به گزارش خبرنگار شهر، حادثه همیشه با صدای بلند از خطر خبر نمیدهد. گاهی نخستین نشانه، بوی تندی است که در راهپله میپیچد؛ گاهی پنجرهای که ناگهان از پشت دود ناپدید میشود و گاهی صدای انفجاری که سکوت خیابان را میشکافد و مردم را به جستوجوی پناهی میفرستد. اما در همان لحظه که نگاهها به سوی شعلهها و آوار برمیگردد، گروهی راهی دل حادثه میشوند، آتشنشانانی که برای نجات جان دیگران، از مسیر خطر عبور میکنند.
در روزهای جنگ و حمله ددمنشانه آمریکا و اسرائیل به تهران، این مأموریت چهرهای دشوارتر و سنگینتر به خود گرفت. آتشنشانان در کنار دیگر نیروهای امدادی، به محل انفجارها و حریقها رفتند؛ در میان دود، آوار و نگرانی خانوادههایی که چشمبهراه خبری از عزیزانشان بودند. کارشان فقط خاموشکردن آتش نبود؛ جستوجو برای یافتن مجروحان، شهدا، بازکردن مسیر امداد، ایمنسازی محل و کمک به بازگشت اندکی آرامش به خیابانهایی بود که ناگهان زیر سایه حادثه قرار گرفته بودند. در چنین لحظههایی، هر دقیقه میتواند سرنوشتساز باشد و هر قدم در میان آوار، با خطر تازهای همراه است.

نجات مجروحان در جنگ ۱۲ روزه و رمضان
در دو مقطع ویژه عملیاتی یعنی جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه (جنگ رمضان)، حجم مأموریتهای آتش نشانان به شکل بیسابقهای افزایش داد. در جنگ ۱۲ روزه، مجموعاً ۱۴۲ حادثه به سازمان آتشنشانی اعلام شد که شامل آتشسوزی، ریزش سازه، انفجار و عملیاتهای نجات در شرایط ناایمن بود. این عدد در جنگ ۴۰ روزه به بیش از ۴۰۰ حادثه رسید؛ حوادثی که در برخی موارد همزمان در چند نقطه شهری رخ میداد و نیاز به اعزام چندین ایستگاه بهطور همزمان داشت.
در زمان جنگ ۴۰ روزه، آتشنشانان تهران موفق شدند حدود ۵۰۰ نفر را به صورت زنده از زیر آوارها یا از داخل ساختمانهای تخریب شده و از میان شعلهها نجات دهند. بخشی از این عملیاتها در شرایطی انجام شد که احتمال ریزش مجدد سازه یا وقوع انفجارهای ثانویه وجود داشت.

پلاسکو یکی از فصلهای ایثار در تاریخ معاصر
فداکاری و ایثار آتش نشانان از حافظه جمعی تهران جدا نیست؛ شهری که پلاسکو را با شعلههای بلند و فروریختن ناگهانیاش به یاد میآورد. آتشسوزی ساختمان پلاسکو و عملیات دشوار امداد و آواربرداری، آزمونی تلخ و سنگین برای آتشنشانان بود. آنان ساعتها در میان دود، حرارت و سازهای ناپایدار تلاش کردند تا راهی به دل حادثه باز کنند؛ تلاشی که با جانباختن شماری از آتشنشانان، به یکی از دردناکترین فصلهای ایثار در تاریخ معاصر شهر بدل شد. نام پلاسکو هنوز یادآور این حقیقت است که پشت هر عملیات، انسانهایی ایستادهاند که خطر را نه از دور، بلکه از نزدیک لمس میکنند.
تهران، پیش و پس از آن روز، حریقها و حوادث بزرگی را از سر گذرانده است؛ از آتشسوزیهای گسترده در ساختمانها و مراکز تجاری تا حریق بازارها، انبارها و کارگاهها، و حادثههایی که گرفتارشدگان را در ساختمانهای بلند، راههای باریک یا میان آوار چشمبهراه کمک گذاشتهاند. در هرکدام، آتشنشانان باید در چند لحظه تصمیم بگیرند: کدام مسیر امنتر است، کجا امکان گسترش آتش وجود دارد و چگونه میتوان پیش از آنکه دود و حرارت فرصت را بگیرند، جان کسی را نجات داد. آنچه از بیرون، دویدن به سوی شعله دیده میشود، در واقع آمیزهای از آموزش، تجربه، هماهنگی و شجاعتی سنجیده است.

خطر همیشه به شکل آتش پدیدار نمیشود. گاهی دود غلیظ، گازگرفتگی، ریزش سازه، تصادف یا گرفتارشدن در آسانسور و ارتفاع، آتشنشانان را به مأموریت میکشاند. در همه این موقعیتها، آنان با لباس و تجهیزات سنگین، در فضایی که دیگران ناچار به ترک آن شدهاند، به دنبال راه نجات میگردند. خستگی پس از عملیات، دودهای که بر چهره مینشیند و سکوتی که پس از بازگشت در ایستگاه میآید، بخشهایی از این کار است که کمتر دیده میشود.
تضاد زندگی آتشنشانان
زندگی یک آتشنشان، تضاد عجیبی است؛ تضادی میان آرامش خانوادگی در شبها و هیاهوی مرگبار در روزها. آنها همان پدرانی هستند که گاهی با دستان پر از زخم، فرزندشان را در آغوش میگیرند و همان برادرانی که وقتی شهر در میان بحران است، خونسردی خود را فدای نجات جان دیگری میکنند. برای آنها، شجاعت به معنای نداشتن ترس نیست؛ بلکه به معنای آن است که بدانند پشت سرشان، جان بیگناهی در انتظار نجات است.

در هر عملیات اطفای حریق که به پایان میرسد، تنها خاکستر باقی نمیماند؛ بلکه داستان شجاعتهایی است که شاید هرگز روایت نشود، اما در حافظه هر خانهای که از آتش نجات یافته، حک شده است. آنها قهرمانان گمنامی هستند که پس از پایان هر نبرد، بدون درخواست تحسین، به زندگی عادی خود بازمیگردند، در حالی که رد دود بر چهرهشان، نشان از نبردی تازه دارد.

هفت مهر ماه سال ۱۳۵۹ پالایشگاه آبادان در جنگ ایران و عراق از سوی دشمن مورد حمله هوایی قرار گرفت. پس از این اتفاق، آتش نشانان برای اطفای حریق وارد عمل شدند، در حین اطفای حریق بار دیگر این پالایشگاه بمباران شد و تعداد زیادی از آتش نشانان در این حادثه شهید شدند.۲۰ سال بعد از این حادثه، طرح تعیین روز آتش نشانی و ایمنی در سال ۱۳۷۹ توسط ستاد هماهنگی امور ایمنی و آتش نشانی کشور پیشنهاد و توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور تأیید شد.
اکنون هفتم مهر، روز آتشنشانی و ایمنی، فرصتی برای دیدن همین بخشهای نادیده است؛ برای به یادآوردن آنان که در پلاسکو و دیگر حوادث بزرگ و نیز در روزهای جنگ، در کنار مردم ایستادند. آتشنشانان، فقط با شعلهها روبهرو نمیشوند؛ آنان در دشوارترین لحظههای زندگی شهر، راهی برای رسیدن به امید باز میکنند. شهر شاید پس از هر حادثه دوباره به حرکت بیفتد، چراغ خانهها روشن شود و خیابانها به رفتوآمد روزانه بازگردند؛ اما در پس این بازگشت، رد گامهای کسانی باقی است که وقتی دیگران از خطر فاصله میگرفتند، برای نجات جان انسانها به سوی آن رفتند.
نظر شما