فعالیت جهادی با ظرافت زنانه/ روایتی از خانم گچ‌کاری که مردانه پای وطن ایستاد

زن جوانی با دست‌هایش برای دیوارهای ترک خورده‌ برخی خانه‌ها که از زخم جنگ سخن می‌گویند و هنوز بوی رنج و ترس می‌دهند، مرهم شده و فعالیت متفاوتی میان گروه‌های جهادی که با شهرداری همکاری می‌کنند، رقم زده است.

به گزارش خبرنگار شهر، در روزهایی که آسمان پایتخت، رنگ جنگ به خود گرفته بود و برخی خانه‌های خود را ترک کرده و یا از تهران به شهرهای دیگر رفته بودند، بسیاری در این شهر که آماج حملات دشمن بود، ماندند، نه فقط برای اینکه در خانه هایشان باشند بلکه برای اینکه عاشقانه پای وطن بایستند.

دیوارهای ترک‌خورده‌ برخی خانه‌ها از زخم جنگ سخن می‌گویند، جنگی که هدف آن از سوی آمریکا و اسرائیل کمک به مردم ایران اعلام شد اما از همان لحظات اولیه با هدف قرار گرفتن مدرسه میناب همه چیز روشن شد. 

همزمان با آغاز جنگ ۴۰ روزه موشک به قلب برخی خانه‌ها در مناطق مختلف برخورد کرد و نه تنها شهروندان عزیزی شهید شدند بلکه خانه و کاشانه بسیاری هم از موج انفجارها دچار آسیب در سطوح مختلف شد. شهرداری تهران از همان ابتدا پای کار کمک به آسیب دیدگان آمد و بسیاری از افرادی که خانه هایشان دچار آسیب شد و یا امکان سکونت نبود را در هتل اسکان داد. مقاوم سازی، ایمن سازی، نوسازی و بازسازی هم از دیگر اقدامات است.

به گفته عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران، در طول جنگ ۴۰ روزه، ۶۵۰ مورد اصابت موشک و پرتابه داشتیم. این اصابت‌ها موجب شد مردم تهران ۱۲۶۰ شهید تقدیم کشور کنند و بیش از ۲۸۰۰ مصدوم نیز شوند. در همین حین، خسارت وارده به ساختمان‌های مسکونی در مجموع به ۵۱ هزار واحد مسکونی رسید. 

وی با اشاره به حضور حماسی گروه‌های جهادی از سراسر کشور در تهران برای کمک به موضوع بازسازی گفت: برای تمام تعهدات و فراتر از تعهدات‌مان در زمینه بازسازی در کنار مردم بودیم و خواهیم ماند. 

گروه‌های جهادی فعال در تهران، با تکیه بر روحیه‌ همدلی و خدمت‌رسانی، نقش مهمی در حمایت از جنگ‌زدگان و خانواده‌های آسیب‌دیده ایفا کردند و در میان اعضای این گروه افرادی بودند که کمک کردنشان حکایت از عشقی عمیق به خاکی بود که در آن قد کشیده‌اند و وطن برایشان از همه چیز مهمتر بود.

زهرا دانش، زنی سی‌وهشت ساله و سرپرست خانواده یکی از این افراد است. به سراغش حین فعالیت جهادی رفتیم. با دستانی که خالکوبی و ظرافت خاص دارد گجکاری می‌کند، ظاهر متفاوتش برای جالب است. بلوز و شلوار مشکی پوشیده و شالش را دور سرش بسته، چهره و ظاهرش به صورتی است که انگار از مهمانی آمده یا قرار است به مهمانی رود . این بانوی گچ‌کار در جنوب تهران شانه به شانه مردان در گروه‌های جهادی، برای مرمت خانه‌های آسیب دیده از جنگ آستین همت را بالا زده است.

بعد از خدا قوت و کمی خوش و بش از او پرسیدم اینجا چکار می‌کنی؟ شما کجا و اینجا کجا؟ 

زهرا یک کلمه می‌گوید؛ «وطن»... کمی مکث می‌کند و ادامه می دهد می‌خواستم کاری برای مردم در حد وسع خودم انجام دهم اما به لحاظ مالی و اقتصادی در توانم نبود. تقریبا همه کاری را بلدم به غیر از برق کشی... از بچگی علاقه به این کارها داشتم.

 شنیدم گروه‌های جهادی برای کمک به مردم در کارهای مانند بنایی و گچ‌کاری هم فعال اند یک روز خودم را به آنها رساندم و گفتم آمده‌ام تا کمک کنم. به دلیل ظاهرم کمی تامل کردند ولی بعد گفتند چه کارهایی بلد هستی و زمانی که دیدند می توانم گفتند روزهای دیگر هم بیا.

زهرا نه برای دیده‌شدن، نه برای نام و نشان، بلکه از سر عشق به وطن آمده است کافی بود لحظه‌ای بیشتر بمانی تا بفهمی چه دل بزرگ و چه غیرت وطن‌دوستانه‌ای دارد.

او بیشتر کارهای فنی و بنایی را با تجربه و مشاهده آموخته است؛ از زندگی، کار و مواجهه‌ بی‌واسطه با واقعیت می‌گوید. همزمان با شوقی صادقانه، گچ‌کاری خانه‌ آسیب‌دیده را در منطقه ۱۸ انجام می‌دهد؛ خانه‌هایی که هنوز بوی رنج و ترس می‌دادند و او با دست‌هایش، برایشان مرهم می‌شد. 

خودش هم اهل همان منطقه است و در شهرک ولیعصر همراه پدر، مادر، برادر و دخترش در یک خانه ۳۰ متری زندگی می‌کند.

زهرا زن خانه داری که برای فرزندش هم مادر است و هم پدر، سختی های زندگی به او درس های بزرگی داده، مسیر پر پیچ و خمی در زندگی شخصی‌اش داشته، دفاع شخصی هم از بر است دخترش را هم به همین راه برده و می گوید مقام استانی دفاع شخصی دارد و به او افتخار می‌کند.

زن جسور و قاطعی که مردانه پای کار آمده  و دل شیر دارد. جسارتش انرژی بخش است و برای زنان ایران آرزوهای زیادی دارد. به شدت دغدغه وطن را دارد و از اینکه برخی زنان جوان ناآگاهانه به سمت دشمن رفته رنجور است.

درباره زهرا به سراغ مدیر روابط عمومی شهرداری منطقه ۱۸ رفتیم سعیده میرزایی از خانم دانش به عنوان شگفتانه گروه‌های جهادی یاد می‌کند و می گوید زهرا پدیده عجیبی است و اخیرا به همراه حدیث تیموری، مدیر اداره زنان و خانواده منطقه ۱۸ و مشاور شهردارمدیر بانوان منطقه به خانه‌اش رفته‌ایم، با گل و شیرینی و شکلات از او تقدیر کردیم؛ تقدیری کوچک در برابر بزرگی دلی که در روزهای سخت، بی‌صدا ایستاد، کار کرده، ساخته و نشان داده که وطن، تنها در شعارهای دوست‌داشتنی نیست.

میرزایی می‌گوید یک روز برای بازدید و روند کارها و اقدامات صورت گرفته به یکی از خانه های آسیب دیده رفته بودیم. خانمی را دیدم که مشغول نظافت و کارهای پایانی یک خانه آسیب دیده برای تحویل به ساکنانش است. ماسک بر صورتش داشت. من از مژه هایش شناختم که خانم دانش است. به او گفتم شما اینجا هم آمده‌ای... خانم دانش با همان انرژی همیشگی گفت اینجا بخشی از وطن من است که تا پای جان با آن همراه ام....

 حضور خانم دانش حضوری که نه از جنس شعار، بلکه از جنس عمل بود؛ از جنس ایستادن در کنار مردم، آن هم در روزهای دشوار وطن.

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۱
کد مطلب: 80953

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =