به گزارش خبرنگار شهر، شاید وقتی خانه روی سر آدم خراب میشود و در چشم بر هم زدنی تمام داراییهای سالیان سال تلاشت، زیر آوار خاک و سنگ نابود میشوند، از شدت اندوه، آب هم از گلو پایین نرود تا چه رسد به تصور آب خوش و غذای گرم...
حتی در این ساعتها نمیتوانی به این فکر کنی که پیدا میشوند کسانی که حواسشان باشد به سادهترین نیازهای زنده بودنت اما عدهای آماده شدند برای بودن در کنارت در چنین روزهایی؛ برای پناه دادن به تو در یک چهاردیواری کنار همدردانت در هتلهای شهر و مهمان کردنت به یک غذای گرم حتی اگر دستپخت مادرت چیز دیگری باشد...
در آشپزخانه بزرگ هتل استقلال، جایی که معمولا بوی غذا و شادی مهمانان در هوا جریان دارد، این روزها حال و هوایی متفاوت حاکم است. بهنام چایچی سرآشپز معروف هتل، همان مرد خوشرو که همیشه با لبخندی بر لب و انرژی مثبت در جشنها و مراسم ظاهر میشد، یکی از همان آدمهایی است که شاید فکرش را هم نمیکرد برای روزهای جنگ غذا بپزد اما حالا با چهرهای آرامتر و نگاهی همدلتر اما همچنان لبخند بر لب برای خدمت به آسیبدیدگان جنگ پشت اجاق ایستاده است.
لحظههای تلخ حادثه و ورود خانوادههایی که خانهشان را از دست دادهاند، چنان او را تحت تأثیر قرار داده که خود را عضوی از آنها میداند. این روزها سالن بزرگ پذیرایی، به جای عطر مهمانیها، بوی همدلی میدهد؛ سرآشپز هتل، با دستانی گرم و نگاهی آمیخته به اندوه، تلاش میکند اندکی آرامش و امنیت در دل مهمانانی بنشاند که خانه، دل و زندگیشان زخمی شده است.
او میگوید: «از زمانی که این عزیزان به هتل آمدهاند، مسئولیت ما فقط تهیه غذا برای مهمانان معمول هتل نیست. باید با نگاه انسانیتر، دقیقتر و مسئولانهتر کار کنیم. حجم کار بیشتر شده، اما مهمتر از آن این است که غذا برای افرادی آماده میشود که در شرایط روحی دشواری قرار دارند. بنابراین تلاش کردهایم هم کیفیت و هم نظم خدمات را کاملاً حفظ کنیم.»
بهنام چایچی هم میداند که غذایی که آدمها را در امنیت خانه دور هم جمع میکند، ماجرای دیگریست اما تأکید میکند که «اولویت اصلی ما تهیه غذایی باکیفیت، کافی و متناسب با نیازهای سنی مختلف است. در کنار آن، سعی میکنیم طعم غذاها تا حد امکان خانگی و آشنا باشد تا افراد احساس آرامش بیشتری داشته باشند. در چنین شرایطی، غذا فقط یک وعده خوراک نیست؛ بخشی از حس امنیت و دلگرمی است.»
هتل استقلال در موقعیتی قرار داشت که احتمال خط در آن حوالی میرفت و به ناچار میزبانی از آسیبدیدگان جنگ را چند هفته پس از آغاز حملات از روز اول فروردین ماه امسال آغاز کرد و کارکنان هتل از آن روز باید با روحیهای متفاوتتر از همیشه کار میکردند؛ با این حال آشپز هتل معتقد است که «او و همکارانش این کار را فقط یک وظیفه شغلی نمیبینند. بیشتر اعضای تیم با حس همدلی و مسئولیت انسانی وارد کار شدهاند. وقتی میدانیم غذایی که تهیه میکنیم برای خانوادههایی است که روزهای سختی را پشت سر میگذارند، طبیعی است که با دقت، انگیزه و حساسیت بیشتری کار کنیم.»
تعداد مسافران هتل این روزها افزایش یافته و طبیعتاً با توجه به حال و هوای سخت این روزها، باید نظم جدیدی بر تهیه غذا برای شهروندان آسیبدیده از جنگ در هتل حاکم شود و دور از ذهن نیست که چالشهایی هم در این روند وجود داشته باشد. چایچی میگوید: «مهمترین چالش، هماهنگی دقیق میان تأمین مواد اولیه، زمانبندی پخت، حفظ کیفیت و سرعت ارائه خدمات است. وقتی تعداد وعدهها افزایش پیدا میکند، مدیریت جزئیات اهمیت بیشتری پیدا میکند. با این حال، با برنامهریزی منظم و همکاری بخشهای مختلف هتل، تا حد زیادی توانستیم این چالشها را مدیریت کنیم.»
تمام تلاش خود را بیش از پیش به کار گرفته که مسافران دور از خانه این روزها غذایی بخورند که شایسته باشد و احساس کنند که میزبان خوبی در روزهای سخت دارند. به گفته آشپز هتل استقلال «خوشبختانه بازخوردها بسیار دلگرمکننده بوده است. بسیاری از مهمانان از کیفیت و تنوع غذا رضایت داشتهاند و این برای ما ارزش زیادی دارد. البته هرجا نیاز به تغییر یا اصلاح در منو بوده، تلاش کردهایم با انعطافپذیری پاسخ دهیم تا رضایت بیشتری ایجاد شود. تا حد امکان از غذاهای آشنا و سنتی استفاده میکنیم؛ غذاهایی که برای بیشتر خانوادهها قابل پذیرش است و حس صمیمیت و آشنایی ایجاد میکند. سعی کردهایم وعدهها شبیه همان غذاهایی باشد که سر سفرهشان بوده تا احساس غربت نکنند.»
او معتقد است «در شرایط بحرانی، غذا فقط برای رفع گرسنگی نیست. یک وعده غذای گرم، باکیفیت و منظم میتواند بخشی از حس ثبات، احترام و آرامش را به افراد بازگرداند. پذیرایی مناسب به آدمها این پیام را میدهد که تنها نیستند و به نیازهایشان توجه میشود.»
چایچی هربار که پای اجاق میایستد، به این فکر میکند که دردی از دردهای مسافران از جنگ برگشته را کمتر کند و میخواهد که مهمانان این سفره بدانند که «این روزهای سخت هم میگذرد و همه ما باید کنار هم باشیم. ما در هتل و آشپزخانه تلاش میکنیم در حد توان محیطی آرامتر و خدماتی شایسته برای این عزیزان فراهم کنیم. از مردم هم میخواهم همدلی و همراهی را فراموش نکنند، چون در چنین روزهایی حمایت انسانی از هر چیز مهمتر است.»
او میگوید: «دیدن درد و رنج خانوادهها واقعاً تجربه تلخی بود اما خوشحالم که این روزها دوباره به من یادآوری کرد: آشپزی فقط مهارت فنی نیست؛ گاهی خدمت به انسانها در سختترین لحظات زندگی است. همین معنا، ارزش این حرفه را چند برابر میکند.»
بهنام چایچی یکی از آدمهای زیادی است که در هر گوشه از این شهر تلاش میکنند که از روزهای جنگ و سردرگمی و دردمندی برای آسیبدیدگانش، کمی لبخند هم بماند برای بعد؛ کمی خاطره خوب هم بماند برای روزهای بعد از هتلنشینی؛ کمی طعم خوب هم بماند برای اینکه حتی یک نفر هم یک سال بعد در خانه تازهاش با تردید به مادرش نگاه کند و بگوید: «ولی قرمهسبزی هتل یه چیز دیگه بود...»
انتهای پیام/
نظر شما