به گزارش خبرنگار شهر، پیش از آنکه خورشید شهریورماه، رمق روزهای آخر تابستان را بگیرد در میان هیاهوی شهر، به نقطهای از تهران رفتم که انگار زمان در آن کش آمده است. حدود ساعت ۹ صبح، راهی روددره فرحزاد شدم. هنوز خورشید پهن نشده بر سر دره، نسیم خنکی از لابلای شاخ و برگ درختان میگذرد و صورتم را نوازش میکند؛ انگار طبیعت هم میداند که تابستان رو به پایان، دیگر آن تندی و خشونت اول فصل را ندارد.

اینجا سکوت صبح با سمفونی آرام طبیعت میشکند و با جیکجیک پراکنده و سرخوش پرندگان در هم میآمیزد. این موسیقی زنده، اولین چیزی است که با ورود به این قلمرو در منطقه ۲ تهران، تمام هیاهوی ذهنی را با خود میبرد و برای ما تهرانیها که در شلوغی قطارهای مترو و اتوبوسها همچنین صدای ممتد موتورسیکلتها به ویژه در مرکز و جنوب پایتخت روز را شب میکنیم، اینجا حکم ریههای تنفسی شهر را دارد.
از سمت شمال دره همان خیابان آبشار معروف، وارد فاز دوم روددره شدم.میدانستم که مسیری که پیش رو دارم، با یک پیادهروی آرام، حدود ۳۰ تا ۴۵ دقیقه طول میکشد؛ قدمزدنی که در این خنکای صبح، نه خستهکننده که عین زندگی است.

بالا دستم فاز اول روددره قرار دارد جایی که جمعی از زنان از جوان تا میانسال برخی با کودک یا بدون کودک با حصیر و وسایل پیک نیک راهی فاز اول هستند. برخی هم برای پیاده روی آمده اند.
فاز دوم با اینکه هنوز روبان رسمیاش قیچی نشده، اما بیش از ۹۵ درصد کارش تمام شده است. فاز دوم دقیقا در امتداد و ادامه فاز یک است. وقتی به سنگفرشهای دقیق و منظم زیر پایم نگاه کردم، یاد فاز نخست افتادم که آبانماه دو سال پیش جان گرفت و پاتوقی شد برای خستگیهای ما تهرانیها. سنگ فرش های فاز دوم هموارتر از فاز اول است. همچنین فاز یک با قوانینی برای امنیت و ممنوعیت تردد موتورسیکلتها و بسته شدن درها از غروب تا طلوع خورشیدثابت کرد که اگر بخواهیم، میتوانیم نظم را به آغوش طبیعت بیاوریم.

فاز دوم چون رسما افتتاح نشده هنوز چندان تبدیل به میزبان نشده ولی بزودی و در اوایل پاییز قرار است این فاز هم پاتوقی دنج و آرام برای پایتخت نشینان و حتی مسافران باشد.
زیبایی یک پروژه اکولوژیک و سبک ژینایی
آنچه در فاز دوم بیش از همه چشمم را گرفت، بحث ژینایی یا اکولوژیک بودن پروژه است. برخلاف بسیاری از پروژههای شهری که با بتن و آهن، زخم بر تن زمین مینشانند، اینجا سنگها، چوبها و مصالح، همنشین خاک شدهاند؛ انگار از دل همین دره روییدهاند. مسیر آنقدر صاف و یکدست است که تصویر کالسکه کودکی یا ویلچری که بیدغدغه روی سنگفرشها میغلتد، در ذهنم نقش بست.

احداق پلهای چوبی با تیربرقهای قدیمی ۸۰ ساله
اطرافم پر است از ریشهدارترین درختان که حالا با نهالهای جوان هماقلیم همراه شدهاند؛ از زالزالک و زرشک گرفته تا زبانگنجشک و چنار و ارغوان. اینها که قد بکشند، این دره بهشت میشود. دلم را بیش از هر چیز، پلهای چوبی که رودخانه را به هم وصل کردهاند، ربود. شنیده بودم که مجری پروژه برای حفظ اصالت، از تیربرقهای قدیمی ۸۰ ساله و چوبهای باقیمانده از خطوط راهآهن استفاده کرده است؛ این یعنی احترام به تاریخ و طبیعت در یک قاب.

