به گزارش خبرگزاری شهر، در تهران روزهای جنگ، بخشی از این بار روی دوش نیروهای سازمان مدیریت پسماند بود؛ نیروهایی که مأموریتشان فقط جمعآوری زباله نبود.
ماشینآلاتی که ماهها قبل برای نوسازی ناوگان خریداری و وارد چرخه خدمت شده بودند، این بار کاربردی متفاوت پیدا کردند. نزدیک به یکهزار و ۸۰۰ اعزام ماشینآلات و ۶۵۲ مأموریت انجام شد و حدود سههزار نفرروز از نیروهای سازمان درگیر عملیات شدند.
در نقاطی که اصابت اتفاق افتاده بود، ماشینآلات باید وارد میدان میشدند؛ برای آواربرداری، بازگشایی معابر و کمک به خارج کردن پیکر جانباختگان یا افرادی که هنوز احتمال نجاتشان وجود داشت.
یک هدف مشخص بود: خیابان نباید مدت زیادی بسته بماند
برای همین، تیمهای عملیاتی و جهادی در نقاط مختلف شهر مستقر شدند. در مناطقی مانند منطقه ۷ و منطقه ۴ نیز تیمهای جداگانه آماده بودند تا در کوتاهترین زمان وارد عملیات شوند و مسیرهای مسدودشده را باز کنند.
از آواربرداری تا بمبهای عملنکرده
در همین میان، ماشینآلات سازمان در مأموریتهای حساس دیگری هم به کار گرفته شدند؛ حتی در نقاطی که بمبهای عملنکرده وجود داشت و جابهجایی تجهیزات و مواد منفجره به حضور رانندگان، جرثقیلها و ادوات تخصصی نیاز داشت.
این حضور البته بدون هزینه نبود. برآورد اولیه، خسارت واردشده به ماشینآلات و تجهیزات سازمان را حدود ۴۰ میلیارد تومان اعلام میکند. اما عملیات متوقف نشد.
نیروها همزمان آواربرداری میکردند، معابر را باز میکردند، تجهیزات مورد نیاز را جابهجا میکردند و در کنار سایر مجموعههای خدمات شهری به مأموریت خود ادامه میدادند.
شاید همین بخش از ماجرا نشان دهد که مدیریت پسماند در یک کلانشهر، دیگر صرفاً داستان رفتوروب و جمعآوری زباله نیست.
شهری که در جنگ هم باید تمیز میماند
اما ماجرا فقط به آواربرداری ختم نمیشد.در همان روزهایی که بخشی از ماشینآلات سازمان درگیر عملیات جنگی بودند، شهر همچنان باید تمیز میماند. پسماند باید جمع میشد، نظافت عمومی ادامه پیدا میکرد و خطوط پردازش پسماند نیز نباید متوقف میشد.
نتیجه این استمرار را میتوان در یک عدد دید؛ عددی که برای مدیریت پسماند تهران اهمیت زیادی دارد:
دفن مستقیم پسماند از حدود ۱۳ درصد در اسفندماه سال گذشته، به کمتر از ۱۰ درصد و بر اساس آمارهای اخیر حتی به کمتر از ۵ درصد رسیده است.
یعنی امروز تقریباً تمام پسماند شهر، پیش از دفن، وارد فرآیند پردازش میشود؛ جایی که تفکیک و جداسازی انجام میشود و پسماند تا حد امکان بیخطر میشود.
عملیات مبارزه با موشها؛ این بار با نقشه
یکی از همین مأموریتهای روزمره اما پیچیده، کنترل جمعیت موشهاست؛ موضوعی که قرار است این بار با کمک داده و فناوری دنبال شود.
یک لایه اطلاعاتی GIS در حال شکلگیری است تا کلونیهای موش، پراکندگی و فراوانی آنها در نقاط مختلف تهران مشخص شود.
در نتیجه، قرار نیست در تمام نقاط یک محله به یک اندازه عملیات انجام شود. هدف این است که طعمهگذاری و کنترل جمعیت روی نقاطی متمرکز شود که بیشترین تراکم موش یا بیشترین پیام مردمی را دارند.
حتی خود سم هم قرار نیست برای همیشه همان سم قبلی باشد.
موشها به مرور نسبت به برخی سموم سازگار میشوند و اثرگذاری آنها کاهش پیدا میکند. به همین دلیل، از ظرفیت آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران برای بررسی و تغییر ترکیب سموم استفاده میشود؛تا انتخاب نوع سم و محل مصرف، بر اساس داده و آزمایش انجام شود.این یعنی مقابله با موشها قرار است از یک عملیات عمومی و یکسان، به مداخلهای هدفمند و مبتنی بر اطلاعات تبدیل شود.
سگهای بلاصاحب؛ یک مسئله چند دستگاهی!
