه در قالب خبر، گزارش یا بیانیه برای مخاطب دور و انتزاعی به نظر می‌رسند، به تجربه‌ای ملموس و قابل‌درک تبدیل کنند. وقتی یک مطالبه اجتماعی در قالب تصویر، نماد، روایت شهری و حضور مردم بازنمایی می‌شود، امکان دیده‌شدن و فهم آن برای گروه‌های بیشتری از جامعه فراهم می‌شود.

در این کمپین، استفاده از نماد زندان و نمایش نمادین زندانی‌شدن ترامپ، در چارچوب پیام رویداد، به مطالبه پاسخ‌گویی درباره اقدامات جنایتکارانه آمریکا و پیامدهای انسانی آن اشاره داشت. هدف این بود که موضوع از سطح یک اختلاف سیاسی یا موضع‌گیری رسمی فراتر برود و ابعاد انسانی آن، از جمله کشتار غیرنظامیان، آسیب به خانواده‌ها و نقض حقوق مردم، در مرکز توجه قرار گیرد.

از سوی دیگر، زبان فرهنگی و هنری می‌تواند مرزهای جغرافیایی و زبانی را تا حدی پشت سر بگذارد. یک تصویر یا اجرای نمادین، در صورت برخورداری از پیام روشن و قابلیت ارتباطی مناسب، می‌تواند در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازنشر شود و مخاطبانی خارج از جامعه محلی را نیز با موضوع درگیر کند. به این ترتیب، رویداد فرهنگی می‌تواند به انتقال روایت قربانیان، برجسته‌کردن مطالبه عدالت و ایجاد حساسیت در افکار عمومی جهانی کمک کند.

البته فرهنگ به‌تنهایی جایگزین مستندسازی، پیگیری حقوقی و دیپلماسی عمومی نیست؛ اما می‌تواند زمینه اجتماعی و افکار عمومی لازم برای این اقدامات را تقویت کند. چنین رویدادهایی با زنده نگه‌داشتن حافظه جمعی، جلوگیری از عادی‌شدن خشونت و فراهم‌کردن امکان گفت‌وگو، به مطالبه پاسخ‌گویی استمرار می‌بخشند.

انتهای پیام/

۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۰
کد مطلب: 87307

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =