به گزارش خبرنگار شهر، حدود ۱۴۰ روز از آغاز جنگ رمضان میگذرد، طبق آمارهای ثبت شده، در سطح کشور بیش از ۳۳۰۰ نفر از هموطنان در این جنگ شهید شدند و تهران در صدر آمار شهدا بود. شهروندان زیادی هم در جنایات اسرائیل و آمریکا در شهرهای مختلف دچار آسیب شدند و خانههای بسیاری آوار شد.
پشت هر عدد از آمار شهدا، جانبازان و آسیب دیدگان جنگ، قصهای از یک زندگی نهفته است. قصهای از شهروندانی که نخواستند در مقابل دشمن خونخوار سر تعظیم فرود بیاورند، عزیز دادند؛ زخم خوردند اما از میان آوار برخاستند.
شهرداری تهران در راستای حمایت از آسیب دیدگان جنگ آنها را در هتلهای مختلف اسکان داد و به تدریج با دریافت ودیعه تعداد زیادی از آنها خانههای جدید رهن کردند و برخی هم خانههایشان بازسازی شد و به واحدهای مسکونی قبلی خود بازگشتند.
اما هنوز آمار اسکان آسیب دیدگان در هتل ها به صفر نرسیده و فقط در هتل لاله حدود ۳۰ خانواده از مناطق مختلف پایتخت در این هتل اسکان دارند تا وضعیتشان تعیین تکلیف شود. برای صحبت با این شهروندان ظهر یکی از روزهای پایانی تیرماه ۱۴۰۵ راهی هتل لاله تهران شدم. لابی هتل، برخلاف ماههای گذشته، اکنون خلوت است و مسافران عادی، در میان سکوت، از گذر لحظات میگذرند؛ اما در گوشهای دیگر، داستان زندگی کسانی است که با جنگ، روال زندگیشان دستخوش تغییر شده است.
با خانم مهری رنجبر متولد سال ۷۰ در لابی هتل لاله آشنا شدم، او با همسر و دختر شش سالهاش از اسفند ماه در هتل توسط شهرداری تهران اسکان یافتهاند. در چشمهایش خستگی ۵ ماه اسکان اضطراری موج می زند. میگوید هرچند در هتل آرامش داریم و به ما رسیدگی کردند ولی هیچ جا خانه خودمان نمیشود.

مهری خانم جزئیات آنچه برایشان اتفاق افتاده را اینچنین روایت میکند:
«ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه، هفدهم اسفند ماه سال گذشته، ساختمان پنج طبقه ما در خیابان گودرزی منطقه ۱۷ تهران بر اثر اصابت موشک دچار آسیب جدی شد. آن شب در خانه نبودیم. اما وقتی از طریق خواهرهمسرم که در همان محله زندگی میکند، خبر رسید که خانهتان آسیب جدی دیده، انگار تمام دنیا روی سرمان خراب شد. این فقط یک حادثه نبود؛ این یک جنایت محض بود. تکه هایی از موشکهای آمریکا و اسرائیل، با تمام بیرحمی، به خانه ما اصابت کردند. آنها فقط سنگ و سیمان را هدف نگرفتند؛ آنها یخچال، گاز، تلویزیون، لباسشویی، فرش و تمام آنچه با خوندل و سالها کار جمع کرده بودیم را زیر آوار جنایات خود دفن کردند.
همسرم حسین رشیدی، متولد ۱۳۶۴ و آتشنشان است. ما یک دختر شش ساله داریم و ۱۰ سال از ازدواجمان میگذرد. خانهمان ۸۴ متر بود که بعد از ۸ سال زندگی مشترک با کلی قرض و وام خریده بودیم.»

او در گالری تلفن همراهش عکسهای خانهشان را پس از اصابت نشان میدهد و در ادامه ماجرا را اینچنین بیان میکند:
«اکنون ۵ ماه است که از آغاز جنگ رمضان میگذرد و ما همچنان در هتل لاله تهران اسکان داریم. همسرم حسین، نه تنها در این ایام، بلکه همیشه در حوادث مختلف مثل ریزش آوار در پلاسکو تا همین چند روز پیش که نمای ساختمانی در چند قدمیاش به دلیل حریق سقوط کرد، به مردم خدمت کرده است.
در مورد وضعیت اسکان، شهرداری تهران خیلی به ما کمک کرد؛ از اسکان و غذا در هتل گرفته تا ودیعه مسکن و بن خرید. اما مشکل اینجاست که ودیعهای که پرداخت شده با توجه به تورم فعلی اجارهبها، کفاف رهن یک خانه را نمیدهد. بن خرید هم لطفی بوده که انجام شده اما برای تهیه تمام وسایل زندگی کافی نیست. دولت در این زمینه پای کار نبوده است. در حال حاضر قرار است ساختمان ما نوسازی شود؛ گرید آسیب ساختمان B اعلام شده، اگرچه ابتدا کارشناسان میگفتند باید کامل بازسازی شود.

من در هتل، با وجود امکاناتی که فراهم شده، از آنچه بر سر زندگیمان آمده بسیار ناراحتم. هرچند شاکر خدا بوده ام که کنار همسر و فرزندم هستم. میخواهم صدای ما به گوش مسئولین در دولت برسد که چگونه وسایل زندگی تهیه کنیم و به زندگی سابقمان برگردیم؟ باید دستگاههای دیگر هم کنار شهرداری تهران پای کار بیایند. در حالی که اقدامات شهرداری در زمینه اسکان، غذا و حمایتهای مالی اولیه، گامی مثبت و ضروری در مدیریت بحران است، اما نمیتواند جای خالی حمایتهای گسترده دولتی را پر کند.»
اقدامات هوشمندانه و همهجانبه شهرداری تهران در ارائه خدمات اسکان، تأمین غذا و حمایتهای مالی اولیه، نقشی کلیدی در مدیریت بحران و حفظ آرامش شهروندان آسیب دیده از جنگ داشته است. با این حال، با توجه به ابعاد جنایات دشمن متخاصم آمریکا و اسرائیل که منجر به نابودی داراییها و زیرساختهای زندگی مردم شده است، نیاز مبرمی به کمک های دولت برای شهروندان احساس میشود.
نظر شما