در مورد سگهای بلاصاحب نیز مسیر دیگری در حال پیگیری است.همکاری با سازمان حفاظت محیط زیست و دستگاههای مسئول دنبال میشود تا جمعآوری، نگهداری و رهاسازی سگها شکل منسجمتر و قابل مدیریتتری پیدا کند.هدف این است که پس از تکمیل فرآیند و تصویب موضوع در کارگروه استانی، برنامهها و اقدامات انجامشده به شهروندان ارائه شود.
آرادکوه؛ از محل دفن تا یک برنامه تازه
اما شاید مهمترین تغییرات در مدیریت پسماند تهران، در مقصد نهایی زبالهها در حال شکلگیری باشد.
برای مجتمع آرادکوه یک برنامه راهبردی تدوین شده تا مسیر آینده این مجموعه مشخصتر شود. در این برنامه، موضوعات مختلف مجتمع به صورت جامع دیده شده و ایجاد یک اکوپارک نیز در برنامههای پیشبینیشده قرار گرفته است.همزمان، قرار نیست مسائل محیطزیستی آرادکوه نیز به شکل گذشته ادامه پیدا کند.
برای تصفیه شیرابه، با همکاری سازمان ملل متحد یک مشاور بینالمللی انتخاب شده که علاوه بر مطالعات، در طراحی و مشاوره اجرای طرح نیز همکاری خواهد کرد.در حوزه گاز متان نیز قرار است از ظرفیت برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) استفاده شود؛ با هدف اینکه حداقل گاز تولیدشده در مجموعه سوزانده شود و به صورت گاز خام وارد محیط نشود.
وقتی زباله، دوباره ارزش پیدا میکند
اما شاید جذابترین بخش این تغییر، جایی باشد که پسماند دیگر فقط «دورریختنی» دیده نمیشود.در مجتمع بازیافت، قرار است سرمایهگذاری جدید وارد شود و ظرفیت مجموعه برای حضور سرمایهگذاران بیشتر توسعه پیدا کند. ایده اصلی، حرکت به سمت اقتصاد چرخشی است؛ یعنی چیزی که روزی زباله تلقی میشد، دوباره به ماده اولیه و محصول تبدیل شود.
نمونه این تغییر همین حالا هم در حال شکلگیری است
بخشی از مواد و ضایعاتی که پس از فرآیند جداسازی به دست میآیند، به جای اینکه مانند گذشته صرفاً فروخته شوند، وارد چرخه تولید محصولات مورد نیاز شهر میشوند.
در کارخانه قطعات بتنی، فلاورباکس و نیوجرسی در حال تولید است و در مرحله بعد، تولید دیوارهای بتنی نیز دنبال خواهد شد.
حتی محصولی متفاوت از ترکیب این دو ایده ساخته شده است: نیوجرسیهای مجهز به فلاورباکس؛ قطعاتی که در بخش میانی خود فضای مخصوص گل و گیاه دارند.
یعنی یک قطعه بتنی که هم نقش جداسازی مسیر را ایفا میکند و هم میتواند بخشی از فضای سبز شهر باشد.
از زباله به محصول؛ مسیر تازه پسماند تهران
این شاید خلاصه مسیری باشد که مدیریت پسماند تهران در حال طی کردن آن است:
از جمعآوری به پردازش؛
از پردازش به بازیافت؛
از بازیافت به تولید
در این مسیر، حتی سنجش عملکرد نیز فقط با تعداد ماشینهای فعال یا میزان جمعآوری پسماند انجام نمیشود. یکی از شاخصهای قابل لمس، پیامهای خود شهروندان است.
در برخی حوزههای خدمات شهری، میزان پیامهای مردمی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۳۰، ۴۰ و حتی ۴۵ درصد کاهش داشته است.
پشت این عدد البته هنوز کارهای زیادی باقی مانده؛ اما تصویری که از مجموعه اقدامات شکل میگیرد، روشن است.
تهران فقط در خیابانهایش مدیریت نمیشود
بخشی از مهمترین اتفاقات شهر در جاهایی رخ میدهد که کمتر دیده میشوند؛ در ماشینآلاتی که نیمهشب وارد یک نقطه آسیبدیده میشوند، در خطوطی که حتی در روزهای جنگ متوقف نمیشوند، در نقشهای که محل تجمع موشها را مشخص میکند، در آزمایشگاهی که ترکیب یک سم را تغییر میدهد و در کارخانهای که ضایعات را دوباره به یک محصول شهری تبدیل میکند.
قصه پسماند تهران، دیگر فقط قصه زباله نیست؛ قصه این است که یک شهر چگونه تلاش میکند حتی در سختترین شرایط، هم تمیز بماند، هم روی پای خودش بایستد و هم از چیزهایی که دورریختنی به نظر میرسند، دوباره ارزش بسازد.
نظر شما