آمفیتئاتر زیر سقف آسمان
در میانههای مسیر، فضاهای مکث و تفرجگاهها بیشتر از فاز اول به چشم میآمد؛ همگی همسو با طبیعت. آمفیتئاتر روبازی که ساختهاند، نوید روزهایی را میدهد که اینجا پر از صدای هنر و فرهنگ شود، آن هم زیر سقف آسمان.
اتصال فرحزاد به بوستان نهج البلاغه
البته اکنون آب به صورت کامل جریان ندارد و در بخشی از دره هست. اما با آغاز پاییز و همزمان با شروع بارندگیها زیبایی این مکان دو چندان می شود. وقتی در انتهای مسیر به پل عریض پیادهرو و دوچرخهرویی رسیدم که فاز دوم را به بوستان نهجالبلاغه وصل میکند، انگار خط اتوبوس من به یک بزرگراه سبز متصل شد.فاز دوم روددره فرحزاد همچون فاز نخست بیش از آنکه یک پروژه عمرانی باشد، دعوتی است به ایستادن، نفس کشیدن و دوباره دیدن تهرانی که زیر لایههای دود و ترافیک، هنوز هم زیباست. اینجا میشود برای چند ساعت، راننده بودن، کارمند بودن و حتی بسیاری از مشکلات روزمره را فراموش کرد و فقط یک عابر بود؛ عابری که در میان درختی کهن و صدای آب، دوباره خودش را پیدا میکند.

مسیرهای حمل و نقل عمومی برای رسیدن به روددره
در طول مسیر به این فکر کردم که خیلیها گمان میکنند برای رسیدن به چنین مکانهای دنجی حتماً باید ماشین شخصی داشته باشند، اما واقعیت این است که دسترسی به فاز دوم روددره، آنقدرها هم که به نظر میرسد، دشوار نیست.
مترو بهترین انتخاب برای دوری از ترافیک است. اگر میخواهید صبح زود بیدغدغه به دره برسید، مترو گزینه اول است. میتوانید در خط ۶ یا ۷ سوار شوید و خودتان را به ایستگاههای نزدیک بزرگراههای یادگار امام یا اشرفی اصفهانی برسانید. از آنجا هم با یک تاکسی خطی یا حتی پیادهروی کوتاه در مسیرهای منتهی به بلوار مرزداران یا خیابانهای اطراف، ورودیهای بوستان نهجالبلاغه در دسترس است.
اگر مثل من با شبکه اتوبوسرانی تهران رفیق هستید، خطوطی که به سمت غرب تهران، بهویژه محدوده بلوار اشرفی اصفهانی و مرزداران میروند، بهترین گزینهها هستند. بسیاری از این خطوط ایستگاههایی دارند که تنها چند دقیقه تا شروع مسیر روددره فاصله دارند. پیاده شدن در ایستگاههای منتهی به بلوار آبشار یا ورودیهای بزرگراه نیایش، شما را مستقیماً به ابتدای فاز دوم میرساند.
اگر از مناطق مختلف شهر هستید، تاکسیهای پایانه میدان آزادی یا فلکه دوم صادقیه که به سمت غرب میروند، شما را تا نزدیکیهای مسیر میرسانند.

به طورکلی پروژه روددره فرحزاد با وسعتی حدود ۱۵۰ هکتار از محدوده کوهسار و جاده امامزاده داوود(ع) آغاز شده و تا ابتدای بوستان نهجالبلاغه امتداد داشته و از مهمترین طرحهای مدیریت شهری در حوزه احیای بسترهای طبیعی، توسعه فضاهای عمومی و ارتقای کیفیت محیطزیست پایتخت به شمار میرود. بر اساس اعلام مدیران شهری و دست اندرکاران پروژه طرح ساماندهی روددره فرحزاد در سه فاز برنامهریزی شده است. فاز نخست از پل خوشمرام تا پل آبشار ، فاز دوم از پل آبشار تا بوستان نهجالبلاغه و فاز سوم نیز از محدوده کوهسار و جاده امامزاده داوود(ع) تا پل خوشمرام امتداد دارد. بیش از ۵۵ هکتار از زیستبوم روددره احیا و بیش از ۱۰۰ مورد تجاوز به حریم رودخانه رفع و بستر طبیعی آزادسازی شده است. آزادسازی حدود ۴۰ ملک، لایروبی مسیر رودخانه از دیگر اقدامات مهم این پروژه است.

در پایان قدم زدن در مسیر طبیعت گردی امروز وقتی از مرز سبز فاز دوم عبور میکنم و دوباره به هیاهوی بزرگراه برمیگردم، نگاهم به شهر تغییر کرده است. روددره فرحزاد فقط یک پروژه عمرانی یا یک تفرجگاه تازه نیست برای من و امثال من که هر روز ساعتها پشت فرمان برای رسیدن به محل کار و خانه هستم یا از حمل نقل عمومی استفاده میکنم و نبض تند تهران را زیر دست دارم، اینجا یک کلاس درس بزرگ است. این دره به ما یادآوری میکند که تهران چقدر جذابیت دارد. پیشنهاد میکنم یک صبح جمعه یا حتی میان هفته دل از گوشی و ترافیک بکنید، با اتوبوس یا مترو یا وسه شخصی خودتان را به اینجا برسانید و بگذارید صدای طبیعت، غبار یک هفته خستگی را از جانتان بشوید.
نظر شما