روایتی از لحظات پر اضطراب آغاز جنگ در شهر زیرزمینی پایتخت / کفشی که جا ماند!

مترو تهران در روزهای نخست جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران شرایط عجیب و غریبی داشت. از یک سو مسافران مضطرب و از سوی دیگر راهبران شبکه مترو که با حس وطن دوستی، جریان حیاتی شهر را در دست داشتند.

به گزارش خبرنگار شهر،«صدای وحشتناک اصابت موشک را شنیدم نه از دور، بلکه درست کمی بالاتر از پایانه مترو شهید کلاهدوز. در شیفت کاری بودم که ناگهان شیشه‌های پایانه فرو ریخت، سقف شکافت و گرد و غبار همه جا را پوشاند.» این صحبت‌های محسن حسنی یکی از راهبران مترو تهران است که از صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، می‌گوید.

آقای حسنی راهبر خط ۴ مترو، متاهل، متولد سال ۵۷ و دارای دو فرزند پسر نوجوان است. ۲۳ سال سابقه کار در مترو تهران دارد و از هر روز کاری برایش خاطره‌ای برجای مانده اما در میان همه این روزها، جنگ رمضان برایش متفاوت است. جنگی که با آغازش و در ساعات ابتدایی آن به طور ناگهانی به تعداد مسافران مترو افزوده شد آن هم نه مسافران عادی و روزمره، بلکه شهروندانی نگران که می‌خواستند در کمترین زمان خودشان را به خانواده‌هایشان برسانند.

محسن حسنی، ماجرای اتفاقات رخ داده در مترو همزمان با آغاز جنگ را این چنین بیان کرد:

صدای وحشتناک اصابت موشک را شنیدیم. نه دور، بلکه درست کمی بالاتر از پایانه، یک مرکز نظامی مورد هدف قرار گرفت. برخی در آن شرایط گمان می‌کردند که کارکنان، محل کار را ترک کنند و به دنبال امنیت بیشتر باشند. اما نه تنها کسی کارش را رها نکرد، بلکه انگار همین اتفاق، انگیزه‌مان را برای خدمت‌رسانی بیشتر کرد. ما فهمیدیم که وظیفه ما فراتر از هدایت یک قطار است؛ ما باید نگهبان جریان زندگی در این شهر باشیم، حتی در میان شعله‌های جنگ.

در همان ساعات اولیه جنگ، مترو تبدیل به یکی از شلوغ‌ترین و در عین حال، مهم‌ترین راه‌های نجات برای مردم شد. حجم مسافران به طرز باورنکردنی افزایش یافت؛ همه با عجله و اضطراب می‌خواستند خود را به خانه‌ و نزد خانواده‌هایشان برسانند. در میان این هجوم جمعیت و تلاش برای حفظ آرامش در واگن‌ها، فکر دو پسر نوجوانم ذهنم را سخت مشغول کرده بود؛ آن‌ها زمان آغاز جنگ سر کلاس درس بودند. خبر شلیک موشک به مدرسه میناب را از همکاران شنیدم. داغش بر دلم سنگینی می‌کرد خودم را جای والدین آنها گذاشتم. از خداوند طلب صبر برای خانواده‌هایشان کردم و لعنت بر آمریکا و اسرائیل و سیاست کثیف آنها فرستادم. 

خدمت‌رسانی به شهروندان در اولویت نخست و خانواده بعد از آن

 دلم برای دو پسرم در آشوب بود. اما در محل کار اولویت من شهروندان و خدمت رسانی برای آنها بود. تلفن‌ها هم قطع شده بود و امکان تماس در ساعت اول جنگ نبود انگار همه چیز داشت با اختلال مواجه می‌شد. ولی خوشبختانه ساعتی بعد تماس برقرار شد. همسرم خودش را به مدرسه یکی از بچه‌ها رسانده بود تا با هم به خانه برگردند. پسر دیگرم هم چون مدرسه‌اش به خانه مادربزرگش نزدیک بود، به آنجا رفته بود. با این حال، فکر خانواده، قلب هر پدری را درگیر می‌کند. اما در آن شرایط، خدمت‌رسانی به شهروندان، اولویت است ما نمی‌توانستیم در مترو را ببندیم و به خانه برویم؛ مسئولیت ما، حفظ جان و رساندن مردم بود. 

روایتی از لحظات پر اضطراب آغاز جنگ در شهر زیرزمینی پایتخت / کفشی که جا ماند!

 کشف «یک لنگه کفش» در ایستگاه، نمادی تأمل‌برانگیز از اضطرار و شتاب مسافران

روز نخست جنگ علاوه بر حجم بالای مسافران، آمار اشتباه سوار شدن مسافران در ایستگاه‌ها و جا گذاشتن وسایل آنها نیز جزو رکوردها بود. کشف «یک لنگه کفش» در ایستگاه، نمادی تأمل‌برانگیز از اضطرار و شتاب مسافران در آن لحظات پرالتهاب بود که توجه همگان را به خود جلب کرد. حجم قابل‌توجهی از وسایل شخصی مسافران از جمله لپ‌تاپ، موبایل، وجوه نقد سنگین، البسه و سایر اقلام حیاتی در ایستگاه‌ها باقی ماند. کارکنان مترو با نگاهی ایثارگرانه، خدمت به مردم را در اولویت قرار داده و از همان ساعات ابتدایی، عملیات جمع‌آوری، شناسایی و فهرست‌بندی دقیق اموال را با سرعت مضاعف آغاز کردند.

به گفته سعید داننده رئیس ستاد اشیا پیدا شده شرکت بهره برداری متروتهران وحومه در ایستگاه میدان جهاد، یک کیف پول حاوی ۲۰۰ یورو ارز خارجی و ۷۵۰ هزار تومان وجه نقد، شناسایی و تحویل صاحبش شد. همچنین در ایستگاه کلاهدوز، کوله پشتی حاوی ۵ عدد اسکناس ۱۰۰ دلاری و ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان وجه نقد به صاحب آن بازگردانده شد. مورد قابل توجه دیگر، کشف کیف پولی در ایستگاه دروازه شمیران در نهم اسفندماه و در ساعت ۱۱:۳۰ بود که ۶ پاکت پول نو (مجموعاً به مبلغ ۱۹ میلیون و ۱۰ هزار تومان)، به همراه کارت ملی و یک دستگاه گوشی آیفون ۱۳ در آن قرار داشت و پس از طی مراحل قانونی، در اختیار مالک قرار گرفت.

 جریان حیاتی تهران در شهر زیرزمینی

ولی روزهای بعد وضعیت به تدریج بهتر شد. در ایام جنگ، زندگی در زیر زمین، نه تنها قطع نشد، بلکه جریان حیاتی شهر را تضمین می‌کرد. ما در شهر زیرزمینی به کارمان ادامه می‌دادیم. برخی گمان می کردند چون کارمان زیر زمین است، کاملا بی خطر است ولی اینچنین نبود. زمانی که اداره برق میدان شهدا مورد هدف قرار گرفت، قطارهای ما در همان محدوده، در حال جابجایی مسافران بودند. هر چیز غیر ممکنی در جنگ ممکن بود و در چنین مواقعی، حفظ جان مسافران در اولویت مطلق است. چند ساعت ایستگاه شهدا را برای بررسی‌های ایمنی تعطیل کردیم، چون احتمال حملات مجدد وجود داشت. اما نکته‌ کلیدی این بود که در هیچ‌کدام از این حملات، مسافران ما در داخل قطارها یا ایستگاه‌ها آسیب ندیدند و مترو به نوعی به پناهگاهی امن برای مردم تبدیل شده بود.

 حدود هشت روز پس از پایان جنگ، بالاتر ایستگاه حبیب‌الله هدف موشک‌باران قرار گرفت. خود ایستگاه آسیب دید و برای چند روزی تعطیل شد. اما با وجود خسارات وارده، هیچ‌کس مصدوم نشد و پس از بازسازی، ایستگاه دوباره به چرخه خدمت بازگشت.

 ماموریت از شهر زیرزمینی به خط مقدم

 روحیه همکاری و تعهد در میان همکاران ما پررنگ بود. یکی از همکارانم به نام احسان، تجربه کارهای امدادی داشت و زمانی که حجم مسافران به دلیل شرایط جنگی کمتر شد او خودش را به هلال احمر رساند تا بتواند خدمت‌رسانی بیشتری در لحظات اولیه اصابت‌ها انجام دهد و به نوعی به خط مقدم رود.  همکاران ما در شرایط جنگ نه تنها در محل کارشان ماندند، بلکه با عشق به وطن، دنبال راه‌هایی برای یاری بیشتر بودند.

اگر بگویم از جنگ هیچ ترسی نداشتم، قطعا دروغ گفته‌ام؛ اما ترس من، از حد تعادل خارج نبود. شاید تجربه‌ کودکی‌ام در دوران جنگ ایران و عراق و حملات صدام، باعث شد که در مواجهه با این شرایط، مقاومت بیشتری از خودم نشان دهم. این تجربه‌ها، انسان را برای سختی‌ها آماده‌تر می‌کنند.

مردم ما، مردمی دوست‌داشتنی و عزیزی هستند. هرچه داریم، هرچه میراث ماست، از این وطن است. این خاک پرگهر، به ما به ارث رسیده و وظیفه ماست که آن را برای آیندگان حفظ کنیم و من معتقدم، هیچ کاری بهتر از خدمت صادقانه به مردم و حفظ همین وطن، نمی‌تواند این میراث را پاس بدارد.

ایستگاه ایران؛ روایتی از شهر زیرزمینی پایتخت در روزهای جنگ است که محسن حسنی یکی از راهبران مترو پایتخت بخشی از آن روایت کرد.

۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۹
کد مطلب: 81488

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =