تحولات پیچیده و پرریسک جهان معاصر نشان میدهد که امنیت و پایداری شهرها صرفاً با اتکا به زیرساختهای فیزیکی و توان سخت تأمین نمیشود. در شرایط بحرانهای گسترده از جمله جنگ، آنچه سرنوشت یک جامعه شهری را تعیین میکند، میزان انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی، ظرفیت سازماندهی محلی و توان جامعه در حفظ تعادل روانی و کارکردهای جمعی است. از این منظر، تابآوری اجتماعی به عنوان یکی از ارکان بنیادین حکمرانی شهری، جایگاهی تعیینکننده در مدیریت بحران و حفظ پایداری شهرها دارد.
تابآوری اجتماعی به معنای توان یک جامعه برای حفظ انسجام، استمرار کارکردهای حیاتی، مدیریت فشارهای روانی و اجتماعی و بازسازی سریع پس از شوکهای بزرگ است. تجربه شهرهای بزرگ در بحرانهای طبیعی، امنیتی و انسانی نشان داده است که شهرهایی که از شبکههای اجتماعی فعال، سرمایه اجتماعی قوی و ساختارهای محلهمحور برخوردارند، نهتنها در برابر بحرانها پایدارتر هستند، بلکه روند بازگشت به وضعیت پایدار در آنها سریعتر و کمهزینهتر اتفاق میافتد.
در این چارچوب، شهر تهران به عنوان یک کلانشهر پیچیده و پرجمعیت، نیازمند تقویت نظامی چندلایه از تابآوری اجتماعی است که در آن محلات به عنوان واحدهای پایه مدیریت اجتماعی بحران ایفای نقش کنند. مدیریت شهری در کنار نهادهای ملی و اجتماعی باید زمینهای فراهم کند که جامعه شهری بتواند در شرایط بحران، به شکل سازمانیافته، مسئولانه و همبسته عمل کند.
در یک چارچوب سیاستی، تقویت تابآوری اجتماعی شهر بر چند محور اساسی استوار است:
نخست، تقویت اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی. اعتماد میان مردم و نهادهای عمومی مهمترین سرمایه اجتماعی هر جامعه در شرایط بحران است. هرچه سطح اعتماد اجتماعی بالاتر باشد، جامعه در مواجهه با تهدیدها کمتر دچار آشفتگی، رفتارهای هیجانی و گسست اجتماعی خواهد شد. حفظ و تقویت این سرمایه نیازمند شفافیت نهادی، ارتباط مؤثر با شهروندان و تقویت احساس مشارکت اجتماعی در اداره شهر است.
دوم، نهادینهسازی حکمرانی محلهمحور در مدیریت بحران. در بحرانهای گسترده، نخستین سطح واکنش مؤثر در محلات شکل میگیرد. بنابراین ایجاد و تقویت ساختارهای سازمانیافته محلی شامل شبکههای داوطلبی، گروههای پشتیبانی اجتماعی، هستههای امدادی و سازوکارهای هماهنگی محلهای از الزامات اساسی افزایش تابآوری اجتماعی است.
سوم، توسعه نظام مشارکت سازمانیافته شهروندان در مدیریت بحران. بحرانها صرفاً با سازوکارهای دستوری مدیریت نمیشوند؛ بلکه نیازمند حضور فعال و مسئولانه شهروندان هستند. مدیریت شهری باید بسترهای لازم برای آموزش عمومی بحران، سازماندهی ظرفیتهای داوطلبانه، و بهرهگیری از توان نهادهای مردمی و اجتماعی را فراهم کند تا جامعه بتواند در مواقع ضروری نقش مؤثری در مدیریت شرایط ایفا کند.
چهارم، مدیریت هوشمند جریان اطلاعات و مقابله با جنگ روانی. در بسیاری از بحرانهای معاصر، انتشار شایعات و اخبار نادرست میتواند ثبات اجتماعی را بیش از تهدیدات فیزیکی تحت تأثیر قرار دهد. تقویت شفافیت اطلاعاتی، اطلاعرسانی بهموقع و افزایش سواد رسانهای شهروندان از مهمترین مؤلفههای حفظ آرامش اجتماعی در شرایط بحران به شمار میرود.
پنجم، توجه به سلامت روان و ثبات اجتماعی جامعه شهری. اضطراب جمعی و نااطمینانی اجتماعی اگر مدیریت نشود، میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی و اختلال در نظم عمومی منجر شود. در این میان، تقویت خدمات اجتماعی، حمایتهای روانی، و نقشآفرینی نهادهای اجتماعی و فرهنگی در حفظ امید اجتماعی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
شورای اسلامی شهر تهران و مدیریت شهری در چارچوب وظایف خود میتوانند با تقویت زیرساختهای اجتماعی تابآوری، توسعه شبکههای همیاری محله، حمایت از نهادهای اجتماعی محلی، ارتقای آموزشهای عمومی مدیریت بحران و تقویت سازوکارهای مشارکت شهروندی، نقش مؤثری در افزایش ظرفیت تابآوری اجتماعی شهر ایفا کنند.
واقعیت این است که پایداری شهرها تنها به استحکام سازهها وابسته نیست؛ بلکه بیش از هر چیز به استحکام پیوندهای اجتماعی، حس مسئولیتپذیری شهروندان و انسجام جامعه شهری وابسته است. شهری که در آن اعتماد، همبستگی و مشارکت اجتماعی فعال وجود داشته باشد، در برابر سختترین بحرانها نیز توان ایستادگی و بازسازی خواهد داشت.
تابآوری اجتماعی در نهایت به این معناست که هر شهروند خود را بخشی از شبکه حفظ آرامش، نظم و پایداری جامعه بداند. در چنین شرایطی، شهر نهتنها از بحران عبور میکند، بلکه با انسجامی بیشتر و سرمایه اجتماعی قویتر به مسیر توسعه و پیشرفت بازمیگردد.
زهرا شمس احسان
رئیس کمیته اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران
نظر شما