از سنگر و خاکریز تا ایستگاه آتش‌نشانی/ شعله‌هایی که نتوانستند اراده را بسوزانند

صدای آژیر، موسیقی متن زندگی مردی است که برای نجات دیگران از مرگ نمی‌هراسد. حجت الله قاسمی، جانباز و آتش نشان پیشکسوت، با بیش از سه دهه حضور در عملیات، تجسم تعهد است. مردی که از ترکش‌های جبهه تا دودهای پلاسکو را پشت سر گذاشته و هنوز با همان صلابت روزهای اول، پای کار امنیت شهر ایستاده است.

به گزارش خبرنگار شهر، در هیاهوی شهر، جایی که ثانیه‌ها برای «نجات» می‌جنگند، ایستگاه‌های آتش‌نشانی همچون قلبی تپنده، نبض ایمنی پایتخت را در دست دارند. در یکی از همین قلب‌های تپنده، در ایستگاه حسن‌آباد، با مردی هم‌کلام شدم که رد سه دهه خدمت صادقانه را می‌توان در نگاه آرام و استوارش جستجو کرد؛ «حجت‌الله قاسمی»، مدیر عملیات منطقه ۶ آتش‌نشانی تهران. مردی که زندگی‌اش، قصه‌ای‌ست از جنس فولاد و آتش، از جبهه‌های جنگ تا کوچه‌پس‌کوچه‌های تهران.

شعله‌هایی که هرگز نتوانستند اراده را بسوزانند

داستان زندگی حجت‌الله از سال ۱۳۵۰ آغاز شد، اما نقطه عطف حرفه‌ای او به سال ۱۳۷۲ بازمی‌گردد. جوانی ۲۲ ساله که در جستجوی راهی برای خدمت بود. او تعریف می‌کند: «تهران بودم و روزنامه می‌خواندم. آگهی استخدام آتش‌نشانی را دیدم. شرط سکونت در تهران بود و من با خانواده در کرج ساکن بودیم. قرار بود خانه ای بزودی در تهران خریداری کنیم. در آزمون و مصاحبه شرکت کردم و تقدیرم این‌گونه رقم خورد که ردای خدمت در این سازمان را بر تن کنم.»

او که از طریق شوهر خواهرش، که خود آتش‌نشانی در شهرستان خلخال بود، با این حرفه آشنا شده، هرگز تصور نمی‌کرد روزی به یکی از ستون‌های عملیاتی پایتخت تبدیل شود.

 از جبهه‌های نبرد تا عملیات‌های شهری

قاسمی تنها یک آتش‌نشان پیشکسوت نیست؛ او جانباز جنگ تحمیلی است. ریشه‌های شجاعت او به ۱۵ سالگی برمی‌گردد، وقتی برادرانش یک‌به‌یک عازم جبهه می‌شدند و او نیز سودای نبرد در سر داشت.

شعله‌هایی که هرگز نتوانستند اراده را بسوزانند

او با لحنی که هنوز رنگ و بوی آن سال‌ها را دارد، می‌گوید:
 «مادرم مخالف بود. مدارکم را یواشکی جور کردم و به دوستانم سپردم چیزی نگویند. به اردبیل رفتم و دوره‌های آموزشی را گذراندم. یک روز که به بهانه خرید از خانه بیرون رفتم، دیگر برنگشتم و به یکی از دوستانم گفتم به مادرم خبر دهد که به جبهه رفتم.»

سال ۶۵، در عملیات بیت‌المقدس ۲، در لشکر ۳۱ عاشورا، ترکش‌های دشمن سهم او از دفاع شد؛ ترکش‌هایی که پا، شکم و سر او را هدف قرار دادند، اما اراده‌اش را در هم نشکستند. او سه بار در زندگی‌اش طعم جنگ را چشیده است؛ از جبهه‌های جنوب تا روزهای بحرانی «جنگ ۱۲ روزه» که در اوین به امدادرسانی مشغول بود و جنگ رمضان.

 از «پلاسکو» تا عملیات‌های سخت

سال‌ها فعالیت در آتش‌نشانی برای آقای قاسمی، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین‌هاست. از صحنه‌هایی که قلب هر انسانی را می‌فشارد، همچون حادثه پلاسکو  تا لبخند رضایتی که پس از نجات جان یک سالمند یا کودک بر لبانش می‌نشیند. از روزهای پلاسکو خاطرات تلخی دارد چراکه تعداد زیادی از همکارانش را در این عملیات نجات و اطفای حریق از دست داده و خودش هم در این ماموریت حضور داشته است.

اما یکی از عجیب‌ترین روایت‌های او به حادثه حمله به بیت رهبری بازمی‌گردد:

 «۹ اسفند بود. در حال آماده‌شدن برای رفتن به مراسم ترحیم پدر خانم یکی از همکاران بودیم که ناگهان آن صدا شنیده شد و ماجرا شروع شد. ایستگاه آتش‌نشانی در داخل بیت مستقر بود، اما موج انفجار آشیانه ماشین‌ها را دفرمه کرده بود و امکان خروج خودروها نبود. سریع با لیفتراک اقدام کردیم، ماشین‌ها را بیرون کشیدیم و عملیات را آغاز کردیم... روزهای بسیار تلخی بود»

شعله‌هایی که هرگز نتوانستند اراده را بسوزانند

 میراثی برای فردا

امروز، آقای قاسمی در کسوت مدیر عملیات منطقه ۶، با همان احساس مسئولیت روزهای جوانی خدمت می‌کند. فرزندانش اگرچه راه پدر را در آتش‌نشانی ادامه نداده‌اند، اما به «وجاهت اجتماعی» شغل او افتخار می‌کنند؛ هرچند که دلتنگی‌های ناشی از نبودن‌های او در لحظات خاص زندگی‌شان، همچنان یادآور بهای سنگین این شغل شریف است.

وقتی از او درباره انگیزه این همه سال خدمت می‌پرسم، پاسخی کوتاه اما عمیق می‌دهد: «در هر حادثه‌ای که بتوانیم جلوی خسارت و آسیب به هم‌وطنانمان را بگیریم، برای ما به اندازه یک دنیا ارزش دارد.»

شعله‌هایی که هرگز نتوانستند اراده را بسوزانند

به مناسبت هفتم مهر، روز آتش‌نشانی و ایمنی، روایت حجت‌الله قاسمی، روایتی است از تداوم عشق به مردم؛ مردی که از جبهه‌های جنگ تا ایستگاه‌های تهران، تنها یک هدف داشته است: آرامش شهر و سلامت شهروندان. او مردی است که نه با شعار، که با زخم های تن و استواری قدم هایش، معنای تعهد را در قلب تهران معنا کرده است. او ایستاده است، میان خاکی که از آن برخاسته و شعله هایی که هرگز نتوانستند اراده اش را بسوزانند.

۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۶
کد مطلب: 86194

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =