به گزارش خبرنگار شهر، صبح هنوز کامل از راه نرسیده، اما تهران زودتر از همیشه بیدار شده است.
صدای موتورهایی که در خیابان میپیچد، چراغ قرمزهایی که یکی پس از دیگری روشن میشوند و خودروهایی که آرامآرام پشت سر هم صف میکشند؛ شهری که انگار یکباره چند میلیون سفر تازه را روی شانههایش گذاشتهاند.
کمی آنطرفتر، کودکی با کیف نو دست مادرش را گرفته و منتظر عبور از خیابان است. سرویسهای مدرسه یکییکی از راه میرسند و پدر و مادرهایی که باید خودشان را به محل کار برسانند، همزمان با شروع مدرسهها راهی خیابان شدهاند.
اول مهر برای تهران فقط آغاز یک سال تحصیلی تازه نیست؛ آغاز دوباره یکی از پرترافیکترین ریتمهای شهر است.
شهری که در طول تابستان، بخشی از سفرهای روزانهاش کمتر شده، حالا با باز شدن مدرسهها و مراکز آموزشی دوباره با موجی از رفتوآمد روبهرو میشود. برای همین، مدیریت این شلوغی قرار نیست از صبح اول مهر شروع شود؛ بخش مهمی از آن باید پیش از آنکه زنگ مدرسه به صدا دربیاید، انجام شده باشد.
حالا قرار است در روزهای ابتدایی مهر، بخشی از خیابانها خلوتتر بمانند، عملیات عمرانی مزاحم متوقف شوند، بارگیریها سامان پیدا کنند و حتی بخشی از سفرهای کاری از خیابان به خانه منتقل شود؛ مجموعهای از تصمیمها که قرار است تهران را برای یکی از شلوغترین صبحهای سال آماده کند.
قبل از اینکه صف خودروها شکل بگیرد...
در چنین صبحی، گاهی یک خودرو بیشتر، یک توقف کوتاه یا یک عملیات بارگیری چند دقیقهای، میتواند زنجیرهای از توقفها را پشت سر خودش بسازد.
برای همین، یکی از نخستین جاهایی که قرار است مدیریت شود، همان ساعاتی است که تهران تازه روزش را شروع کرده اما خیابانها از همین حالا شلوغ شدهاند؛ از ۶ صبح تا ۱۰ صبح.
در این چهار ساعت، قرار نیست وانتبارها و بخشی از ناوگان باری وارد این معادله شوند. از اول تا هشتم مهر، تردد و صدور بارنامه برای ناوگان حمل مواد غذایی و دارویی، حمل اثاثیه منزل و وانتبارها ممنوع خواهد بود.
قرار است بارهایی که میتوانند چند ساعت دیرتر جابهجا شوند، راهشان را به ساعتی غیر از شلوغترین ساعات صبح بیندازند.
در واقع، شهر برای چند ساعت، بخشی از رفتوآمدهایی را که ضروری نیستند از مسیر سفرهای ضروری جدا میکند؛ تا کودکی که باید به مدرسه برسد و کارمندی که باید سر ساعت در محل کارش باشد، کمتر پشت سر یک صف باربری معطل بمانند.
حتی یک «سفر رایگان» هم در این روزها حساب میشود
اما ماجرا فقط به خودروهای باری محدود نمیشود.
وقتی قرار است تهران در روزهای آغاز مهر سبکتر حرکت کند، هر سفری که میتواند حذف یا جابهجا شود، اهمیت پیدا میکند.
برای همین، استفاده از سهمیه ۲۰ روز تردد رایگان در محدوده کنترل آلودگی هوا تا پایان مهرماه ممنوع خواهد بود.
شاید برای یک نفر، یک سفر اضافه فقط چند دقیقه و چند کیلومتر باشد؛ اما وقتی همین تصمیم را باید در مقیاس یک شهر بزرگ دید، ماجرا شکل دیگری پیدا میکند.
در شهری با میلیونها سفر روزانه، گاهی سبکتر شدن خیابان، از کم کردن همین سفرهای کوچک شروع میشود.
شهری که نباید درست در روز اول مهر، وسط کار متوقف شود
حالا به خیابان برگردیم.
به همان بزرگراهی که صبح اول مهر باید هزاران خودرو را از خودش عبور دهد.
اگر بخشی از مسیر با عملیات عمرانی بسته شده باشد، اگر یک خط از سوارهرو اشغال شده باشد یا پروژهای ظرفیت عبور را کم کرده باشد، دیگر چند دقیقه تأخیر فقط چند دقیقه تأخیر نیست؛ گاهی همان چند دقیقه، در چند کیلومتر از مسیر پخش میشود.
برای همین، از اول تا هشتم مهر، عملیات عمرانی جدید و پروژههای در حال اجرا که باعث اشغال سوارهرو، کاهش ظرفیت، انسداد مسیر یا اختلال در تردد شوند، بهویژه در معابر بزرگراهی، متوقف یا تعلیق خواهند شد.
انگار تهران برای چند روز میخواهد خیابانهایش را همانطور که هستند، دستنخورده نگه دارد؛ نه برای اینکه کاری در شهر انجام نشود، بلکه برای اینکه در روزهایی که شهر بیش از همیشه به ظرفیت خیابانهایش نیاز دارد، چیزی از این ظرفیت کم نشود.
حتی نمایشگاههای داخلی و خارجی در محل نمایشگاههای بینالمللی تهران هم در این بازه متوقف خواهد بود؛ تا یک رویداد بزرگ، یک جریان تازه از خودروها را درست در روزهایی که شهر با موج بازگشایی مدارس روبهروست، وارد معابر نکند.
اما تهران فقط خیابان نیست؛ مقصد هم مهم است
در تمام این رفتوآمدها، یک نقطه مهم وجود دارد: مدرسه.
جایی که صبحها، خودروها میایستند، درها باز میشوند، بچهها پیاده میشوند و ناگهان یک خیابان معمولی تبدیل به محل عبور دهها کودک میشود.اینجا دیگر مسئله فقط روان بودن ترافیک نیست.
یک خطکشی کمرنگ، یک تابلوی نامشخص یا تجهیزاتی که سالهاست نیاز به نوسازی دارند، میتوانند برای کودکی که تازه از خودرو پیاده شده، معنای دیگری داشته باشند.
برای همین، پیش از آغاز سال تحصیلی، نوسازی و استانداردسازی علائم، خطکشیها و تجهیزات ایمنی اطراف مدارس در اولویت قرار گرفته است.
نقاط حادثهخیز شهری هم باید پیش از رسیدن مهر شناسایی، بهسازی و ایمنسازی شوند.
چون وقتی زنگ مدرسه به صدا درآمد، دیگر زمان مناسبی برای پیدا کردن یک نقطه حادثهخیز نیست.
یک نفر کمتر در خیابان، یعنی یک گره کمتر
حالا به همان صبح شلوغ برگردیم.
پدرها و مادرها در راه محل کارند. کارمندان در حال حرکتاند و هر خودرو، سهمی از ظرفیت خیابان را با خودش حمل میکند.
در چنین روزی، اگر بخشی از این سفرها اصلاً اتفاق نیفتد چه؟
اگر یک کارمند بهجای نشستن پشت فرمان، لپتاپش را روی میز خانه باز کند چه؟
همین نگاه، باعث شده امکان یک روز دورکاری برای کارکنان در فاصله اول تا هشتم مهر پیشبینی شود؛ البته اجرای آن نیازمند اخذ مجوز از استانداری و هیئت دولت است.
در ظاهر، یک روز دورکاری اتفاق بزرگی نیست.
اما در شهری مثل تهران، گاهی کم شدن بخشی از سفرهای صبحگاهی میتواند از تعداد خودروهای روی یک خیابان کم کند و همان خیابان را برای سفرهایی که واقعاً باید انجام شوند، کمی روانتر نگه دارد.
در مرکز شهر، بارها هم باید راه خودشان را پیدا کنند
هرچه از بزرگراهها فاصله بگیریم و به قلب تهران نزدیکتر شویم، شکل ترافیک هم تغییر میکند.
بازار، خیام، مغازهها، انبارها و بارهایی که باید برسند، تخلیه شوند و دوباره راه باز شود.
در محدوده خیابان خیام، حدفاصل میدان محمدیه تا خیابان ۱۵ خرداد، قرار است این رفتوآمدها نظم بیشتری پیدا کنند.
طرح ویژهای برای ساماندهی تخلیه و بارگیری با همکاری منطقه ۱۲ و پلیس راهور تهیه و اجرا خواهد شد؛ تا آنجا که باید محل دادوستد و زندگی باشد، بهدلیل بینظمی در بارگیری، تبدیل به یک گره ترافیکی نشود.
قرار نیست بار به بازار نرسد؛ قرار است رسیدن بار، راه شهر را نبندد.
اما اگر قرار باشد هر مهر دوباره همین قصه تکرار شود چه؟
این سؤال، ماجرا را از چند روز اول مهر فراتر میبرد.
تهران نمیتواند هر سال فقط منتظر رسیدن اول مهر بماند و بعد برای شلوغی خیابانها چاره پیدا کند.
شاید بخشی از پاسخ، در این باشد که اساساً شکل رفتوآمد در شهر تغییر کند؛ اینکه برای بعضی مسیرها، انتخاب اول مردم خودرو نباشد.
اینجاست که «مسیر سرزندگی» وارد این قصه میشود؛ طرحی برای توسعه شیوههای حملونقل پاک و ایجاد شبکهای یکپارچه از مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری در مناطق ۲۲گانه.
یعنی در کنار اینکه امروز تلاش میشود خیابانها در صبح اول مهر روانتر باشند، برای فردای شهر هم باید کاری کرد که تعداد بیشتری از سفرها اصلاً نیازمند خودرو نباشند.
و این بار، قرار نیست قصه با رفتن مهر تمام شود
بالاخره مهر میرسد.
صبحها دوباره زودتر شروع میشوند. کیفها روی شانه میروند، سرویسها در خیابانها میافتند و تهران دوباره همان شهری میشود که باید میلیونها سفر را در چند ساعت آغازین روز تحمل کند.
اما اگر قرار باشد همه این تصمیمها فقط برای یک هفته باشند، سال بعد دوباره باید از نقطه صفر شروع کرد.
برای همین، این مجموعه اقدامات قرار است به یک دستورالعمل دائمی برای مدیریت ترافیک ایام بازگشایی مدارس تبدیل شود؛ تجربهای که قرار است در سالهای بعد هم، با هماهنگی پلیس راهور و معاونت حملونقل و ترافیک، به شکل عملیاتی دنبال شود.
چون اول مهر یک روز نیست.هر سال برمیگردد.
هر سال کودکی با کیف نو دست مادرش را میگیرد و منتظر میشود چراغ سبز شود.
هر سال تهران باید خودش را برای همان صبح آماده کند و شاید مهمترین تفاوت این باشد که اینبار، شهر قرار نیست منتظر بماند تا ترافیک از راه برسد؛ قرار است چند قدم زودتر، به استقبالش برود.
نظر شما