به گزارش خبرنگار شهر، دوشنبه شب، بیست و سوم شهریورماه ۱۴۰۵، هم زمان با روز ملی سینما، خانه روزنامهنگاران میزبان ضیافتی از جنس کلمات و خاطره بود؛ شبی با عنوان «به افتخار سینما» که در آن پیوند دیرینه شهر و هنر هفتم، از نگاه دوربین و قلم خبرنگاران روایت شد.
این محفل، نه یک جلسه رسمی اداری، که گعدهای گرم برای مرور خاطرات، دغدغهها و نقدهای دلسوزانهای بود که جانمایهاش چیزی جز عشق به سینما نبود.
در این دورهمی که فضای آن، بوی رفاقت و دغدغه مندی میداد، «میثم کریمی»، مجری برنامههای سینمایی، سکان هدایت جلسه را در دست گرفت و از حاضران خواست تا از پیچ و خمهای حرفه ای شان، از دل نگرانیهای صنفی تا خاطراتی که در پس قاب های سینما رقم خورده، پرده بردارند.

از زخمهای سینما شکوفه تا دریچههای نو به مدرنیته
بحث با یکی از جدی ترین چالش ها آغاز شد؛ سینما «شکوفه» و زخمی که هنوز بر پیکره اش از دوران جنگ باقی مانده است. خبرنگاری با اندوهی در کلام، از بی توجهیها گفت و از اینکه چرا بازسازی سینمایی که ارزان ترین تفریح مردم است، نباید در اولویتها باشد.

در ادامه، نقدها به سمت وضعیت فعلی سینما چرخید؛ جایی که یکی از خبرنگاران، سینما را «میوه مدرنیته» خواند و تأکید کرد که بهبود حال مردم، در گروی بهبود حال سینماست و باید دیرکردهای تاریخی را هم جبران کنیم.

هوش مصنوعی؛ فرصت یا تهدید؟
در تلاطم این گفتوگوها، جای خالی تکنولوژی حس نمیشد؛ مبحث به دنیای سایبری و هوش مصنوعی کشید. نگاه ها دوگانه بود؛ برخی از هجوم بی محابای فضای مجازی به حریم سینما ابراز نگرانی کردند و هشدار دادند که نباید اجازه داد این «تغییر»، به اصالت هنر لطمه بزند. دیگری بر لزوم سواد رسانه ای نوین تأکید کرد و گفت روزنامه نگار امروز باید «صدا، تصویر و متن» را در هم بیامیزد تا در این زیست بوم جدید، صدایش شنیده شود.

اما در این میان، یک صدای دلسوزانه هم از سوی یکی از خبرنگاران برخاست: «مراقب باشید سریال های سطحی، ذائقهتان را تغییر ندهد.» او از برخی سریالهای شبکه نمایش خانگی انتقاد کرد و گفت: واقعا برخی سریالها هیچ ندارند.

خاطراتی که در قاب ماند
شیرین ترین بخش شب، ورق زدن خاطرات بود. خبرنگاری با یادی از «جناب خان»، از یک گفت وگوی به یادماندنی با محمد بحرانی گفت؛ از آن عروسک های محبوبی که توانست حتی با دنیای سیاست شوخی کند و دل ها را به دست آورد. او از لحظه ای گفت که بغض بحرانی پشت تلفن، گزارشش را به متنی ماندگار تبدیل کرد. این خاطره، یادآور آن بود که روزنامه نگاری، فراتر از خبر، «روایت انسان» است.
خطر تجاری شدن سینما و تئاتر و لطمه به محتوای اثر از دیگر نکاتی بود که روزنامهنگاران مطرح کردند.

در بخش دیگری از این نشست، به موضوع «بادمجوندورقابچینهای» سینما اشاره شد و گلایهای صریح از کسانی که با خطدهیهای غلط، مسیر اهالی فرهنگ را به بیراهه میکشانند.
از درددل ها تا امیدها
همچنین در این مراسم اهالی خبر و سینما مطرح کردند علاقهمند بودند مدیران فرهنگی شهرداری را ملاقات کنند که محمد علی شفیعی معاون امور بین الملل مرکز ارتباطات شهرداری تهران و مجری اعلام کردند که فوت پسر آقای لطف الله فروزنده، معاون شهردار تهران سبب عدم حضور برخی مدیران بوده است.
اگرچه جای خالی مدیران فرهنگی شهرداری به دلیل سوگ خانواده جناب فروزنده، معاون شهردار تهران، حس میشد، اما حضور محمدعلی شفیعی، معاون امور بینالملل مرکز ارتباطات شهرداری تهران، توانست این خلاء را پر کند. او در گفتگویی دوستانه، به پرسشهای اهالی رسانه پاسخ گفت و این نشست را به پل ارتباطی امیدبخشی میان دغدغههای هنری و مدیریت شهری بدل کرد.

این شب، گذری بود بر تمام آنچه سینما را در این شهر پرهیاهو زنده نگاه داشته است؛ از روزنامهنگاری کاغذی که هنوز طعم اصیلش را حفظ کرده تا چالشهای دیجیتال امروز. اهالی رسانه، از خبرگزاریها و نشریات مختلف، همه در یک نقطه به توافق رسیدند که سینما، نبض تپنده شهر است و تا زمانی که قلمی برای نقد و چشمی برای دیدن باشد، این نبض از تپش نخواهد ایستاد.
گفتنی است؛ در مراسم شب تجربه نگاری روزنامهنگاری در پیوند سینما و شهر، خبرنگاران و روزنامهنگاران از رسانههای مختلف همچون شرق، تسنیم، روزنامه جوان، SNN، صدا و سیما، میزان، روابط عمومی سازمان سوره، مجله آگاهی نو، روزنامه جام جم، سینما پرس، ایکنا، پانا، برخی از منتقدین سینما و روزنامهنگاران پیشکسوت حضور داشتند.
نظر شما