به گزارش خبرنگار خبرگزاری شهر؛ در سرمای دیماه، ایستادن وسط میدان معمولاً انتخاب کسی نیست. اما اینبار، نور، صدا و حرکت، مردم را نگه داشته بود. سازهای که در دل میدان قد کشیده بود، نمایش میدانی که آرام شروع میشد و موسیقیای که فضا را پر میکرد، همه خبر از شبی میداد که قرار بود متفاوت بگذرد. «فاتح خیبر» نه یک برنامه مناسبتی ساده، که تلاشی برای بازگرداندن معنا به یکی از شلوغترین نقاط شهر بود.
نمایش بزرگ فتح خیبر؛ روایت تاریخ با زبان تصویر
میدان امام خمینی(ره) در این شب، بیشتر شبیه یک میدان فرهنگی بود. نماد هنری «فاتح خیبر» در مرکز میدان قرار داشت؛ نمادی که با زبان فرم و فضا، روایت شجاعت و عدالت علوی را یادآوری میکرد و نگاه رهگذران را ناخواسته متوقف میساخت.
همزمان با رونمایی از نماد هنری، نمایش بزرگ «فتح خیبر» با حضور هنرمندان برجسته در میدان اجرا شد؛ نمایشی میدانی که با تکیه بر حرکت، نور و استفاده از فناوری ویدیو مپینگ، روایت تاریخی را به تجربهای دیداری و فراگیر تبدیل کرد. تصاویر نقشبسته بر فضای میدان، همزمان با اجرای زنده، مرز میان صحنه و محیط شهری را از میان برد و خاطرهای تازه از حضور مردمی در یک رویداد فرهنگی رقم زد.
نمایشی که تماشاگر را به صحنه آورد
نمایش میدانی «فتح خیبر» از دل همین فضا آغاز شد. بازیگران بدون فاصلهگذاری رسمی، روایت را وسط میدان آوردند؛ روایتی چندپردهای که از تاریخ شروع میشد و تلاش داشت مفاهیم مقاومت و ایرانمردی را به امروز شهر پیوند بزند.
در یکی از پردههای نمایش، حضور نمادین سردار حاج قاسم سلیمانی بهعنوان امتداد همان گفتمان تاریخی مقاومت به تصویر کشیده شد؛ حضوری غیرمستقیم و مفهومی که نشان میداد روایت شجاعت، محدود به یک مقطع تاریخی نیست و در حافظه معاصر ملت ایران ادامه دارد. اینجا تماشاگر، صرفاً مخاطب نبود؛ حضورش بخشی از صحنه بود.
ارکستر زنده و ضربآهنگ روایت
در کنار نمایش، صدای ارکستر زنده میدان را پر میکرد. موسیقی، ریتم روایت را تنظیم میکرد و به فضا عمق میداد. بعضی لحظهها، جمعیت ناخودآگاه آرام میشد و بعضی لحظهها، هیجان در نگاهها موج میزد. میدان، برای ساعتی، به یک تجربه جمعی بدل شده بود.
نقش زیباسازی؛ جانبخشی به فضاهای شهری
نقش سازمان زیباسازی شهرداری تهران در شکلگیری این فضا پررنگ بود. این سازمان با انتخاب میدان بهعنوان بستر اجرا، جانمایی نماد هنری و طراحی کلی فضا، تلاش کرد هنر شهری را از قابهای ثابت خارج کند و به تجربهای زنده تبدیل کند؛ تجربهای که شهروند را درگیر میکند، نه صرفاً مخاطب.
شهروندان چه میگویند؟
مردی که کنار میدان ایستاده بود و به صحنه نگاه میکرد، گفت:«اینکه شهرداری میاد چنین برنامهای رو میاره وسط شهر، بهنظرم خیلی کار درستیه. آدم حس میکنه شهر فقط برای کار و ترافیک نیست.»
زن میانسالی که همراه خانوادهاش آمده بود، به نماد وسط میدان اشاره کرد و گفت:«معمولاً المانها رو رد میکنیم و میریم، ولی این یکی فرق داره. معلومه روش فکر شده، معلومه فقط نصب نیست، روایت داره.»
جوانی که اجرای نمایش را تا آخر دنبال میکرد، گفت:«اینکه یه نمایش بزرگ با موسیقی زنده و تصویرپردازی توی میدان اجرا میشه، نشون میده شهرداری داره نگاهش رو عوض میکنه. اینا همون چیزاییه که شهر لازم داره.»
یرمردی که کمی عقبتر ایستاده بود، با رضایت گفت:«قدیما میدانها محل جمع شدن مردم بود. امشب حس کردم دوباره داره همون اتفاق میافته. این کارا اگه ادامهدار باشه، شهر زندهتر میشه.»
با گذشت زمان، میدان نه آرامتر میشد و نه خالیتر؛ فقط زندهتر بود. آدمها میآمدند، میایستادند، نگاه میکردند و بعد، با حرفزدن از همان چیزی که دیده بودند، میرفتند. میدان، برای ساعتی، به یک گفتوگوی شهری تبدیل شده بود؛ گفتوگویی که محورش هنر، تاریخ و تجربه مشترک بود.
نمادی که عبور را به مکث تبدیل کرد
«فاتح خیبر» نشان داد که اگر فضاهای عمومی درست دیده شوند، میتوانند دوباره نقش اجتماعی خودشان را پیدا کنند. این رویداد، که در تقارن با ولادت امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی برگزار شد، نمونهای از تلاشی بود که مدیریت شهری برای پیوند هنر، هویت و زندگی روزمره شهر انجام داده است؛ تلاشی که اگر تداوم داشته باشد، میتواند میدانها را از مسیر عبور، به محل مکث و معنا تبدیل کند.
گزارش از زهرا اردشیری
انتهای پیام/
نظر شما